بایگانی برچسب: صیغه

احکام صیغه و همسریابی ازدواج موقت در فتاوای آیت الله بهجت

حکم ازدواج موقّت

۵۲۷. ازدواج موقّت از نظر اسلام چه حکمى دارد؟

ج. جایز، بلکه مستحبّ است.

جواز مطلق ازدواج موقّت

۵۲۸. آیا براى مردى که همسر دایم دارد، ازدواج موقّت جایز است؟

ج. جایز است.

اگر پدر اجازه  ى ازدواج با کفو را ندهد

۵۲۹. اگر پدر تا بیست یا سى سال دختر خود را تزویج نکند و دختر هم بخواهد با کفو شرعى خود صیغه کند، آیا اذن پدر لازم است یا خیر؟

ج. با فرض آن که دختر رشیده و عاقله است و زوجى را که براى خود در نظر گرفته کفو او مى  باشد و با اجتماع تمام شرایط، پدر از اذن امتناع نماید، اعتبار اذن پدر ساقط مى  شود و در هر حال رعایت احترام پدر و استیذان از او بشود خصوصا در عقد انقطاعى، واللّه  العالم.

صیغه دختر بدون اذن پدر

۵۳۰. آیا دختر باکره  اى را که بالغ و عاقل و رشیده است، بى  اذن پدر او مى  توان متعه کرد؟

ج. بنابر احتیاط، تکلیفا باید از پدر یا جدّ پدرى خود اجازه بگیرد، چون تکوینا مفسده دارد.

اجازه پدر در دختر غیرباکره

۵۳۱. زنى که در اثر زنا یا پریدن، بکارتش از بین رفته باشد، آیا براى ازدواج موقّت اجازه گرفتن از پدرش لازم است یا خیر؟

ج. اگر بکارتش به جماع از بین رفته، نیاز به اجازه ندارد.

عقد موقت دوشیزه بدون اطلاع دادن به خانواده  اش

۵۳۲. آیا صیغه خواندن براى دختر باکره بدون اطلاع خانواده  اش صحیح است؟ صحبت کردن آن ها با هم دیگر چه حکمى دارد؟

ج. باید احتیاطا با اجازه  ى پدر دختر باشد و صحبت کردن بدون اجرا عقدى مثل صحبت کردن با نامحرم هاى دیگر است.

زایل شدن بکارت با غیر جماع

۵۳۳. آیا ازدواج موقت با دخترى که بکارتش از راه غیر شوهر کردن از بین رفته است، نیاز به اذن پدر دارد؟

ج. اگر به غیر جماع زایل شده، باز هم نیاز به اذن پدر دارد، بنابر احتیاط ذکر شده.

اعتماد به گفته دختر در عقد موقت

۵۳۴. در عقد موقت آیا به صرف گفته  ى دختر که «پدر او راضى است»، نیازى به گرفتن پاسخ پدر هست یا خیر؟

ج. ظنّ به صدق او باشد، کفایت مى  کند.

صیغه جهت رابطه شغلى

۵۳۵. اگر در ازدواج موقت با دختر باکره بالغه و رشیده، ـ که فقط به منظور رابطه  ى متعارف شغلى و… باشد، نه مسایل زناشویى ـ ، آیا اجازه ولىّ او شرط است؟

ج. در لزوم اجازه به نحوى که ذکر شد، فرقى نمى  کند.

صیغه براى فرار از گناه

۵۳۶. دخترى بالغ ـ که قبلاً توسّط زنا ازاله  ى بکارت شده است و خانواده  ى او مطّلع نمى  باشند ـ تمایل به متعه با مرد مسلمانى را دارد. لکن حاضر به مطّلع کردن خانواده نیست و مرد مُصرّ به اذن از ولى است و از طرفى احتمال دارد که در پنهانى به زنا بیفتد. آیا بدون اذن، عقد موقّت وى جایز است؟

ج. در این فرض جایز است.

تخلف از اذن پدر در ازدواج دایم

۵۳۷. پدر به دختر اذن ازدواج دایم داده، آیا مى  تواند عقد انقطاعى کند؟

ج. تکلیفا بنابر احوط، جایز نیست و وضعا صحیح است.

ازدواج با کسى که پدرش فوت کرده است

۵۳۸. اگر پدر دختر باکره  اى فوت کرده باشد، مى  توان او را صیغه نمود؟

ج. اگر جدّ پدرى ندارد، جایز است.

ازدواج موقت و رابطه  ى آن با نظام اجتماعى

۵۳۹. آیا ازدواج موقت مرد به نفع جامعه است یا باعث متلاشى شدن جامعه مى  گردد؟

ج. به نفع جامعه است.

عدم ذکر مدّت و مهر در عقد موقّت با فرض دخول

۵۴۰. عقد موقّتى واقع شده است که به جهت جهل به مسأله یا فراموشى، مدّت و مهر را مشخّص نکرده  اند و جماع واقع شده است، حکم قضیه چیست؟

ج. حکم زنا را ندارد و اگر قصد مطلق نکاح را داشته  اند، منقلب به عقد دایم و مهرالمثل مى  شود.

عدم زوال محرمیّت با مادر زن بعد از پایان مدّت عقد

۵۴۱. خانمى دختر نابالغ خویش را براى مدّت دو روز براى مردى صیغه مى  خواند. آیا بعد از اتمام زمان صیغه به طور دایمى براى این خانم محرم است یا خیر؟

ج. بله محرم است، اگر با اذن ولىّ شرعى او بوده است و احوط این است که مدّتى پس از بلوغ را هم جزو زمان عقد قرار دهند هر چند بعدا زوج ابرا کند و آن زمان را ببخشد.

ازدواج موقت پسر و دختر با انگیزه  هاى مختلف

۵۴۲. اگر پسر و دخترى بخواهند از طریق ازدواج موقّت با همدیگر رابطه  ى شرعى داشته باشند، در صورت هاى زیر چه شرایطى معتبر است؟

۱) اگر رابطه صرفا رابطه  ى متعارف شغلى یا تحصیلى باشد؟

۲) اگر رابطه صرفا به خاطر استمتاع، جنسى بدون دخول باشد؟

۳) اگر رابطه به خاطر آمیزش جنسى (دخول) باشد؟

ج. در تمام صور جایز است، ولکن در باکره با اجازه ى پدر احتیاطا.

عقد موقّت براى محرمیّت

۵۴۳. اگر شخصى دختربچّه  ى خود را که قابل تمتّع نیست، به مدّت کوتاهى به منظور محرم شدن مادر آن بچّه به داماد، به عقد انقطاعى وى درآورد، آیا مادر آن بچّه به آن شخص محرم مى  شود؟

ج. بله، محرم مى  شود؛ هر چند احتیاط این است که مقدارى بعد از بلوغ را هم داخل کند، هر چند بعدا شوهر بقیه مدت را ابرا کند.

شرایط ازدواج موقت

۵۴۴. ازدواج موقت چه شرایطى دارد؟ آیا برقرارى رابطه با نامحرم به این نیّت که در آینده با هم ازدواج کنیم جایز است؟

ج. باید در ازدواج موقت مهر و مدت معین شود و بنابر احتیاط با اجازه ى پدر دختر صیغه  ى صحیح خوانده شود، و رابطه با نامحرم حرام است.

ازدواج موقت و ضرر به دختر

۵۴۵. آیا ازدواج موقت که موجب از بین رفتن بکارت مى  شود، به ضرر دختر نیست؟

ج. امکان دارد.

نفقه زن در ازدواج موقت

۵۴۶. آیا در ازدواج موقت نفقه زن بر مرد واجب است؟

ج. خیر، واجب نیست.

تفاوت عقد موقت و زنا

۵۴۷. فرق صیغه عقد موقت و زنا چیست و آیا مرد خودش مى  تواند عقد را جارى کند؟

ج. عقد موقت مثل دایم مشروع و مشروط به شرایط است و مرد هم مى  تواند صیغه  ى صحیح را جارى کند و هم چنین زن نیز مى  تواند صیغه را خود جارى نماید.

حرمت مادر زن بر داماد در عقد موقت

۵۴۸. آیا در ازدواج موقت نیز مادر زن بر داماد حرمت دایمى پیدا مى  کند؟

ج. بله.

وکیل گرفتن جهت اجراى صیغه عقد

۵۴۹. حکم وکیل گرفتن و خواندن صیغه در عقد موقت چیست؟

ج. به ذیل مسأله  ى ۱۸۸۳ رساله رجوع شود.

حقوق همسران در ازدواج موقت

۵۵۰. زن و مردى که صیغه شده  اند، چه حقوقى نسبت به هم دارند؟

ج. مرد حق استمتاع و زن حق مهر دارد.

سهو در مهریّه  ى عقد موقّت

۵۵۱. فردى قبل از ازدواج دایم، ازدواج موقّت کرده است و توافقى که روى مهریّه عقد دایم شده بود را سهوا مهریّه عقد موقّت قرار داده  اند، تکلیف چیست؟

ج. احتیاط در این است که شوهر مدت عقد موقت را ببخشد و زن هم او را از مهر ابرا کند و باز عقد موقّت را تجدید کنند.

بذل مدت ولىّ یا قیّم صغیر

۵۵۲. در عقد موقّتِ صغیر، آیا ولىّ یا قیّم وى مى  تواند بذل مدّت به زوجه نماید؟

ج. ولىّ یا قیّم با اذن حاکم مى  تواند با گرفتن مالى از زوجه که به نفع صغیر است، بذل مدت نماید و احتیاط در موارد امکان صبر ـ مثل نزدیک بودن زمان بلوغ ـ ترک نشود.

شرط نفقه در ازدواج موقت

۵۵۳. در عقد ازدواج موقّت، آیا شرط نفقه نافذ است؟

ج. اگر شرط اعطاى مقدار نفقه باشد، ظاهرا آن شرط الزام  آور است، اگرچه تخلّف آن موجب خیار در عقد نکاح نیست.

اختلاف زوجه با زوج و عاقد در دایم یا موقّت بودن عقد

۵۵۴. بین زوجین اختلاف شده و زوجه مى  گوید عقد، دایم بوده و زوج و عاقد مى  گوید موقّت بوده است. قول کدام یک مقدّم است؟

ج. ظاهرا قول زوج و عاقد مقدم است؛ زیرا آن ها منکر علقه  ى زوجیّت پس از مدت هستند و زوجه مدّعى آن است که اگر زوجه بیّنه اقامه نکند، منکر حلف مى  کند. گرچه احتیاط در این است که زوج پس از انقضاى مدّتى که قایل است، طلاق را اجرا کند.

اجراى عقد موقت بدون حضور شاهد

۵۵۵. آیا انسان بدون وجود شاهدى مى  تواند صیغه عقد موقت را بخواند؟ در صورت مواجه شدن با نیروهاى انتظامى چگونه باید جواب دهد؟

ج. بدون شاهد هم مى  توانند عقد بخوانند و قول آن ها هم به خواندن عقد، قابل قبول است.

کم ترین و بیشترین زمان ازدواج موقت

۵۵۶. کم ترین و بیشترین زمان ازدواج موقت چه قدر است؟

ج. مقدار، منوط به رضایت طرفین است و فرقى بین این که زمان آن بلند یا کوتاه باشد نیست؛ پس در طرف طول زمانى که مظنون است عدم بقا تا آن زمان تا به سفاهت نرسد، و در طرف کوتاهى، به لحظه معیّن با قابلیت استمتاع؛ اگرچه به غیر جماع باشد در آن زمان کافى است.

تمدید عقد موقت

۵۵۷. در عقد موقت اگر هنوز مدت تمام نشده باشد مى  توان مدت را تمدید کرد، یا این که آن را به عقد دایم تبدیل کرد؟

ج. قبل از پایان مدت یا بخشیدن بقیه مدت، عقد دایم یا موقت باطل است. (جهت اطلاع بیشتر به مسأله  ى ۱۹۰۴ رساله رجوع شود.)

بطلان عقد موقّت با عدم تعیین مهر و تحقّق وطى به شبهه

۵۵۸. مردى زنى را به این صورت فریب داده که به او گفته من تو را به نکاح دایم خود درمى  آورم، ولى شرط نکاح دایم این است که اوّل تو را به عقد موقّت درآورم. او را بدون تعیین مهر به عقد موقّت درآورده، با رضایت زن، و پس از آن، از او ازاله  ى بکارت کرده و مبلغى را به او داده و او را رها کرده است. آیا این عقد صحیح است؟ حکم قضیه را بیان فرمایید.

