همه‌ی نوشته‌های نویسنده 2

نکاتی درباره ازدواج موقت

بیوه‌شدن زن و چگونگی سپری‌کردن این ایام، خود تابع احکامی است که لازم است زنان، نسبت به آن آگاهی داشته باشند. از دست دادن همسر‌ یا طلاق، به معنای پایان یافتن رابطه زوجیت، اثرات وضعی و فقهی را برای زن به همراه دارد و زن موظف است به علل گوناگون، مدت زمانی را بدون رابطه زوجیت به‌سر برد تا بتواند ازدواج مجددی داشته باشد؛ این ایام را عده می‌نامند.

چه کسانی عده ندارد؟

به فتوای همه مراجع (حضرات آیات خمینی، مکارم‌شیرازی، زنجانی، سبحانی، مظاهری، بهجت، فاضل‌لنکرانی و…) زنی که از همسرش جدا شده است، اگر ۹ سالش تمام نشده باشد؛ و همچنین زن یائسه، عده ندارد.

بنابر قول حضرات آیات امام خمینی، مکارم‌شیرازی، سبحانی و مظاهری، عده نداشتن زن به این معناست که اگر چه شوهرش با او نزدیکی کرده باشد، بعد از طلاق می‌تواند فوراً شوهر کند.

از این بیان می‌توان دریافت زنی که شوهرش با او نزدیکی نکرده است نیز عده ندارد؛ چنان‌چه آیت‌الله زنجانی فرموده‌اند: اگر شوهر زنش را پیش از نزدیکی با او طلاق دهد، عده ندارد و زن می‌تواند بعد از طلاق فوراً شوهر کند.

آیت‌الله مکارم‌شیرازی، فلسفه عده را چنین بیان می‌کنند: «مسئله عده زنان، فلسفه‌های متعددى دارد و منحصر به مسئله انعقاد فرزند نیست؛ لذا در تمام مواردى که شرع گفته است، زن باید عده نگه‌دارد، هرچند عقیم و نازا باشد، یا رحم خود را برداشته باشد یا فرضاً چند سال است از شوهر خود جدا زندگى مى‌کند؛ در تمام این صورت‌ها باید عده نگهدارد.»

عده طلاق

امام‌ خمینی (ره) می‌فرمایند: زنی که ۹ سالش تمام شده و یائسه نیست، اگر شوهرش با او نزدیکی کند و طلاقش دهد، بعد از طلاق باید عده نگه دارد؛ یعنی بعد از آن‌که در پاکی طلاقش داد، به قدری صبر کند که دوباره حیض ببیند و پاک شود و همین‌که حیض سوم را دید، عده او تمام می‌شود و می‌تواند شوهر کند.

در حقیقت بنابر نظر حضرات آیات مکارم‌شیرازی، مظاهری، وحیدخراسانی، تبریزی، ملاک عده در طلاق، دو بار پاک‌شدن از حیض است و بار سوم که حیض دیده شد، عده به اتمام رسیده است.

اما ممکن است زن جزو کسانی باشد که حیض نمی‌بینند؛ در این شرایط حضرات آیات امام‌ خمینی، سیستانی، زنجانی، اراکی، صافی، وحیدخراسانی می‌فرمایند: زنی که حیض نمی‌بیند اگر در سن زن‌هایی باشد که حیض می‌بینند، چنان‌چه شوهرش بعد از نزدیکی‌کردن او را طلاق دهد، باید بعد از طلاق تا سه ماه عده نگه دارد.

و آیت‌الله مکارم‌شیرازی توضیح می‌دهند: منظور از سه ماه آن است که اگر اول ماه است، سه ماه تمام هلالی و اگر روز دیگری از ماه است مانند پنجم یا دهم، هنگامی‌که پنجم یا دهم ماه چهارم شود، عده او تمام است؛ مثلاً اگر پنجم ماه رجب او را طلاق گفته، پنجم ماه شوال عده او تمام است.

آن‌چه گذشت در مورد زن غیرباردار بود، اما اگر زنی باردار طلاق داده شود، آیت‌الله وحیدخراسانی می‌فرمایند: عده او تا زمانی‌که وضع حمل نماید، ادامه دارد؛ و این قول تمام مراجع است.

زن، در پایان زمان عقد موقت نیز، ملزم به نگهداشتن عده است. امام خمینی، حضرات آیات مکارم‌شیرازی، صافی‌گلپایگانی، تبریزی، سیستانی،‌ فاضل‌لنکرانی، وحیدخراسانی می‌فرمایند: عده عقد موقت برای زنی که عادت ماهانه می‌بیند، به مقدار دو حیض کامل است و اگر عادت نمی‌بیند، چهل و پنج روز تمام است.

عده وفات

وفات نیز عاملی است که باعث انقطاع زوجیت می‌شود. لذا زن با فوت همسر نیز باید عده نگاه دارد، اما مدت عده‌ای که لازم است زن برای فوت همسر نگاه دارد، با عده طلاق متفاوت است.