ج. چون مهر را در عقد موقت تعیین نکرده، آن عقد باطل بوده است. اگر مرد دانسته این کار را کرده، این وطى از طرف او زنا است، ولى چون زن این را نمى  دانسته از طرف او وطى به شبهه بوده و در وطى به شبهه چه از طرف زن به تنهایى یا از طرف هر دو باشد، زن استحقاق مهرالمثل را دارد و چون ازاله  ى بکارت شده، استحقاق مهرالمثل باکره را دارد و ارش البکاره هم در همان مهر تداخل مى  کند.

حکم عدم ذکر مدّت در عقد موقّت

۵۵۹. اگر در ازدواج موقت از روى فراموشى و یا به علت جهل نسبت به مسأله، ذکر مدّت انجام نشود، حکم آن چیست؟

ج. آن نکاح باطل است، ولى اگر قصد عاقد به قصد اصل نکاح منحل شود و قصد متعه از باب تعدّد مقصود باشد، عقد منقلب به دایم مى  شود، به خلاف وحدت مقصود؛ و در موردى که تحلیل قصد واضح نیست، احتیاط در این است که اگر راضى به دوام باشند، عقد را تجدید کنند و اگر راضى به آن نباشند، طلاق دهند.

عدّه  ى متعه

۵۶۰. عدّه  ى زنى که حیض مى  شود ـ در ازدواج موقت ـ دو حیض است. حال اگر زن بعد از انقضاى مدت بلافاصله حیض شود و پس از انقضاى حیض و پاک شدن و فاصله شدن کم ترین زمان پاکى که ۱۰ روز است با خوردن قرص حیض شود ـ که مجموع مدّت عدّه مثلاً ۲۰ روز مى  شود ـ آیا مى  تواند شوهر کند؟

ج. ظاهرا مى  تواند.

متعه در عدّه  ى رجعیّه

۵۶۱. در عدّه  ى رجعیّه فردى عیال قبلى خود را متعه مى  کند. آیا متعه صحیح است؟ و آیا عمل او رجوع محسوب مى  شود؟

ج. متعه لغو است، ولى رجوع محسوب مى  شود، ظاهرا.

مجهول بودن زمان متعه

۵۶۲. اگر در عقد متعه مدّت ذکر شود ولى مجهول باشد، مثل بازگشت فلان مسافر از سفر، آیا متعه باطل است یا به دایم منقلب مى  شود؟

ج. ظاهرا متعه باطل است.

اعتبار قول زن در یائسگى و بیوه بودن خود

۵۶۳. اینجانب تصمیم به ازدواج موقّت با زن یائسه  اى دارم. اگر از وى سؤال کنم که یائسه هستى و در جواب بگوید آرى، هم چنین اگر سؤال شود که شوهر دارد یا نه، بگوید شوهر ندارم، آیا قول او شرعا حجّت است و من مى  توانم با او ازدواج کنم؟

ج. اگر بر کذب او یقین ندارید، ادّعاى او در این که خلیّه است و مى  تواند شوهر کند قابل اعتماد است و اگر متّهمه است، بهتر است مراعات احتیاط شود.

۵۶۴. دخترى ۲۴ ساله هستم. حدود ۶ سال پیش در حالى که باکره بودم، به صیغه  ى موقّت مردى درآمدم و اکنون بعد از ۶ سال احتمال ۹۹% مى  دهم که نه مهریّه تعیین شده بود و نه مدّت عقد مشخص گردیده بود و اکنون هم هیچ دسترسى به آن مرد ندارم. تکلیف بنده چیست؟ آیا بنده به عقد دایم ایشان درآمده  ام یا این که عقد باطل بوده و اکنون مى  توانم ازدواج کنم؟

ج. اگر عقد دایم بوده و مهر قرار داده نشده، به مهرالمثل برمى  گردد و اگر عقد موقّت بوده و مهر قرار داده نشده، عقد باطل است و اگر عقد موقّت بوده و زمان ذکر نشده، در صورتى که قصد خصوص عقد موقت ـ به طورى که بر عقد دایم اصلاً راضى نباشد ـ نشده، به دایم منقلب مى  شود.

ازدواج موقّت ۹۹ ساله

۵۶۵. آیا ازدواج موقّت ۹۹ ساله صحیح است و آیا حکم عقد دایم را پیدا مى  کند؟

ج. تا هر مقدارى که به سفاهت نرسد، ازدواج موقّت صحیح است.

جهل به تعیین زمان و مهر در عقد

۵۶۶. اگر بدون علم به لزوم تعیین مهر و زمان در ازدواج موقت، زن و مردى ازدواج کنند و فرزندى حاصل شود، بعد به لزوم تعیین پى ببرند، آیا ازدواج آن ها حرام بوده و بچه آن ها حلال  زاده نمى  باشد؟

ج. اگر منقلب به ازدواج دایم نشده باشد، وطى به شبهه و آن فرزند، فرزند شبهه و حلال زاده است.

اجبار مرد بر بخشش مدت عقد

۵۶۷. در ازدواج موقت، در شرایطى که زن در عسر و حرج واقع شود، آیا اجبار مرد بر بذل مدت باقى مانده صحیح مى  باشد؟

ج. خیر، مگر از جانب حاکم شرع جامع شرایط باشد.

چگونگى ازدواج موقت با زنان غیر مسلمان

۵۶۸. آیا نحوه ازدواج موقت با زن مسلمان و غیر مسلمان متفاوت است؟ اگر زن و مرد از دو جاى متفاوت و با زبان مختلف باشند، نحوه جارى ساختن صیغه موقت چگونه است؟

ج. نحوه  ى ازدواج تفاوت ندارد و در اجراى صیغه، باید هر کدام بفهمد که عقد ازدواج را اجرا مى  کند.

عقد موقت با اهل کتاب بدون مهریه

۵۶۹. ازدواج موقت با زنان اهل کتاب که بدون مهریه، راضى به این ازدواج باشند صحیح است؟

ج. باید مهر معیّن داشته باشد.

ازدواج موقّت با زوج مدّعىِ اسلام و انکشاف زرتشتى بودن وى

۵۷۰. مردى است زرتشتى به زن مسلمانى مراجعه و خود را مسلمان و پیرو شریعت مقدّس اسلام معرّفى مى  کند. مطابق موازین شرع اسلام، نزد عاقد مسلمان و واجد شرایط با انعقاد عقد ازدواج به طریقه  ى اسلامى و به صورت موقت آن زن را تزویج و در سند نکاحیّه رسمى، مذهب خود را مسلمان اعلام مى دارد. بعدا معلوم مى  گردد که او مجوسى است، حاصل این ازدواج دو فرزند است. حکم ازدواج فوق چیست؟ آیا این مرد و دو نفر فرزندان مذکور مسلمان شناخته مى  شوند؟ زوجه مذکوره چه وظیفه اى دارد؟

ج. طریقى براى صحّت نکاح زن مسلمان با مرد غیر مسلمان حتى در عقد موقت نیست، اگرچه کتابى یا مجوس باشد. پس با تفحّص از حال فعلى و سابق، اگر اسلام مرد احراز شد که ملتزم به لوازم اسلام و ایمان است و در حال عقد این چنین بوده است، یا آن که اماره  ى معتبر بر اسلام و ایمان آن وقت به دست آمد که احکام اسلام بار مى شود؛ و در غیر این صورت نسبت اولاد به مادر صحیح است و آن ها تابع مادر ـ که اشرف است در اسلام ـ مى باشند و جدایى مادر از زوج لازم و متعیّن مى  گردد و عدّه  ى وطى به شبهه بر مادرى که ندانسته بوده، ثابت است.

ازدواج موقّت با زن مجوسى

۵۷۱. آیا ازدواج موقّت با زن مجوسى جایز است یا نه؟

ج. محلّ تأمّل است. پس باید احتیاطا ترک شود.

عقد موقّت اهل کتاب توسط مرد مسلمانى که همسر مسلمان دارد

۵۷۲. آیا مرد مسلمانى که همسر مسلمان دارد، مى  تواند زن اهل کتاب را به عقد موقّت خود درآورد؟

ج. مى  تواند با آنان به صورت عقد موقت ازدواج کند.

عقد موقت زنان فاحشه

۵۷۳. آیا فواحش را مى  توان عقد موقّت کرد؟

ج. بله، مى  شود، هر چند خلاف استحباب است.

به عقد درآوردن زنان خیابانى

۵۷۴. متعه نمودن زنان بدکاره چه حکمى دارد؟ و باید شرایط ازدواج موقت از نظر عده و… رعایت شود یا نه؟

ج. متعه کردن آن ها قبل از توبه  ى شان، کراهت دارد و باید تمام شرایط ازدواج موقت رعایت شود.

عدم لزوم فحص از عده  ى زن

۵۷۵. مردى زنى را به عقد موقّت خود درمى  آورد. در بین مباشرت با آن زن شکّ مى  کند که آیا او از زنانى است که زیاد صیغه مى  شود و عدّه نگه نمى  دارد یا نه؟، آیا تحقیق واجب است؟

ج. واجب نیست.

ثبت ازدواج موقت

۵۷۶. آیا در ازدواج موقت نیازى به ثبت آن در محضر رسمى مى باشد؟

ج. شرعا لازم نیست.

صیغه زن بدون اجازه از همسر

۵۷۷. اگر مردى به همسرش دسترسى نداشته باشد، آیا بدون اجازه او مى  تواند زنى را صیغه کند؟

ج. بله، مى  تواند.

ازدواج موقت مرد با داشتن همسر دایم

۵۷۸. آیا مرد با داشتن همسر دایم، مى  تواند ازدواج موقت کند؟ رضایت و اجازه همسر دایمى او چه نقشى دارد؟

ج. مى  تواند و نیازى به اجازه  ى همسر دایمى ندارد.

ازدواج موقت براى کسى که طواف نساء را انجام نداده است

۵۷۹. کسى که طواف نساء و نماز آن را به جا نیاورده، آیا مى  تواند ازدواج موقت کند؟

ج. خیر، نمى  تواند.

فرزند حاصل از ازدواج موقت

۵۸۰. فرزندى که از ازدواج موقت متولد مى  شود مربوط به پدر است یا مادر؟

ج. مربوط به هر دو است.

۵۸۱. آیا این مطلب صحیح است که مسؤولیت طفل حاصل از نزدیکى در زمان ازدواج موقت با مرد نمى  باشد؟

ج. خیر، صحیح نیست.

زنا در ایام عقد موقت

۵۸۲. در ازدواج هاى موقت، که گاهى شوهر براى مدتى طولانى مفقود مى  شود، اگر زن در این مدت مرتکب زنا شود، آیا بر شوهرش حرام ابدى مى  شود؟

ج. خیر، حرام نمى  شود.

فریب مرد در ازدواج

۵۸۳. زنانى که شناخته شده هستند که فقط براى گرفتن مهریه ازدواج مى  کنند و بعد از گرفتن آن از شوهر جدا مى  شوند، اگر کسى عالم یا جاهل به این موضوع با آن ها ازدواج کند و این بلا بر سر او آید، آیا مى  تواند از دادن مهریه خوددارى کند یا خیر؟

ج. خیر، باید مهریه را بدهد؛ ولى در موقت تا مدت تمام نشده، حق استمتاع دارد و در دایم، طلاق به دست شوهر است و اگر ادعاى تدلیس در بین است، به حاکم شرع مراجعه مى  شود.

انکار طفل در عقد موقت

۵۸۴. شخصى زن جوانى را متعه کرده و با اقرار خود مواقعه نیز انجام شده و زن مزبور پس از آن حامله شده است و طفل را به مرد متمتّع نسبت مى  دهد ولى مرد منکر الحاق ولد به خود مى  باشد. آیا قسم به نفى ولد از طرف مرد در این صورت مشروعیّت دارد؟

ج. اگر معلوم نباشد که به مجرد احتمال یا گمان نفى کرده، به نفى ولدِ شوهر، ولد منتفى مى  شود ظاهرا، اگرچه نفى براى او بدون علم تکلیفا جایز نیست؛ اگرچه عزل نماید یا ظنّ به انتفا داشته باشد یا زن را متهمه بداند، و على اى حال در عقد انقطاعى لعان نیست.

نفى فرزند در ازدواج موقت

۵۸۵. فرزندى که در ازدواج موقت حاصل مى  شود، اگر زن آن را به مرد نسبت دهد، مرد مى  تواند آن را از خود نفى کند؟ اگر اقرار به مباشرت داشته باشد، نفى ولد چه حکمى دارد؟

ج. خیر، اگر علم به نفى ندارد نمى  تواند نفى ولد کند و با علامات مفیده  ى ظن به انتفا، محکوم به لحوق است به واسطه  ى فراش، و در صورت نفى زوج، ولد بدون لعان از او منتفى است.

عدم اطلاع از وضعیت شوهر در عقد موقت

۵۸۶. تکلیف زنانى که براى چند سال به ازدواج موقت مردى در مى  آیند؛ ولى بعد از مدتى دیگر، از آن مرد خبرى نمى  شود، چه مى  باشد؟

ج. باید صبر کنند تا مدت عقدشان تمام شود.

اطاعت زن از مرد در عقد موقت

۵۸۷. در ازدواج موقت، حدود اطاعت زن از شوهر، شامل چه مواردى مى  باشد؟

ج. در استمتاعات باید تمکین کند.

تبدیل عقد موقّت به دایم

۵۸۸. هر گاه زنى را یک ساله متعه کرده پس از شش ماه مى  خواهد او را به عقد دایم درآورد، وظیفه چیست؟

ج. آن شش ماه دیگر را ببخشد، بعد او را عقد کند.

بخشش نصف مدّت

۵۸۹. در عقد موقّت، شوهر نصف مدّت را مى  بخشد. آیا مهر هم تقسیط مى  شود یا همه ى مهریه را باید بپردازد؟

ج. اگر قبل از دخول باشد، نصف مهر و اگر بعد از دخول باشد، تمام مهر را باید بپردازد.

اختلاف مرجع دختر و پسر در عقد موقت

۵۹۰. اگر مردى دخترى را بدون اذن پدر به عقد موقت خود درآورد، در صورتى که مرجع تقلید آن دختر چنین عقدى را باطل مى  داند، آیا محرمیت مادر دختر و دیگر احکام ازدواج بر آن مترتب مى  شود؟

ج. هر کدام از مرد و زن و مادر او یا غیر او، به فتواى مرجع تقلید خود عمل کنند.

منبع: سایت آیت الله بهجت، بخش استفتائات

همچنین برای همسریابی ازدواج موقت سایت معتبر حافظون پیشنهاد می گردد.

احکام ازدواج موقت و نحوه جاری شدن صیغه

۱. در ازدواج موقت، رضایت طرفین و خواندن صیغه کافی است و نوشتن و شاهد گرفتن لازم نیست.

۲. خود زن و مرد می‌توانند صیغه عقد را بخوانند. ابتدا مدت عقد (از یک ساعت تا چند سال) و میزان مهر (مثلاً از هزار تومان تا …) را معین کنند و بعد صیغه عقد را بخوانند.

در «صیغه عقد» ابتدا زن می‌گوید:

«زَوَّجتُکَ نَفْسی فی المُدَّهِ الْمَعْلوُمَه عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلوُم» (خودم را به تو تزویج کردم برای مدت معین با مهر معین)

بعد مرد می‌گوید:

«قَبِلْتُ» (قبول کردم)

تبصره: اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند به هر لفظی که صیغه را بخوانند صحیح است. اما باید لفظی را بگویند که معنی «زَوَّجْتُ و قَبِلْتُ» را بفهماند.

۳. عقد موقت طلاق ندارد بلکه جدا شدن زن و مرد بواسطه تمام شدن مدت عقد و یا بخشیدن مدت (مرد باقیمانده زمان عقد را به زن می‌بخشد) می‌باشد.

۴. اگر کسی زنی را به عقد خود درآورد، اگر چه نزدیکی نکرده باشد مادر آن زن به آن مرد محرم می‌شود و اگر نزدیکی کرده باشد، اگر آن زن از مرد دیگری دختر داشته باشد دختر آن زن نیز به آن مرد محرم می‌شود و مرد هرگز نمی‌تواند با آن دختر ازدواج کند.

۵. تعریف عدّه: مدت زمانی را که زن نمی‌تواند با مرد دیگری ازدواج کند عدَه می‌گویند. این مدت پس از طلاق (در عقد دائم) و یا اتمام مدت زمان (در عقد موقت) و یا فوت شوهر شروع می‌شود.

۶. عدَه عقد موقت دیدن دوبار عادت ماهیانه زنان است. عدَه عقد دائم از زمان طلاق، دیدن سه بار عادت ماهیانه است. عدّه وفات شوهر، چهارماه و ده روز است اگر چه زن یائسه یا متعه باشد.

۷. زن یائسه (زن غیرسیدی است که سنش بالاتر از پنجاه سال یا سیده‌ای که سنش بالاتر از شصت سال باشد) عدّه طلاق و عدّه اتمام عقد موقت ندارد.

۸.    اگر مردی زنی را که در عدّه دیگری است برای خود عقد کند آن زن بر او حرام می‌شود.

در سایت همسریابی حافظون شما میتوانید با متقاضیان صیغه و ازدواج موقت آشنا شوید.

صیغه موقت یا متعه چیست؟

صیغه موقت به معنای (ازدواج موقت ) است.صیغه موقت به این معنی است که زن و مردی که با هم ازدواج موقت می کنند، فقط تا زمانی که مدت عقد تمام نشده ، با هم زن و شوهرند . بعد از تمام شدن مدت دیگر زن و شوهر نیستند ،مثلا اگر برای مدت ده روز ازدواج کرده باشند، بعد از ده روز دیگر نسبت به هم محرم نیستند. در ازدواج موقت یا همان صیغه موقت رضایت زن و مرد و خوانده شدن عقد و مشخص کردن مهریه و مدت لازم است.اگر دختر باکره باشد، به نظر بیش تر مراجع معظم تقلید باید از پدرش رضایت بگیرد.

شاید اینها سوالات بسیاری از شما عزیزان باشد آیا عقد یا صیغه موقت باید دارای شرایط خاص باشد ؟

آیا نیاز به عاقد دارد؟

آیا باید با الفاظ خاصی خوانده شود ؟

آیا در صیغه موقت حتما باید مدت در آن قید شود یا خیر؟

از این جهت بر آن شدیم تا مطالبی  در این رابطه برایتان بیان کنیم.

 

طبق ماده ۱۰۶۲قانون‌ مدنی‌: “نکاح‌ واقع‌ می‌شود به‌ ایجاب‌ و قبول‌ به‌ الفاظی‌ که‌ صریحا دلالت‌ بر قصد ازدواج‌ نماید.”

ازدواج‌ موقت‌ (صیغه موقت) که‌ رابطه‌ زوجیت‌ بین‌ زن‌ و مرد در مدت‌ معین‌ است‌ به‌ وسیله‌ عقد محقق‌ می‌گردد و چون‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ یکی‌ از عقود است‌ باید علاوه‌ بر شرایط عمومی‌ برای‌ صحت‌ عقد، دارای‌ شرایط مخصوص‌ به‌ خود نیزباشد.

 

قصد انشاء در ازدواج‌ موقت‌:

قصد و رضای‌ زوجین‌ در صیغه موقت از شرایط صحت‌ عقد است‌. لذا مرد یا زن‌ یا وکیل‌ آن‌ها که‌ صیغه‌ عقد موقت‌ را می‌خواند باید قصد انشاء داشته‌ باشد یعنی‌ اگر خود مرد و زن‌ صیغه‌ را می‌خوانند، زن‌ به‌ گفتن‌ “زوجتک‌نفسی‌” قصدش‌ این‌ باشد که‌ خود را زن‌ او قرار دهد و مرد به‌ گفتن‌ “قبلت‌ التزویج‌” زن‌ بودن‌ او را برای‌ خود قبول‌ نماید و اگر وکیل‌ مرد و زن‌ صیغه‌ را می‌خواند، به‌ گفتن‌ “زوجت‌ و قبلت‌” قصدش‌ این‌ باشد که‌ مرد و زنی‌ را که‌ او را وکیل‌کرده‌ است‌، زن‌ و شوهر شوند.

بنابراین‌ اگر زن‌ و مرد راضی‌ به‌ عقد صیغه موقت نباشند یا اینکه‌ یکی‌ از طرفین‌، مورد اجبار و اکراه‌ قرار گرفته‌ باشد و یا آنکه‌ بدون‌ قصد انشاء، مثلا به‌ لحاظ شوخی‌ صیغه‌ را جاری‌ نماید، این‌ شرط که‌ از صحت‌ ازدواج‌ موقت‌است‌ رعایت‌ نشده‌ و باطل‌ می‌باشد.

در نتیجه‌ اگر زن‌ یا مردی‌ را اجبار به‌ ازدواج‌ موقت‌ با دیگری‌ نمایند که‌ شخص‌ مکره‌ بدون‌ اراده‌، مجبور به‌ پذیرش‌ ازدواج‌ است‌ این‌ ازدواج‌ یا صیغه موقت صحیح‌ نمی‌باشد.

 

الفاظ در ازدواج‌ یا صیغه موقت‌:

در ازدواج‌ یا صیغه موقت تنها اراده‌ و رضایت‌ زن‌ و مرد برای‌ تحقق‌ عقد کافی‌ نیست‌ بلکه‌ باید از الفاظی‌ استفاده‌ کرد که‌ قصد طرفین‌ را مبنی‌ بر ازدواج‌ یا صیغه موقت برساند. بنابراین‌ معاطات‌ در عقد ازدواج‌ موقت‌ پذیرفته‌ نشده‌ است‌.

در اینکه‌ خواندن‌ صیغه‌ ازدواج‌ موقت‌ با چه‌ زبان‌ و الفاظی‌ باشد کافی‌ است‌ که‌ لفظ فارسی‌ باشد و لفظ عربی‌ ضرورت‌ ندارد و صیغه‌ خاص‌ نیز ضرورت‌ ندارد، بلکه‌ همین‌ مقدار که‌ الفاظ، قصد ازدواج‌ موقت‌ را برساند کافی‌است.

 ایجاب‌ و قبول‌:

ایجاب‌ عبارت‌ است‌ از اعلام‌ قصد ازدواج‌ “موقت” گوینده‌ با مخاطب‌ خود. قبول‌ عبارت‌ از اعلام‌ پذیرش‌ آن‌ امر است‌. ایجاب‌ عموما از طرف‌ زن‌ و قبول‌ از طرف‌ مرد می‌باشد.

توالی‌ ایجاب‌ و قبول‌:

برای‌ اینکه‌ اراده‌ هر دو طرف‌ در نظر عرف‌ مربوط به‌ هم‌ باشد و فاصله‌ بین‌ ایجاب‌ و قبول‌ امکان‌ توافق‌ واقعی‌ زوجین‌ را بر هم‌ نزند، در ماده‌ ۱۰۶۵ قانون‌ مدنی‌ تصریح‌ شده‌ است‌ که‌:

“توالی‌ عرفی‌ ایجاب‌ و قبول‌ شرط صحت‌ عقد است‌.”

یعنی‌ قبول‌ باید در زمانی‌ گفته‌ شود که‌ عرف‌ آن‌ را متوالی‌ و مربوط به‌ ایجاب‌ بداند.

ایجاب‌ و قبول‌ توسط ولی‌ در ازدواج‌ موقت‌:

ماده‌ ۱۰۶۳ قانون‌ مدنی‌: “ایجاب‌ و قبول‌ ممکن‌ است‌ از طرف‌ خود مرد و زن‌ صادر شود و یا از طرف‌ اشخاصی‌ که‌ قانونا حق‌ عقد دارند.”

با توجه‌ به‌ ماده‌ ۱۰۷۱ قانون‌ مدنی‌، به‌ نظر می‌رسد منظور از “اشخاصی‌ که‌ قانونا حق‌ عقد دارند” موردی‌ است‌ که‌ ازدواج‌ یا صیغه موقت توسط ولی‌ انجام‌ می‌گیرد و این‌ ماده‌ نمی‌خواهد مورد وکالت‌ را بیان‌ دارد.“تعیین‌ زن‌ و شوهر به‌ نحوی‌ که‌ برای‌ هیچ‌ یک‌ از طرفین‌ در شخص‌ طرف‌ دیگر شبهه‌ نباشد شرط صحت‌ نکاح‌ است‌.”

شرایط عاقد در ازدواج یا صیغه موقت:

ماده‌ ۱۰۶۴ قانون‌ مدنی‌: “عاقد باید عاقل‌ و بالغ‌ و قاصد باشد.”

عاقد به‌ کسی‌ گفته‌ می‌شود که‌ صیغه‌ عقد ازدواج‌ را جاری‌ می‌سازد و کسی‌ که‌ صیغه‌ را جاری‌ می‌سازد باید دارای‌ سه‌ ویژگی‌ باشد:

قسمت‌ الف‌ ـ عاقل‌ باشد: کسی‌ که‌ صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ می‌سازد باید عاقل‌ باشد، پس‌ اگر شخص‌ دیوانه‌، صیغه‌ عقد را جاری‌ سازد عقد باطل‌ است‌.