آنچه فقها می‌گویند آنست که زنی که شوهرش مرده است باید تا چهار ماه و ده روز عده نگه دارد؛ اگرچه یائسه یا صیغه باشد، یا شوهرش با او نزدیکی نکرده باشد. این قول همه مراجع اعم از امام خمینی (ره) و حضرات آیات وحیدخراسانی، تبریزی، سیستانی،‌ بهجت، مکارم‌شیرازی و فاضل‌لنکرانی و… است.

هم ایشان معتقدند در صورتی‌که زن باردار باشد،‌ مدت عده تا زمان وضع حمل او خواهد بود؛ ولی اگر پیش از گذشتن چهار ماه و ده روز، بچه‌اش به دنیا آید، باید تا چهار ماه و ده روز از مرگ شوهرش صبر کند.

همچنین بنابر نظر همین مراجع، اگر شوهر زن غایب یا در حکم غایب باشد، ابتدای عده وفات برای زن، از موقعی است که زن از مرگ شوهر مطلع شود؛ و آیت‌الله سیستانی تصریح می‌کنند: نه از زمان مرگ شوهر.

در عده وفات نکته‌ای که وجود دارد آنست که عده نگاه‌داشتن، تنها به معنای ازدواج‌نکردن نیست؛ بلکه مسائل دیگری نیز باید رعایت شود.

طبق نظر امام خمینی (ره) و حضرات آیات فاضل‌لنکرانی، سیستانی، سبحانی و مظاهری: زنی که در عده وفات است، حرام است که لباس الوان بپوشد و منظور از الوان در لسان فقها، لباس‌های زینتی و هر لباسی است که در عرف زینت محسوب می‌شود.

امام خمینی (ره) در ادامه بیان حرمت پوشیدن لباس الوان، سرمه‌کشیدن و کارهای دیگری را که زینت حساب می‌شود را نیز حرام دانسته‌اند.

اما حضرات آیات مکارم‌شیرازی و زنجانی تنها بر خودداری از انجام چنین اعمالی تأکید داشته‌اند و ذکری از حرمت به میان نیاورده‌اند.

نکات

در مورد این‌که زن زناکار نیز عده دارد یا خیر، فقها قایل به عدم لزوم نگاه‌داشتن عده‌اند؛ آیت‌الله مکارم‌شیرازی می‌فرمایند: هر نوع جدایی زن از مرد بعد از انجام عقد و دخول، عده دارد و در مورد زنا نیز احتیاط آن است که به اندازه یک‌بار عادت و پاک‌شدن، از نکاح خودداری کنند.

و در مورد عده زنی که داروی ضدحاملگی مصرف می‌کند یا رحم او برداشته شده است نیز فقها به اتفاق قائل به لزوم رعایت مدت زمان عده‌اند. آیت‌الله مکارم‌شیرازی در این زمینه می‌فرماید: «از مجموع ادله شرعیه استفاده می‌شود که نگه‌داشتن عده تنها به خاطر احتمال باردارى نیست، و این در واقع یکى از علل آن است؛ نه تنها علت و یکى از علل آن، حفظ حریم زوجیت است؛ به همین دلیل اگر شوهر یک سال در مسافرت باشد و زنش را طلاق دهد، همه مى‌گویند باید عده نگه دارد؛ درحالى‌که بعد از غیبت یک‌ساله، احتمال انعقاد ولد وجود ندارد. همچنین اگر شوهر در زندان باشد، یا بر اثر بیمارى گرفتار عنن گردد، و یقین پیدا کنیم که شوهر براى همیشه عقیم شده، در تمام این فروض، عده بر زن لازم است؛ درحالى‌که احتمال انعقاد نطفه وجود ندارد.»