 

قسمت‌ ب‌ ـ بالغ‌ باشد: کسی‌ که‌ صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را می‌خواند باید بالغ‌ باشد. به‌ استناد تبصره‌ ۱ ماده‌ ۱۲۱۰ قانون‌ مدنی‌ سن‌ بلوغ‌ در پسر پانزده‌ سال‌ تمام‌ قمری‌ و در دختر نه‌ سال‌ تمام‌ قمری‌ است‌. بنابراین‌ چنانچه‌ طفل‌صغیری‌ صیغه‌ را جاری‌ سازد عقد باطل‌ است‌.

 

قسمت‌ ج‌ ـ قاصد باشد: یعنی‌ قصدش‌ از جاری‌ کردن‌ صیغه‌ ازدواج‌ موقت‌ این‌ باشد که‌ در مدت‌ معین‌، پیمان‌ زناشویی‌ را منعقد می‌نماید. بنابراین‌ اگر شخصی‌ از روی‌ مزاح‌ و یا در حال‌ مستی‌، صیغه‌ عقد را جاری‌ سازد این‌ عقدباطل‌ است‌.

در نتیجه‌ کسی‌ که‌ صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ می‌نماید، چه‌ برای‌ خودش‌ چه‌ به‌ وکالت‌ از طرف‌ زوجین‌ یا از طرف‌ یکی‌ از زوجین‌ یا ولی‌ یکی‌ از زوجین‌، باید دارای‌ شرایط مذکور در ماده‌ ۱۰۶۴ باشد. لذا اگر دختر وپسری‌ که‌ نابالغ‌ هستند یا عاقل‌ نیستند و یا قصد نداشته‌ باشند، صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ نمایند، این‌ عقد باطل‌ است‌.

 

تعیین‌ زن‌ و شوهر در ازدواج‌ موقت‌:

ماده‌ ۱۰۶۷ قانون‌ مدنی‌: “تعیین‌ زن‌ و شوهر به‌ نحوی‌ که‌ برای‌ هیچ‌ یک‌ از طرفین‌ در شخص‌ طرف‌ دیگر شبهه‌ نباشد شرط صحت‌ نکاح‌ است‌.”

یکی‌ از شرایط صحت‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ تعیین‌ مرد و زن‌ است‌ به‌ نحوی‌ که‌ موجب‌ اشتباه‌ نشده‌ و کاملا معین‌ باشد. لذا چنانچه‌ وکیل‌ مرد و زن‌ و یا ولی‌ آن‌ها می‌خواهد صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ نماید، باید زن‌ و شوهررا در عقد، معین‌ نماید و این‌ ممکن‌ است‌ با بردن‌ اسم‌ آن‌ها و یا با اشاره‌ به‌ آن‌ها صورت‌ پذیرد به‌ طوری‌ که‌ برای‌ طرف‌ دیگر در عقد جای‌ هیچگونه‌ شک‌ و شبهه‌ای‌ باقی‌ نماند.

بنابراین‌ چنانچه‌ مردی‌ دارای‌ چند دختر باشد و به‌ مرد بگوید یکی‌ از دخترانم‌ را به‌ عقد تو درآوردم‌ به‌ لحاظ آنکه‌ معین‌ نیست‌ کدام‌ دختر را به‌ عقد مرد درمی‌آورد، این‌ عقد باطل‌ و بلااثر است‌.

تعلیق‌ در ازدواج‌ موقت‌:

ماده‌ ۱۰۶۸ قانون‌ مدنی‌: “تعلیق‌ در عقد، موجب‌ بطلان‌ است‌.”

تعلیق‌ در لغت‌ به‌ معنی‌ بلاتکلیف‌ نهادن‌ یک‌ کار است‌ به‌ طوری‌ که‌ نفیا و اثباتا تصمیمی‌ راجع‌ به‌ آن‌ نگرفته‌ باشد.مانند اینکه‌ مرد به‌ زن‌ بگوید تو را به‌ زوجیت‌ خود برگزیدم‌ اگر از سفربرگشتم‌ یا اینکه‌ زن‌ به‌ مرد بگوید خود را به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ تو درآوردم‌ اگر فردا هوا آفتابی‌ باشد و ابر نباشد. در مثال‌های‌ فوق‌ چون‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ معلق‌ به‌ شرطی‌ است‌ که‌ مجهول‌ است‌ لذا صیغه موقت‌ باطل‌ است‌.

ماده‌ ۱۰۷۵ قانون‌ مدنی‌:‌“نکاح‌ وقتی‌ منقطع‌ است‌ که‌ برای‌ مدت‌ معینی‌ واقع‌‌شده‌باشد.”

 

نحوه‌ خواندن‌ صیغه‌ ازدواج‌ موقت‌:

‌ اول‌ ـ اگر زن‌ و مرد خودشان‌ صیغه‌ را بخوانند: اگر خود زن‌ و مرد بخواهند صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را بخوانند، بعد از آنکه‌ مدت‌ و مهر را معین‌ کردند چنانچه‌ زن‌ بگوید:

“زوجتک‌ نفسی‌ فی‌ المدته‌ المعلومه‌ علی‌ المهر المعلوم‌” )یعنی‌ ـ من‌ خودم‌ را به‌ همسری‌ تو در مدت‌ معین‌ و با مهر معین‌ درآوردم‌ (بعد بدون‌ فاصله‌ مرد بگوید: “قبلت‌”(قبول‌ کردم‌)صحیح‌ است‌.

‌ دوم‌ ـ اگر دیگری‌ را وکیل‌ کنند: اگر زن‌ و مرد، شخص‌ دیگری‌ را وکیل‌ کنند که‌ صیغه‌ ایجاب‌ و قبول‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ نماید، در این‌ صورت‌ اول‌ وکیل‌ زن‌ به‌ وکیل‌ مرد بگوید: “متعت‌ موکلتی‌ موکلک‌ فی‌ المدته‌المعلومه‌ علی‌ المهر المعلوم‌” (یعنی‌ موکله‌ خودم‌ را به‌ ازدواج‌ موکل‌ تو در مدت‌ معین‌ با مهر معین‌ درآوردم‌ )پس‌ بدون‌ فاصله‌ وکیل‌ مرد بگوید: “قبلت‌ لموکلی‌ هکذا” (یعنی‌ قبول‌ کردم‌ برای‌ موکل‌ خودم‌ همین‌ طور (صحیح‌ است‌

 

تعیین‌ مدت‌ در صیغه موقت‌:

ماده‌ ۱۰۷۵ قانون‌ مدنی‌:‌“نکاح‌ وقتی‌ منقطع‌ است‌ که‌ برای‌ مدت‌ معینی‌ واقع‌‌شده‌باشد.”

از مفهوم‌ ماده‌ مذکور به‌ دست‌ می‌آید که‌ اگر برای‌ صیغه موقت مدت‌ تعیین‌ نشده‌ باشد،عقد ازدواج‌ صحیح‌ است‌ و آن‌ به‌ عقد دائم‌ مبدل‌ می‌شود.

اما گفته‌ شده‌ دسته‌ دیگری‌ از فقهاء عظام‌ عقیده‌ دارند که‌ در صورت‌ عدم‌ ذکر مدت‌،عقد ازدواج‌ موقت‌ باطل‌ است‌ و مبدل‌ به‌ ازدواج‌ دائم‌ نمی‌شود زیرا در ازدواج‌ موقت‌ (صیغه موقت) تعیین‌ مدت‌ شرط است‌ پس‌ چنانچه‌ عقد فاقد این‌ شرط باشد باطل‌ است.

اگر چه‌ قانون‌ مدنی‌ در ماده‌ ۱۰۷۵ قول‌ مشهور فقهاء عظام‌ را پذیرفته‌ است‌ اما به‌ نظر می‌رسد قولی‌ که‌ نظر به‌ بطلان‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ در صورت‌ عدم‌ تعیین‌ مدت‌ دارد، صحیح‌ تر به‌ نظر می‌رسد.خصوصا اینکه‌ زن‌ و مرد اراده‌ خود را برای‌ صیغه موقت با آثار آن‌ در نظر داشته‌اند و حال‌ آنکه‌ در صورت‌ عدم‌ تعیین‌ مدت‌ و مبدل‌ شدن‌ ازدواج‌ موقت‌ به‌ ازدواج‌ دائم‌، موجب‌ ضرر به‌ زن‌ و مرد، خصوصا مرد می‌شود ماننداینکه‌ مجبور به‌ پرداخت‌ نفقه‌ می‌شود و نیز زن‌ از مرد و بالعکس‌ از همدیگر ارث‌ ببرند و منظور آن‌ها این‌ نبوده‌ است‌.

ماده‌ ۱۰۷۶ قانون‌ مدنی‌: “مدت‌ نکاح‌ منقطع‌ باید کاملا معین‌ شود.”

یعنی‌ باید مدت‌ طوری‌ باشد که‌ هیچگونه‌ ابهامی‌ نداشته‌ باشد و آغاز زمان‌ و آخر زمان‌ ازدواج‌ موقت‌ کاملا معین‌ باشد حتی‌ اگر مدت‌ کم‌ باشد مانند یک‌ روز یا یک‌ ساعت‌ و یا مدت‌ ازدواج‌ موقت‌ طولانی‌ باشد مانند سی‌ و چهل‌سال‌.

چنانچه‌ در ازدواج‌ موقت‌ (صیغه موقت)، مدت‌ ذکر شود اما اول‌ و آخر آن‌ معین‌ نشود مانند اینکه‌ مردی‌ زنی‌ را به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ خود دربیاورد به‌ مدت‌ یک‌ سال‌ اما معلوم‌ نکند که‌ آغاز یک‌ سال‌ از چه‌ وقت‌ است‌، بیان‌ شده‌ که‌ ابتداء آن‌ اززمان‌ عقد محسوب‌ می‌گردد، زیرا اطلاق‌ عقد اقتضاء دارد که‌ مدت‌ بلافاصله‌ شروع‌ شود.

اما برخی‌ دیگر از حقوق‌دانان‌ اظهار می‌دارند “آغاز مدت‌ ازدواج‌ موقت‌، باید پیوسته‌ به‌ زمان‌ انعقاد عقد باشد و نباید جدای‌ از آن‌ باشد و به‌ نظر می‌رسد نظر اخیر صحیح‌ تر باشد.

ادعای رسانه های غربی؛ “زنان صیغه‌ای” در قبرستان شیخان قم حضور دارند!

به گزارش شیعه آنلاین، «امید رضایی» در مقاله ای تحت عنوان «آیا طلبه‌ها بیش از دیگران صیغه می‌کنند؟» که توسط خبرگزاری آلمانی “دویچه وله” منتشر شد، به مقوله ازدواج مؤقت پرداخته و اطلاعاتی را منتشر نموده که بسیاری از آن نادرست است و منبع این اطلاعات مشخص نیست. متن کامل این مقاله به شرح ذیل است:

ازدواج موقت در احکام شیعه “حلال” و گاه دارای “اجر و ثواب” دانسته می‌شود و شاید به همین دلیل نزد طلبه‌ها و روحانیون نسبت به دیگر گروه‌های اجتماعی محبوب‌تر است. گاه زنان هم برای “ثواب” به ازدواج موقت با طلبه‌ها تن می‌دهند.

“صیغه” یا “متعه” در فقه اسلامی، نام دیگر “ازدواج موقت” است و راه و رسمی است که بخشی از فقها و روحانیون برای “به گناه نیفتادن جوانان” تجویز می‌کنند.

در ازدواج موقت مدت ازدواج و مهریه از ابتدا باید مشخص باشد، اما آن چه باعث تسهیل فقهی این نوع ازدواج می‌شود، این است که در نظر تعدادی از مراجع شیعه، دختر جهت ازدواج موقت نیازی به “اذن پدر” ندارد.

ازدواج موقت در فقه شیعه “حلال” است. در سال‌های گذشته، حکومت ایران و متولیان فرهنگ رسمی تلاش زیادی برای جا انداختن این مسئله در میان مردم کرده‌اند. از جمله، مصطفی پورمحمدی، وزیر سابق کشور و وزیر کنونی دادگستری، در خرداد ۸۶ گفته بود: «ما نباید از ترویج ازدواج موقت جوانان در جامعه که حکم خدا می‌باشد، پروا داشته باشیم و این مسئله باید با جسارت در کشور ترویج شود.»

این اظهار نظر با واکنش‌های گسترده مخالفان و موافقان ترویج ازدواج موقت روبه‌رو شد. پیش از این نیز در دهه ۷۰، هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور وقت، بحث ترویج ازدواج موقت را پیش کشیده بود که با واکنش مخالفان، مسکوت ماند.

با وجود تمام تبلیغات، ازدواج موقت در فرهنگ عمومی مردم ایران همچنان مذموم است.

در این میان، گفته می‌شود طلبه‌ها و روحانیون جوان به ویژه در شهرهای مذهبی قم و مشهد، به این مسئله علاقه نشان می‌دهند. طلبه‌ها و روحانیون بنا به تجویز شرع و فرهنگ سنتی ایرانی، عموماً در سنین خیلی کم ازدواج می‌کنند، اما ظاهراً با وجود این، همچنان به ازدواج موقت، چه پیش از ازدواج دائم و چه خارج از رابطه با همسر دائم خود علاقه نشان می‌دهند.

در مسئله ازدواج موقت نیز مانند اکثر مسائل مربوط به سکس در ایران، آمار و ارقام دقیقی وجود ندارد و پژوهش خاصی انجام نشده است. به این ترتیب گفته‌ها و شنیده‌ها درباره این موضوع، چندان مستند نیستند و معمولاً حاصل مشاهدات شخصی هستند.

حکومت ایران روی این مسائل حساسیت خاصی دارد. به خصوص دادگاه ویژه روحانیت، با مسئله ازدواج موقت و صیغه در میان روحانیون و طلبه‌ها شدیدا برخورد می‌کند. برخوردی که البته مانع گرایش روحانیون و طلبه‌ها به این نوع رابطه نشده است.

در سال‌های گذشته شخصی به نام شیخ حسین وافی، تشکیلاتی شامل چند «خانه عفاف» در شهر قم اداره می‌کرد که در آن‌ها خدمات ازدواج موقت به طلبه‌ها ارائه می‌شد. در این خانه‌ها زنانی بودند که (بنا به شرطی که بین فقیهان شیعه «عدم دخول» نامیده می‌شود) می‌توانستند در یک روز در چارچوب ازدواج موقت با چند مرد رابطه داشته باشند.

این خانه‌های عفاف با حکم دادگاه ویژه روحانیت قم برچیده شدند و شیخ حسین وافی برای چند سال راهی زندان شد.

یک روحانی به دویچه‌وله می‌گوید: «از آن‌جا که جامعه کشش این مسئله را ندارد و از مقبولیت اجتماعی برخوردار نیست، و هم این‌که دادگاه ویژه روحانیت با این مسئله برخورد می‌کند، طلبه‌ها از علنی کردن این مسئله شدیداً پرهیز می‌کنند و در مورد آن اطلاعات نمی‌دهند.» او همچنین معتقد است در طول چهارده سالی که با طیف‌های مختلفی از طلبه‌ها ارتباط داشته، مسئله ازدواج موقت کم‌رنگ شده است.

رواج بیشتر در شهرهای مذهبی

روحانی دیگری که در شیراز تحصیل کرده، می‌گوید در یکی از قدیمی‌ترین حوزه‌های علمیه ایران که در گذشته دور نیز مرکز جهان اسلام بوده است، به نام «حوزه علمیه خان»، به دلیل نحوه مدیریتش در سال‌های گذشته، مسئله صیغه شدیدا رایج بوده است و طلبه‌های آن‌جا به این کار معروف بوده‌اند.

این روحانی جوان می‌گوید که “صیغه‌ کردن” در شهرهای قم و مشهد بسیار رایج است و حتی دفتر رسمی برای این کار وجود دارد و طلبه‌ها هم از این کار خیلی خوششان می‌آید و «از همان اوایل دست به صیغه‌شان خوب است».

وی می‌گوید وقتی به طلبه‌های این شهرها اعتراض می‌کرد، به او می‌گفتند «می‌خواهی حلال خدا را حرام کنی؟» به نظر این روحانی جوان، «قسم» و «طلاق» هم حلال است، اما مذموم. او می‌گوید: «صیغه حلالی است که فرد تا مجبور نشود نباید دست به آن بزند.»

او دلیل رواج این مسائل در قم را این می‌داند که روش مدیریت در حوزه‌های این شهر غلط است و طلبه‌ها به قصد نمره و نه به قصد یادگیری درس می‌خوانند و به این دلیل «می‌افتند توی این کارها.» وی می‌گوید طلبه‌هایی که در قم و مشهد برای خدا درس می‌خوانند، نه مقام و پول، در اکثریت نیستند.

پیدا کردن «زنان صیغه‌ای»

گفته می‌شود زنانی که در ایران «زنان صیغه‌ای» خوانده می‌شوند، در شهر قم، در قبرستان شیخان و اطراف آن حضور چشمگیری دارند.

حیاط بزرگ مسجد امام حسن عسگری، صحن و اطراف حرم معصومه، خیابان ارم، گذر خان و اطراف مدرسه گلپایگانی دیگر جاهایی هستند که می‌توان «زنان صیغه‌ای» را پیدا کرد. این زنان در قالب دست‌فروش و «گدا» نیز حضور دارند.

همچنین گفته می‌شود بعضی طلبه‌ها شماره‌ تلفن‌های برخی از این زنان را دارند که آن را در اختیار دوستان خود قرار می‌دهند یا گاهی خود واسطه آشنایی زنان صیغه‌ای و دوستان‌شان می‌شوند.

حتی گفته می‌شود آرایشگاهی در شهر قم به مشتریان مطمئن خود شماره‌ تلفن ‌برخی از این زنان را می‌دهد و خودش طلبه‌ها را با زنان صیغه‌ای آشنا می‌کند. برخی روحانیون نیز بابت انجام «کار خیر» و «نجات جوانان از گناه» ممکن است زنان صیغه‌ای را به طلبه‌های جوان معرفی کنند.

پاداش و اجر اخروی در فقه شیعه

روایات و احادیث متعددی در خصوص اجر و پاداش اخروی برای «متعه» در میان شیعیان وجود دارد، اما غالب این روایات نامعتبر به نظر می‌رسند. هرچند که در نهایت برخی فقیهان شیعه به استناد سخنان باقی‌مانده از پیامبر اسلام و امامان شیعه، ازدواج موقت را دارای ثواب می‌دانند.

از جمله در حدیثی از محمد باقر، امام پنجم شیعیان، آمده است که اگر متعه «با نیت الهی» انجام شود، به تعداد موهای بدن از گناهان فرد بخشیده خواهد شد (کتاب “من لا یحضره الفقیه”).

به این دلیل حتی برخی «زنان صیغه‌ای»، هدف خود از این کار را، «ثواب آن» می‌دانند.

از سوی دیگر، گفته می‌شود همسران طلبه‌ها، به شدت با این موضوع مخالف هستند و گاهی آن را خیانت به خانواده می‌دانند. زنانی که خود طلبه هستند، ازدواج موقت را به شکلی تفسیر می‌کنند که به هیچ وجه با شرایط همسر خودشان سازگار نباشد.

گفته می‌شود در قم گاهی پیش آمده که ازدواج موقت طلبه‌ای افشا شده و موجب نفرت همسران دیگر طلبه‌ها از وی شده است.

آیا همه این حرف‌ها شایعه است؟

اما گروهی از روحانیون نظر کاملاً متفاوتی در مورد رواج ازدواج موقت در میان این قشر دارند. طلبه جوانی که در زنجان و قم تحصیل کرده، به دویچه‌وله می‌گوید: «شایعه همیشه بزرگ‌تر از واقعیت است. موضوع صیغه برای من هم مسئله بود، پیگیر آن شدم و نتیجه‌ای کاملا متفاوت از شنیده‌ها گرفتم: افراد متمول و بازاری، بسیار بیشتر از تصوری که نسبت به روحانیون وجود دارد، اهل صیغه هستند.» او معتقد است در میان طلبه‌ها عده بسیار کمی اهل ازدواج موقت هستند، آن هم به قصدی متفاوت از آن‌چه برای ازدواج موقت تصور می‌شود.

یک طلبه دیگر می‌گوید: «راستش فکر نمی‌کنم هیچ طلبه‌ای حاضر باشد از تجربه ازدواج موقت خود بگوید. هم به خاطر مسائل امنیتی و هم حریم خصوصی‌اش. چون طلبه‌ها زود ازدواج می‌کنند و هم اینکه وضعیت جامعه و کنترل حکومت فرق کرده، کمتر سراغ ازدواج موقت می‌روند. اگر هم بروند کمتر بروز می‌دهند.» او اضافه می‌کند که برخلاف تصورات و شایعات، مکان خاصی برای زنان صیغه‌ای در شهر قم سراغ ندارد.

در نهایت باید گفت در جامعه پر از شایعه ایران که گردش آزاد اطلاعات در آن وجود ندارد و حاکمیت اجازه تحقیق و پژوهش در خصوص چنین مواردی را نمی‌دهد، هیچ کدام از این مشاهدات، نشان‌دهنده تمام واقعیت نیستند، در عین این‌که هر کدام بخش‌هایی از واقعیت را روشن می‌کنند.

فرق ازدواج موقت و زنا (رابطه نامشروع) چیست؟

فرق ازدواج موقت بازنا برخی از تفاوت‏هاى عقد موقت و زنا به شرح ذیل است:
۱. صیغه موقّت یک نوع ازدواج است؛ همان طور که ازدواج دائم نوع دیگرى از ازدواج است و هر دو شرایط و احکام خاص خود را دارد که از جمله آن ذکر صیغه عقد، مهریه و مدت است. اما زنا بدون توجه به این شرایط (مثل نخواندن صیغه عقد) کارى صورت مى‏گیرد.
۲. در ازدواج موقّت نسبت به دختر باکره، اجازه پدر و یا جد پدرى او لازم است (بنا به نظر برخی از مراجع)؛ در نتیجه این کار با اطلاع خانواده و به دور از احساسات و پنهان‏کارى‏ ها صورت مى‏ پذیرد.
۳. در ازدواج موقت، زن باید بعد از تمام شدن مدت عقد، عده (ومدت عده بستگی به موارد خاص دارد و حداقل از ۴۵ روز کمتر نیست) نگه دارد یعنی بعد از هر صیغه موقت باید مدت نسبتا تقریبا طولانی را از صیغه شدن خودداری کند؛ ولى در زنا این قانون وجود ندارد.
۵. در ازدواج موقت، مرد مسئولیت‏ پذیر است و توابع این ارتباط را از جهت فرزنددار شدن احتمالى مى‏پذیرد؛ در حالى که در عمل نامشروع این امر وجود ندارد.
۶. در ازدواج موقت «روابط» براساس «ضوابط» شکل مى‏گیرد و ارضاى جنسى به صورتى نظام‏ مند و قانونى، پاسخ داده مى‏شود، در حالى که در زنا ضابطه ‏اى وجود ندارد و غیرقانونى است.
۷. اعتبار زن در زنا از بین می رود و او به موجودی بی ارزش و در دسترس تبدیل می گردد در حالی که ازدواج موقت شرایط خاص را دارد که این شرایط موجب آبرومندی زن می گردد
۸. در زنا فرزند نا مشروع به وجود می آید ولی در صیغه فرزند حلال زاده است
۹. در زنا فرزندی اگر متولد شد والدین مسئولیت تربیت او را عهده دار نمی شود مگر اینکه او را نیز وسیله ای برای شهوت های بعدی خود قرار دهند درحالی که فرزند حاصل از صیغه در خانواده ای پاک قابل تربیت است
۱۰. احتمال بیمار بودن فرزند حاصل از زنا بیشتر از صیغه است
۱۱. در زنا چون احساس گناه وجود دارد پرده های حائل میان انسان وخداوند از بین می رود وانسان شقی می گردد در حالی که در ازدواج موقت چون این عمل مطابق با قوانین الهی است این خطر وجود ندارد
۱۲. صیغه چون محدودیت هائی دارد باعث جلوگیری از هم پاشیدگی خانواده می گردد در حالی که زنا بنیان خانواده را متزلزل می کند
بنابراین, همسریابی متعه (صیغه ) با زنا فرق های اساسی دارد. چون در زنا نه عده ای وجود دارد و نه از نظر شرعی طرفین حقی برگردن هم دارند و نیز اگر فرزندی از زنا متولد شد حرام زاده است و ارث نیز نمی برد. ولی متعه در حقیقت یک نوع ازدواج محدود است و دارای ضوابط و حقوق مشخص شده برای زوجین است . هم چنین در زمان عقد و یا عده , زن حق هیچ گونه مباشرتی یا ازدواج با شخص دیگر ندارد. پس ازدواج موقت مانند ازدواج دائم دارای عده – تعیین مهریه – اجرای عقد و صیغه – اذن پدر در صورت باکره بودن و بسیاری از شرایط دیگر است و حکم فرزندان متولد از این ازدواج نیز کاملا مشخص است فقط در زمان محدود می باشد.
ممکن است پرسیده شود آیا با یک جمله زن و مرد با هم حلال می شوند؟ در جواب می گوییم، بلی؛ در صورتی که شرایط موجود باشد و با قصد ازدواج موقت صیغه آن خوانده شود با هم حلال می شوند و این حکم تعبدی است که از طرف شارع مقدس این حلیت حاصل می شود. در سایر نظام های حقوقی نیز همین اعتبارات که در قالب عقود و ایقاعات و قرادادها صورت می پذیرد منشا اثر است.
البته عده‏ای این نوع ازدواج را راهی برای سوء استفاده دانسته‏اند. این عده همیشه پیرمرد پول داری را تصور می‏کنند که برای خوش‏گذرانی، دختری را صیغه می‏کند و بعد از ارضای شهواتش، او را رها می‏سازد، یا مرد زن‏داری که بی‏اعتنا به خانواده‏اش هر روز به دنبال یک زیبارویی است که بتواند او را اسیر کند و کام گیرد و…!! در جواب این عده همین بس که همه آزادی‏های قانونی و تأسیس‏های حقوقی، می‏توانند مورد سوء استفاده قرار گیرند برای مثال حق رانندگی ـ که یک حق مشروع و پسندیده‏ای است ـ از سوی عده‏ای به بدترین نحو مورد استفاده قرار می‏گیرد و حتی منجر به وارد آمدن خسارت جانی و مالی می‏شود. پس بدین ترتیب باید گفت: حق رانندگی امری مذموم و پلید است!؟ در حالی که چنین نیست. پس اگر عده‏ای از این نهاد حقوقی به جهت سوء استفاده بهره‏برداری کنند این امر خدشه‏ای به اصل آن وارد نمی‏کند؛ بلکه ایراد به خود این افراد یا گریزگاه‏های قانونی و… وارد است.
برخی دیگر با تشبیه نکاح منقطع به کرایه و اجاره، سعی دارند که وانمود کنند زنی که صیغه می‏شود، در واقع به اجاره زوج خویش درمی‏آید و این را خلاف شأن زن و سوء استفاده از او دانسته‏اند. در پاسخ گفتنی است آنچه خلاف شأن زن است، این است که زن همچون کالایی بدون هیچ حق و حقوقی و بدون هیچ ضابطه‏ای، مورد بهره‏ برداری جنسی قرار گیرد؛ یعنی، دقیقاً آنچه که در دنیای غرب اتفاق می‏افتد و یا آنچه که در نزد افراد لاابالی و بی‏بند و بار در مشرق زمین می‏گذرد! حال اینکه زن این چنین مورد سوء استفاده قرار گیرد، خلاف شأن زن است یا این که او به طور قانونی و مشروع با حفظ حقوقش به استمتاعاتش دسترسی یابد؟ به فرض که عقد نکاح منقطع در مواردی شبیه عقد اجاره باشد، آیا این دلیل می‏شود که این دو عقد یکی باشند؟ در حالی که می‏دانیم این دو عقد در خیلی از اوصافش با یکدیگر تفاوت دارند.

بررسی دلایل رشد ۳۳ درصدی همسریابی ازدواج موقت در کشور

یک آسیب شناس اجتماعی دلایل و تبعات همسریابی ازدواج موقت را برای گروهای مختلف جامعه متفاوت می‌داند و معتقد است که اگر چه ازدواج موقت برای افراد مجرد کاربرد دارد اما می تواند خانواده های افراد متاهل را با بحران مواجه کند.

مصطفی فروتن، آسیب شناس اجتماعی و مشاور خانواده در تحلیل آمار اخیر سازمان ثبت اسناد مبنی بر افزایش ۳۳ درصدی ثبت ازدواج موقت در گفتگو با خبرنگار ایلنا بیان کرد: مساله همسریابی برای صیغه موقت یک پدیده چند وجهی است و باید از تمامی زوایا به آن نگاه کنیم تا بتوانیم قضاوت صحیحی در این مورد داشته باشیم. در تحلیل این مساله باید به انواع آن توجه داشت دلایل صیغه در میان زنان و مردان و همچنین متاهلین و مجردین متفاوت است.

دلایل ازدواج موقت در میان زنان
این آسیب شناس اجتماعی گفت: مهم ترین دلیل گرایش زنان به ازدواج موقت دلایل اقتصادی است و باید توجه داشت زنانی که از این طریق معیشت خود را می‌گذرانند افرادی قابل احترام اند زیرا برای اینکار خود را ملزم به رعایت برخی موازین و اقدامات می‌کنند. فروتن ادامه داد: دلیل دیگر گرایش به ازدواج موقت به زنانی بر می گردد که در گذشته ازدواج ناموفقی داشته اند و نمی خواهند دوباره در موقعیت مشابه قرار گیرند اما نیاز به تکیه و همراهی در زندگی خود دارند. وی افزود: در گروهی دیگر هم که در گذشته سابقه تاهل را دارند بحث غرایز جنسی و نیازهای فیزیکی مطرح است بنابر این می توانیم بگوییم که این سه دلیل شاخص ترین علت گرایش زنان به ازدواج موقت است.


دلایل ازدواج موقت در میان مردان

این مشاور خانواده اظهار کرد: اما در مورد دلایل گرایش مردان به همسریابی صیغه، باید مردان متاهل و مردان مجرد را به طور جداگانه مورد بررسی قرار داد. فروتن گفت: یک مرد مجرد برای شروع یک زندگی مشترک باید هزینه ها و امکاناتی را تهیه کند و به جایی برسد که بتواند هزینه های زندگی را تقبل کندکه این مساله زمان بر است و ممکن است تا سن ۳۰ سالگی افراد طول بکشد، در این مدت مرد مجرد برای رفع نیاز های روحی و جسمی خود به جای آنکه به سوی تن فروشان برود می تواند از ازدواج موقت استفاده کند.

وی ادامه داد: اما در میان متاهلین شاخص ترین دلیل، تنوع طلبی جنسی است که افراد می خواهند تجربه های متفاوت در این زمینه داشته باشند. دلیل دیگر نیز آن است که در عقد دائم بنابر دلایل خاصی مانند نبود مهارتهای زندگی، ممکن است که زندگی زناشویی رنگی خاکستری به خود بگیرد و زن و شوهر با وجود حفظ ظاهر در عمل راه خود را از هم جدا کنند در این صورت پیش می آید که مردان متاهل برای فرار از انزوای عاطفی و روانی به ازدواج موقت روی می‌آورند.

این آسیب شناس اجتماعی بیان داشت: برخی نیز با وجود داشتن پایگاه عاطفی برای تجربه کارهای هیجان انگیز، بیمار گونه و رفتار های جنسی نا متعارف که این روزها در حال افزایش است به این سمت می روند زیرا که از نظر قانونی و هزینه ای نسبت به راههای دیگر برایشان به صرفه تر است. وی افزود: برخی دیگر هم دلیل گرایش‌شان به صیغه را تحت سرپرستی قرار دادن زنان بی‌سرپرست می‌خوانند.

تبعات و محاسن
فروتن در مورد محاسن و تبعات ازدواج موقت گفت: افزایش طلاق و از هم پاشیدگی خانواده،ایجاد حس انتقام گیری و تمایل به خیانت در همسر دائمی فرد و کاهش ازدواج دائم ازجمله تبعات ازدواج موقت است. البته ازدواج موقت مزیت هایی مانند ارضای غزیزه جنسی از راه مشروع، کاهش فساد و بیماری های مقاربتی را نیز به همراه دارد.

وی افزود: برای رویارویی با این مساله ابتدا باید گروههای مختلف را از هم جدا کنیم. در رابطه با افراد مجرد صیغه مساله ای است که کاربرد دارد و نمی توان آن را حذف کرد اما می توان شرایط اقتصادی و رفاهی ایجاد کرد تا شرایط برای کسانی که می خواهند ازدواج دائم داشته باشند مهیا باشد.
بسته های تشویقی کارشناسی شده نیز باید برای این کار ایجاد شود، این مشاور خانواده بیان کرد: آموزش های کاربردی نیز باید برای خانواده ها برگزار شود تا رسم و رسومات دشوار و دست و پا گیر و هزینه بر را از سر راه ازدواج دائمی جوانها بردارند. همچنین برخی قوانین ازدواج و پس از ازدواج نیز باید متناسب با زمان حال تغییر کند.
فروتن گفت: اقدام مهم دیگر در این زمینه آن است که به متاهلین آموزش های مهارت های زندگی داده شود تا زوج ها بتوانند به لحاظ فیزیکی و روحی یکدیگر را راضی کنند. وی در پایان اشاره کرد: اکنون در دفترخانه ها لیستی از زنانی که آمادگی ازدواج موقت را دارند موجود است تا از این طریق کمکی برای امرار معاش به آنها شود در جالی که بهتر است به جای اینکار زمینه ای برای اشتغال و توانمندی آنها ایجاد شود تا زنان و مردان بیشتر به سمت ازدواج دائم بروند.

عده در ازدواج موقت چگونه است و معنای دو حیض کامل در این عده چیست؟

پرسش:

مرد و زنی صیغه ی موقت جاری کردند و با هم نزدیکی داشتند. بعد از گذشت ۱۰ روز از پایان زمان صیغه مجدد با هم صیغه ی موقت خواندند و با هم نزدیکی نداشتند. عده ی زن از پایان صیغه ی اول محاسبه میشود یا صیغه ی دوم؟ و مراد از دو حیض کامل در عده ی ازدواج موقت، پاک شدن از حیض دوم است یا تکمیل زمان پاک بودن و دیدن حیض سوم(مانند عده ی ازدواج دائم)؟

پاسخ:

نظر شما را به سؤالی در همین رابطه جلب می کنیم:

شخصى خانمى را براى مدتى، به عقد موقّت خود در مى‏آورد و با او نزدیکى مى‏کند. سپس بعد از تمام شدن مدت عقد، دوباره او را صیغه مى‏کند و این بار با او نزدیکى نمى‏کند. آیا این خانم باید بعد از تمام شدن عقد دوم، عده نگه دارد؟

همه مراجع عظام تقلید: آرى، براى ازدواج با شخص دیگر، باید عده نگه دارد. [۱]

بنابراین در فرض سؤال شما، اگر زن بخواهد دوباره با همان شخص اول ازدواج کند، عده نگه داشتن لازم نیست ولی برای ازدواج با شخص دیگری باید بعد از پایان صیغه دوم یا بخشیده شدن مدت صیغه دوم، عده نگه دارد.

در ازدواج موقت بر خلاف ازدواج دائم _که طلاق در زمان حیض جایز نیست و موجب بطلان طلاق است_اگر وقت صیغه موقت در زمان حیض زن تمام شود اشکالی نداشته و این دو از هم جدا می شوند و یا این که مرد می تواند در زمان حائض بودن زن، بقیه مدت را به او بخشیده و در نتیجه از هم جدا شوند. [۲] بنابراین در هنگام جدان شدن مرد از زنی که با او ازدواج موقت کرده است، زن می تواند در حال طهر(پاکی) یا در حال حیض باشد. اگر در حال طهر باشد بعد از دیدن دو حیض کامل و به تمام رسیدن آن، زن از عده خارج می شود و اگر در حال حیض از هم جدا شده اند چون مقداری از این حیض را در همسری مرد بوده است، این حیض، حیض کامل نبوده است [۳] و جزء عده ازدواج موقت به حساب نمی آید. در هر صورت معنای دو حیض کامل این است که زن بعد از دیدن حیض اول و پاک شدن از آن، حیض دوم را نیز ببیند و با انتهای حیض دوم و رسیدن به طهر و پاکی از عده از دواج موقت خارج می شود و لازم نیست که طهر متصل به این حیض نیز تمام شود.

 

پی نوشت:

[۱] آیت الله وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، مسأله ۱۳۱۱؛ آیت الله خامنه‏اى، استفتاء، س ۱۶۳؛ آیت الله تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۱۱ ؛آیت الله سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۲۴۹؛ امام خمینى، تحریر الوسیله، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۱۱؛ آیت الله صافى، هدایه العباد، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۱۱؛ آیت الله نورى، استفتاءات، ج ۲، س ؛۶۹۴ آیت الله فاضل، جامع المسائل، ج ۲، س ۱۲۵۵ و دفتر: آیت الله بهجت و آیت الله مکارم . با استفاده از نرم افزار پرسمان.

[۲] توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۲، ص ۵۲۳ : در ازدواج موقت شاهد گرفتن و پاک بودن از حیض لازم نیست.

[۳] عده ازدواج موقت  دو حیض کامل برای کسانی که حیض می بینند یا چهل و پنج روز برای کسانی که حیض نمی بینند،است. نک: توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۲، ص ۵۲۶.

صیغه موقت (متعه) در آینه روایات اهل بیت (ع)

  1. ابا بصیر می گوید: از امام باقر علیه السلام درباره متعه پرسیدم
    امام فرمود در قرآن نازل شده است: فما استمتعتم به منهن فآتوهن أجورهن فریضه ولا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضه [نساء:۲۴]
    و زنانى را که از آنها تمتع مى‏گیرید واجب است که مهرشان را بدهید. و پس از مهر معیّن، در قبول هر چه هر دو بدان رضا بدهید گناهى نیست. هر آینه خدا دانا و حکیم است. [ترجمه قرآن:عبد المحمد آیتی]
  2. امام رضا علیه السلام فرمود: رسول خدا متعه را حلال نمود و تا هنگام وفات نیز آن را حرام نکرد.
  3. شخصی از امام باقر علیه السلام درباره این آیه پرسید: وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلى‏ بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدیثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَها بِهِ قالَتْ مَنْ أَنْبَأَکَ هذا قالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلیمُ الْخَبیر
    آن گاه که پیامبر با یکى از زنان خود رازى در میان نهاد، چون آن زن آن راز با دیگرى باز گفت، خدا پیامبر را از آن آگاه ساخت و او پاره‏اى از آن [کشف]راز را بر آن زن آشکار کرد و از افشاى پاره‏اى دیگر سرباز زد. چون او را از آن خبر داد، گفت: چه کسى تو را از این ماجرا آگاه کرده است؟ گفت: آن خداى داناى آگاه به من خبر داده است. [تحریم۳]
    امام فرمود: رسول خدا زنی را متعه نمود. یکی از زنان حضرت مطلع شد و ایشان را متهم به فحشاء نمود!!! رسول خدا فرمود: این کار حلال است. این ازدواجیست به صورت موقت. تو این قضیه را مخفی بدار. اما آن زن به یکی دیگر از زنان حضرت خبر داد! [پس خداوند آن آیه را نازل فرمود]
  4. جابر بن عبد الله انصاری می گوید: ما در زمان رسول خدا و نیز در زمان ابو بکر متعه می کردیم تا زمان عمر که آن را ممنوع کرد!!
  5. با أسناد زیادی روایت شده که از حضرت صادق علیه السلام پرسیده شد: آیا آیه متعه نسخ شده است؟
    فرمود: نه و اگر عمر از آن جلوگیری نکرده بود هیچکس جز شقی زنا نمی کرد.
  6. شخصی [از مخالفان اهل بیت] نزد امام باقر علیه السلام آمد و گفت:
    نظرت درباره متعه زنان چیست؟
    امام فرمود: خداوند آن را در کتابش و در سنت پیامبرش حلال نموده پس تا روز قیامت حلال است.
    او گفت: آیا مثل تویی چنین می گوید در حالیکه عمر آن را حرام کرد!
    امام فرمود: اگر چه چنین کرد! [اما حرف من همان است که گفتم]
    او گفت: پناه می برم به خدا که چیزی را که عمر حرام کرده، حلال می دانی!
    امام فرمود: پس تو بر نظر رئیست باش و من هم بر نظر رسول خدا !…
  7. شیخ مفید بنقل از شیخ صدوق به اسناد خود روایت نموده که:
    امیرمؤمنان علی علیه السلام زنی از خاندان بنی نهشل را در کوفه متعه نمود.
  8. امام رضا علیه السلام در نامه ای که برای مأمون عباسی نوشتند و اسلام را برایش تشریح نمودند می فرماید:
    [اعتقاد به] اسلام، شهادت به وحدانیت خداست و…[تا می رسد به اینجا که] و حلال دانستن دو متعه ای که خداوند در کتابش نازل فرموده و رسول خدا در سنتش جاری نموده است یعنی متعه زنان و متعه حج…
  9. امام صادق علیه السلام می فرماید:
    از ما نیست کسی که به رجعت ما ایمان ندارد و متعه ما را حلال نمی داند.
  10. امام صادق علیه السلام فرمود:
    اینکه خدای عزوجل در قرآن می فرماید: ما یفتح الله للناس من رحمه فلا ممسک لها…[فاطر:۳۵]
    (هر رحمتى را که خدا براى مردم بگشاید، بازدارنده‏اى براى آن نیست‏)، یکی از مصادیقش متعه است.
  11. امام محمد باقر علیه السلام فرمود:
    مرد متأهل اگر بخواهد می تواند متعه کند اگرچه در شهر خودش باشد و با همسرش اقامت داشته باشد.
  12. از امام صادق علیه السلام پرسیده شد: چه تعداد از متعه حلال است؟ فرمود: هر قدر خواستی.
  13. امام صادق علیه السلام فرمودند:
    برای مرد مستحب است که نکاح متعه انجام دهد. دوست ندارم مردی از شما از دنیا برود مگر اینکه یک مرتبه هم که شده متعه گرفته باشد.
  14. از امام صادق علیه السلام درباره متعه سؤال شد حضرت فرمودند:
    دوست ندارم فردی از شما از دنیا برود و روشی از روشهای رسول الله را عمل نکرده باشد.
  15. محمد بن مسلم گفت: امام صادق علیه السلام به من فرمودند:
    آیا تا به حال متعه کرده ای؟ عرض کردم: نه، حضرت فرمود: از دنیا نروی تا اینکه سنت پیامبر(ص) را زنده کرده باشی!
  16. اسماعیل هاشمی گفت: امام صادق علیه السلام به من فرمودند:
    آیا از وقتی که از کنار همسر خود بیرون آمده ای متعه کرده ای؟ عرض کردم: با زنانی چند که در کنارم هستند خدا مرا از آن بی نیاز نموده، حضرت فرمودند: اگر چه بی نیاز هستی امّا من دوست دارم که سنت رسول الله را زنده بداری.
  17. اسماعیل جعفی می گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمودند:
    ای اسماعیل امسال متعه داشته ای؟ عرض کردم بله، حضرت فرمودند: مقصودم متعه حج نیست، عرض کردم: پس مقصود شما چیست؟ حضرت فرمودند: متعه نساء( ازدواج موقت) را می گویم. عرض کردم: بله با دختری بربری و نیکو. فرمودند: ای اسماعیل متعه کن با هر چه که یافتی اگر چه زنی سندی باشد.
  18. ابابصیر میگوید: خدمت امام صادق رسیدم، حضرت از من سؤال فرمودند:
    آیا از وقتی که از کنار همسرت بیرون آمده ای متعه کرده ای؟ عرض کردم: نه، حضرت فرمودند: برای چه؟ عرض کردم: پولم کم بود و به این کار نمی رسید. حضرت دیناری به من دادند و فرمودند: تو را قسم می دهم که به منزل نروی مگر اینکه به متعه عمل کرده باشی، ابی بصیر گفت: همین کار را کردم.
  19. عبدالله بن سنان می گوید: امام صادق علیه السلام فرمودند:
    خداوند هر شراب مست کننده را بر شیعیان ما حرام کرده، در عوض آن، متعه را برای آن ها قرار داده است.
  20. از امام باقر علیه السلام است که رسول خدا(ص) فرمودند:
    وقتی خدا مرا به آسمان بالا برد جبرائیل به من پیوست و گفت ای محمّد، خدا میفرماید کسانی از امت تو که ازدواج موقت کنند را مورد مغفرت ِخود قرار دادم.
  21. بشر بن حمزه می گوید: در زمان امام باقرعلیه السلام یکی از رجال قریش به من گفت:
    دختر عموی من که دارای مال بسیار بود دنبالم فرستاده، پیغام داد: که تو می دانی چقدر برای من خواستگار آمده و من همه را جواب ردّ داده ام و نیز دنبال تو نفرستادم به خاطر رغبت به مردان! امّا شنیده ام که خدا متعه را در کتاب خود حلال دانسته و رسول خدا نیز آن را در سنت خود جاری ساخته است، امّا عمر آنرا حرام دانسته و من می خواهم خدا و رسولش را اطاعت نموده و عمر را عصیان نمایم پس تو مرا متعه نما! به او گفتم: اجازه بده، خدمت امام باقر برسم و از او سؤال کنم. خدمت حضرت رسیده، مشاوره کردم. حضرت فرمود: این کار را بکن.[در نقل کتاب کافی آمده که سپس امام اینگونه دعا فرمود: صلی الله علیکما من زوج یعنی درود خدا بر شما دو همسر]
  22. علی سائی می گوید: به امام موسی کاظم علیه السلام عرض کردم:
    من زمانی متعه می کردم اما بعد آنرا خوش نداشتم و بدم آمد و به فال بد گرفتم، از این رو با خدای خودم بین رکن و مقام عهد بستم که دیگر نکنم و نذر کردم که اگر بار دیگر متعه کنم روزه بگیرم! ولی بعد برایم سخت شد و از عهد خود پشیمان شدم و قدرت ازدواج علنی [دائم] را نیز نداشتم. حضرت فرمودند: با خدا عهد کرده ای که اطاعتش نکنی؟! به خدا قسم اگر اطاعتش نکنی معصیت کار خواهی بود!
  23. محمد بن مسلم ثقفی نقل می کند که وقتی از امام صادق علیه السلام سؤال شد:
    مقدار مهر در ازدواج موقت چقدر باید باشد؟
    حضرت فرمودند: به هر چه که هر دو به آن راضی شوند و تا هر زمانی که هر دو تعیین کرده باشند.
  24. سماعه می گوید: فردی از امام صادق علیه السلام مسائلی را سؤال کرد تا اینکه گفت:
    اگر در عقد موقت، زن شرط کند که هر لذّتی که می خواهی از من ببر ولی با من آمیزش نکن، آیا این شرط درست است.امام فرمود: بله تنها آن مقداری که شرط شده است حق مرد است.
  25. علی بن یقطین می گوید: از امام کاظم علیه السلام از متعه سؤال کردم حضرت فرمود:
    تو را با متعه چه کار! که خدا از آن بی نیازت کرده است.عرض کردم: فقط می خواهم بدانم.فرمود:متعه در کتاب علی علیه السلام هست.
    با توجه به روایت شماره ۱۶ که امام با وجود بی نیازی جنسی شخص به خاطر همسرانش باز هم او را به انجام متعه سفارش نمودند، علما فرموده اند معلوم می شود علت این که اینجا امام، علی بن یقطین را از این کار بازداشتند به خاطر موقعیت خطیر او بود؛ زیرا او وزیر هارون الرشید بود و هارون او را از خود می دانست و او برای خدمت به خلق خدا به دربار هارون رفته و سخت تقیه می کرد و شیعه بودن خود را مخفی می داشت و انجام متعه و لو رفتن او تشیعش را بر ملا می ساخت و خطر عظیمی برای خودش و شیعیان امام پدید می آمد.
  26. سهل بن زیاد می گوید: از چند نفر از اصحاب امام صادق علیه السلام شنیدم:
    حضرت به اصحاب خود می فرمودند: در مکه و مدینه، متعه را به من ببخشید! زیرا با من در رفت و آمد هستید و می ترسم شما را بگیرند[و اتهام زنا بزنند] و بعد بگویند اینها اصحاب جعفرند!
    شیخ مفید می گوید اصحاب ما گفته اند که علت نهی امام صادق علیه السلام از متعه کردن در مکه و مدینه این بود که: أبان بن تغلب که از یاران و راویان حضرت و ثروتمند نیز بود، زنی را در مکه متعه کرد ولی آن زن برایش نقشه کشید و توانست او را در صندوقی حبس کند! آنگاه چند حمال آورد و صندوق را به باب الصفای مسجد الحرام آوردند و به ابان گفتند: اینجا باب الصفا است تو را آورده ایم این جا، و می خواهیم فریاد بزنیم که این ابان بن تغلب است و می خواست با زنی زنا کند!.پس أبان با پرداخت ده هزار درهم به آنها خود را آزاد کرد!.چون این خبر به امام صادق علیه السلام رسید به اصحاب فرمود: در مکه و مدینه متعه را به من ببخشید!.

پاسخ به برخی از شبهات درباره ازدواج موقت از زبان آیت الله مکارم شیرازی

ازدواج موقت یک ضرورت اجتماعى است و این یک قانون کلى و عمومى است که اگر به غرایز طبیعى انسان به صورت صـحـیحى پاسخ گفته نشود براى اشباع آنها متوجه طرق انحرافى خواهد شد، زیرا این حقیقت قابل انکار نیست که غرائز طبیعى را نمى توان از بین برد، و فرضا هم بتوانیم از بـیـن بـبـریـم ، چنین اقدامى عاقلانه نیست زیرا این کار یک نوع مبارزه با قانون آفرینش است .
بـنـابـر ایـن راه صـحـیـح آن اسـت کـه آنـهـا را از طـریـق مـعـقولى اشباع و از آنها در مسیر سازندگى بهره بردارى کنیم . ایـن مـوضـوع را نـیـز نمى توان انکار کرد که غریزه جنسى یکى از نیرومندترین غرایز انـسـانـى اسـت ، تـا آنـجـا کـه پـاره اى از روانـکـاوان آن را تـنـهـا غـریـزه اصیل انسان مى دانند و تمام غرایز دیگر را به آن باز مى گردانند.
اکنون این سؤال پیش مى آید که در بسیارى از شرایط و محیطها، افراد فراوانى در سنین خـاصـى قـادر بـه ازدواج دایـم نـیـسـتـنـد، یـا افـراد مـتـاءهـل در مسافرتهاى طولانى و یا ماءموریتها با مشکل عدم ارضاى غریزه جنسى روبرو مى شوند. ایـن مـوضـوع مـخـصـوصـا در عـصـر مـا کـه سـن ازدواج بـر اثـر طـولانـى شـدن دوره تحصیل و مسایل پیچیده اجتماعى بالا رفته ، و کمتر جوانى مى تواند در سنین پائین یعنى در داغـتـریـن دوران غـریـزه جـنـسـى اقـدام بـه ازدواج کـنـد، شکل حادترى به خود گرفته است .
با این وضع چه باید کرد؟ آیا باید مردم را به سرکوب کردن این غریزه (همانند رهبانها و راهبه ها) تشویق نمود؟ یا اینکه آنها را در برابر بى بندوبارى جنسى آزاد گذاشت ، و همان صحنه هاى زننده و ننگین کنونى را مجاز دانست ؟ و یا اینکه راه سومى را در پیش بگیریم که نه مشکلات ازدواج دایم را به بار آورد و نه آن بى بندوبارى جنسى را؟
خـلاصـه ایـنـکـه ازدواج دائم نـه در گـذشته و نه در امروز به تنهایى جوابگوى نیازمندیهاى جنسى همه طبقات مردم نبوده و نیست ، و ما بر سر دو راهى قرار داریم یا باید فـحـشـاء را مـجـاز بدانیم (همانطور که دنیاى مادى امروز عملا بر آن صحه گذارده و آنرا بـه رسـمـیت شناخته )، و یا طرح ازدواج موقت را بپذیریم ، معلوم نیست آنها که با ازدواج مـوقـت و فـحـشـاء مـخـالفـنـد چـه جـوابـى بـراى ایـن سـؤ ال فکر کرده اند؟! طـرح ازدواج مـوقـت ، نـه شـرایـط سـنـگـیـن ازدواج دایـم را دارد کـه بـا عدم تمکن مالى یا اشتغالات تحصیلى و مانند آن نسازد و نه زیانهاى فجایع جنسى و فحشاء را در بر دارد.
ایرادهایى که بر ازدواج موقت مى شود منتها در اینجا اشکالاتى مى شود که باید بطور فشرده به آنها پاسخ گفت :

۱ – گـاهـى مـى گـویـنـد چـه تـفـاوتـى مـیـان ازدواج مـوقـت و فـحـشـاء وجـود دارد؟ هـر دو ((خـودفروشى )) در برابر پرداختن مبلغى محسوب مى شوند و در حقیقت این نوع ازدواج نقابى است بر چهره فحشاء و آلودگیهاى جنسى ! تنها تفاوت آن دو در ذکر دو جمله ساده یعنى اجراى صیغه است.
پـاسـخ : آنـهـا که چنین مى گویند گویا اصلا از مفهوم ازدواج موقت آگاهى ندارند، زیرا ازدواج مـوقت تنها با گفتن دو جمله تمام نمى شود بلکه مقرراتى همانند ازدواج دایم دارد، یـعـنـى چنان زنى در تمام مدت ازدواج موقت ، منحصرا در اختیار این مرد باید باشد، و به هـنـگـامـى کـه مـدت پـایـان یـافـت بـایـد عـده نـگـاه دارد، یـعـنـى حداقل چهل و پنج روز باید از اقدام به هر گونه ازدواج با شخص دیگرى خوددارى کند، تـا اگـر از مـرد اول بـاردار شـده وضـع او روشـن گـردد، حـتـى اگـر بـا وسایل جلوگیرى اقدام به جلوگیرى از انعقاد نطفه کرده باز هم رعایت این مدت واجب است ، و اگر از او صـاحـب فرزندى شد باید همانند فرزند ازدواج دایم مورد حمایت او قرار گیرد و تمام احکام فرزند بر او جارى خواهد شد.
در حالى که در فحشاء هیچ یک از این شرایط و قیود وجود ندارد. آیا این دو را با یکدیگر هرگز مى توان مقایسه نمود؟ البـتـه ازدواج مـوقـت از نـظـر مساءله ارث (در میان زن و شوهر) <43> و نفقه و پاره اى از احکام دیگر تفاوتهائى با ازدواج دایم دارد ولى این تفاوتها هرگز آن را در ردیف فحشاء قرار نخواهد داد، و در هر حال شکلى از ازدواج است با مقررات ازدواج .

۲ – ازدواج مـوقـت سـبـب مـى شـود کـه بـعـضـى از افـراد هوسباز از این قانون سوء اسـتـفـاده کـرده و هـر نـوع فـحشاء را در پشت این پرده انجام دهند تا آنجا که افراد محترم هرگز تن به ازدواج موقت نمى دهند، و زنان با شخصیت از آن ابا دارند.
پـاسخ : سوء استفاده از کدام قانون در دنیا نشده است ؟ آیا باید جلو یک قانون فطرى و ضـرورت اجـتماعى را به خاطر سوء استفاده گرفت ؟ یا باید جلو سوء استفاده کنندگان را بگیریم ؟ اگـر فـرضـا عـده اى از زیـارت خـانـه خـدا سـوء اسـتـفاده کردند و در این سفر اقدام به فـروش مـواد مـخـدر کـردنـد آیـا بـایـد جـلو مـردم را از شـرکـت در این کنگره عظیم اسلامى بگیریم یا جلو سوء استفاده کنندگان را؟! و اگـر مـلاحـظـه مـى کـنـیـم کـه امـروز افراد محترم از این قانون اسلامى کراهت دارند، عیب قانون نیست ، بلکه عیب عمل کنندگان به قانون ، و یا صحیحتر، سوء استفاده کنندگان از آن اسـت ، اگـر در جـامـعـه امـروز هم ازدواج موقت به صورت سالم در آید و حکومت اسلامى تـحـت ضـوابـط و مـقـررات خـاص ، این موضوع را به طور صحیح پیاده کند هم جلو سوء استفاده ها گرفته خواهد شد و هم افراد محترم (به هنگام ضرورتهاى اجتماعى ) از آن کراهت نخواهند داشت .

۳ – مـى گـویـنـد ازدواج مـوقـت سـبـب مـى شـود که افراد بى سرپرست همچون فرزندان نامشروع تحویل به جامعه داده شود.
پـاسخ : از آنچه گفتیم جواب این ایراد کاملا روشن شد، زیرا فرزندان نامشروع از نظر قـانـونـى نه وابسته به پدرند و نه مادر، در حالى که فرزندان ازدواج موقت کمترین و کوچکترین تفاوتى با فرزندان ازدواج دایم حتى در میراث و سایر حقوق اجتماعى ندارند و گویا عدم توجه به این حقیقت سرچشمه اشکال فوق شده است .

منبع : تفسیر نمونه ذیل آیه ۲۴ سوره نساء

فواید و آثار ازدواج موقت

دستورات و قوانین دین مبین اسلام یک مجموعه است که همگی مکمّل یک دیگر هستند و اگر همۀ این مجموعه در زندگی انسان ها مورد توجه قرار گرفته و بدان ها عمل شود، قطعاً سعادت بشری را به دنبال خواهد داشت، اما اگر این مجموعه دستورات یا بعضی از آن ترک شود و یا احیاناً بر خلاف آنها عمل شود، موجب ضررها و ضربات روحی و جسمی بسیاری بر جامعه بشری خواهد شد. گرچه ممکن است عمل به یک دستور به تنهایی اثرات مثبت محدودی داشته باشد، اما منظور و هدف اسلام و هر قانونگذار دیگری که برای سعادت جامعه بشری قانون وضع می کند این است که به مجموعه قوانین وضع شده عمل شود تا جامعه و افراد به نتیجه کامل و مطلوب برسند.

ازدواج موقت یکی از دستورات اسلام است که دلایل متعددی در تشریع آن وجود دارد از جمله: جلوگیری از انحرافات جنسی افرادی که خواهان عفت و پاکی هستند، و خصوصاً برای افرادی که به هر دلیل امکان ازدواج دائم برای آنها وجود ندارد، ولی این هیچ گاه به معنای اولین و تنها راه حل نیست.
جدای از این نکته اگر ازدواج موقت با تمام احکام و لوازم و شرایط به درستی شناخته شود و هدف و منظور اسلام از وضع چنین قانونی در نظر گرفته شود و التزام و عمل به احکام و لوازم و شرایط آن را در کنار التزام و عمل به سایر دستورات اسلام نظیر پاکدامنی، وفای به عهد، رعایت حقوق زناشویی، رعایت حق الناس، حفظ چشم از نگاه حرام، راستگویی و … قرار دهیم، مسلماً ازدواج موقت بهترین راه برای حفظ جامعه و افراد، از مضرات و ناگواری هایی است که در اثر عدم ازدواج دامنگیر افرادی است که به دلیلی توانایی ازدواج دائم را ندارند یا شدت غریزۀ جنسی در آنان شرایطی را فراهم نموده است که در صورت عدم پاسخ گویی صحیح، انحرافاتی در آنان پدید می آید و منظور و مقصود شارع مقدس اسلام نیز همین بوده است که از انحرافات جنسی پیشگیری نماید.

اما اگر در جامعه ای افرادی به دیگر دستورات اسلام پای بند نباشند، بلکه مرتکب همۀ گناهان بشوند و فقط بخواهند با ازدواج موقت به سعادت برسند، قطعاً امکان پذیر نخواهد بود، همان طوری که با ازدواج دائم نیز چنین چیزی میسر نمی باشد. و چه بسیار ازدواج های دائمی که متأسفانه روزانه منجر به طلاق شده و می شود که باید ریشه این جدائی ها را در عدم تعهد به سایر دستورات اسلامی جستجو کرد.
اسلام هرگز نفرموده است اگر پسر یا دختری که هوسباز و خوشگذران و بی مبالات به دستورات دین است و هیچ ابایی از ارتکاب انواع گناهان و اصرار بر آنها ندارد. تنها با یک ازدواج موقت سعادتمند خواهد شد، چنین افرادی حتی با ازدواج دائم و با قرار دادن هزاران قید و شرط قانونی برای محکم نگه داشتن ازدواج دائم خود موفق به رسیدن زندگی سعادتمندانه نخواهند شد و حتی اگر ازدواج دائم آنها منجر به طلاق نشود، اما زندگی دلپذیر و مورد رضایت طرفین نخواهند داشت.

نکتۀ دیگر سوء استفاده های افراد سودجو از ازدواج موقت است که باید بگوئیم اگر سطح فرهنگ جامعه در حد قابل قبولی نباشد نه تنها امکان سوء استفاده از ازدواج موقت منتفی نیست که در چنین جوامعی سوء استفاده از سایر دستورات و قوانین و حتی مقدسات شایع است. ولی آیا می توان به دلیل چنین سوء استفاده هایی این دستورات و مقدسات را کنار گذاشت؟ یا باید فرهنگ جامعه را ارتقاء بخشید تا از برکات چنین قوانین و دستورات بهره مند شود. مسلما راه حل دوم عاقلانه است.
بنابراین اگر ازدواج موقت به درستی شناخته شود و در کنار عمل به سایر دستورات اسلام، به صورت صحیح مورد استفاده افرادی که خواهان پاکی و عفت هستند و توانایی ازدواج دائم را ندارند قرار گیرد، قطعاً نتیجه مورد نظر از آن برآورده خواهد شد.

این نکات را نیز باید یادآوری کرد که:
اولا: ازدواج موقت یک امر اختیاری است؛ یعنی شارع آن را واجب نکرده است، و طبیعی است که در شرایطی برای افرادی که انتخاب و تصمیم گیری درستی نداشته باشند، می تواند پیامدهای منفی نیز به دنبال داشته باشد، اما این ربطی به وجود چنین قانونی (اصل جواز ازدواج موقت) ندارد.
ثانیا: اکثر فقها برای ازدواج موقت دختر باکره، اذن پدر را شرط می دانند و این گرچه دلایل خاص فقهی خودش را دارد، اما از حکمت های چنین شرطی آن است که از ضررهایی که ممکن است به جهت فقدان تجربه های لازم متوجه دختر شود، جلوگیری گردد.