ازدواج موقت در اسلام

ازدواج موقت در اسلام
دین اسلام در مورد ازدواج بسیار سفارش کرده است و ایات و احادیث فراوانی در باره ازدواج وجود دارد و همواره تشکیل خانواده و تامین مشروع نیاز جنسی در دین اسلام مهم و با ارزش بوده است.
ازدواج موقت یک نوع از ازدواج است که در مواقعی که امکان ازدواج دائم وجود ندارد توصیه شده است.
ازدواج موقت به تنهایی بقاء نسل و تشکیل خانواده و تامین نیاز جنسی را تضمین نمی کند همان طور که ازدواج دائم به تنهایی جوابگوی این مسائل نیست.
اسلام در درجه اول به ازدواج دائم سفارش می کند و تاکید دارد و در درجه بعد برای کسانی که شرایط برای ازدواج دائم را ندارند و نمی توانند خویشتن داری کنند ، ازدواج موقت را ارائه می کنند.
اسلام افرادی را که توانایی ازدواج دائم ندارند یا شرایط خاصی ( ۲ ) دارند را رها نکرده است و برای انها برنامه دارد. اسلام با ارائه ازدواج موقت هم نیاز جنسی و عاطفی مردان و زنان را تامیین می کند و هم راه های سو استفاده را از بین می برد.
در ازدواج موقت همانند ازدواج دائم مهریه در نظر گرفته شده است و بدون مهریه صیغه صحیح نیست. اسلام برای اثبات مهر و علاقه مرد به زن ، تعیین می کند که مرد بخشی از مال خود را به زن پیشکش و هدیه کند. این مهر محک خوبی برای علاقه واقعی مرد به زن است.
مرد بیشتر نیازمند جسم زن و نیروی جنسی اوست و اما زن بیشتر ابراز علاقه و محبت از سوی مرد را ترجیح می دهد و این بر اساس فطرت طبیعی زن و مرد است و می بینید که اسلام با چه ظرافتی به این نکته توجه کرده است ، مرد که بیشتر طالب جسم زن است باید بخشی از مال خود را بدهد تا جسم را بدست اورد و زن ان هدیه را می گیرد تا مهر و محبت مرد را حس کند.
در ازدواج موقت ، زن اجازه دارد مدتی را برای ازدواج تعیین کند اما بعد از صیغه نمی تواند این مدت را کم کند و فقط مرد در صورت تمایل می تواند تمام یا بخشی از ان را به زن ببخشد.
در ازدواج موقت مرد به زن همانند ازدواج دائم نفقه نمی دهد. ( گفته می شود نفقه دستمزدی است که مرد در ازای بچه داری و خانداری و شوهر داری و اداره زندگی به زن می دهد و در مورد ازدواج موقت چون اداره زندگی و بچه داری وجود ندارد نفقه لازم نیست )
زن و مرد از یک دیگر ارث نمی برند اما فرزندان ارث می برند.

می بینید که در ازدواج موقت و احکام ان عدالت و مساوات کاملا برقرار است.

ازدواج موقت و چند همسری
اگر با این دید نگاه شود که حکم ازدواج موقت به مردان اجازه داده است که به هر تعداد که بخواهند در ازای مهری و برای مدتی زن اختیار کنند ، این حکم در جهت تامین هوا و هوس مردان است. اما اگر به درستی به ان نگاه کنیم خواهیم دید که اسلام با این حکم به روابط زن و مرد سر و سامان داده است.
درست است که حکم ازدواج موقت به مردان اجازه تعدد زوجه را داده است ( البته مردان با ازدواج دائم نیز تا چهار زن می تواند داشته باشد ) اما حقیقت چیست ؟
ایا زنان در این حکم مورد ظلم قرار گرفته اند ؟
ایا این حکم فقط به نفع مردان است ؟
ایا این حکم یک جانبه است و حقوق زنان نادیده گرفته شده است ؟
ایا باید به زن ها هم ، اجازه تعدد زوج داده می شد ؟ ( چند شوهری )

چند شوهری
در ابتدا یک نگاه به سیستم جسمی و روحی زن و مرد خواهیم انداخت. مرد و زن تفاوت هایی در جسم و همچنین اخلاق و روحیات با یکدیگر دارند. از نظر جسمی تعدد زوج برای زن ها ناممکن است و مشکلاتی را به همراه دارد که کاملا واضح و مشخص است و نیاز به توضیح ندارد . در جوامع بشری باید روابط بین افراد مشخصی باشد و وضعیت فرزندان در یک جامعه و خانواده مشخص باشد، واضح است که در صورت رواج چند شوهری تنها کسی که بیشترین اسیب را خواهد دید شخص زن و فرزندان حاصل است.
در چند شوهری چطور باید فرزندان را تفکیک کرد؟ شاید امروزه با پیشرفت علم این کار ممکن و شدنی باشد اما تا زمان تولد فرزند ، تکلیف چیست ؟ چه کسی مسئولیت ان مادر و فرزند را تا زمان تولد به عهده می گیرد؟
در درجه بعدی ، فطرت و خصوصیت مردان به گونه ایی است که تمایل به چند شوهری ندارند و پذیرش ان برای مردان بسیار سخت است و هیچ گاه کانون خانواده با چند شوهری تشکیل نخواهد شد. حتی در طول تاریخ و در هیچ نقطه ایی از جهان شواهدی وجود ندارد که چند شوهری وجود داشته است و این خود نشان از عدم تمایل زن و مرد به چند شوهری است و نشان دهنده این موضوع که فطرت و غریزه زن و مرد با چند شوهری سازگار نیست و نخواهد شد.
به روشنی واضح است که در چند شوهری ، زن به شدت اسیب خواهد دید و تنها وسیله ی تامین هوس های مردان خواهد بود. با کمی دقت می توان دریافت این قیاس که اگر مردان اجازه چند همسری دارند به زنان هم باید اجازه چند شوهری داده شود یک مقایسه ابلحانه است و تنها طرفداران ان افراد هوس باز و دچار مشکلات روحی و اخلاقی هستند که با طرح برابری حقوق مرد و زن سعی در تامین مقاصد شوم خود دارند.

چند همسری
چند همسری در گذشته های دور و قبل از اسلام و در زمان اعراب جاهلیت و بین قوم یهود و همچنین ایرانیان در زمان ساسانیان وجود داشته است و این نشان دهنده این مطلب است که روحیات و فطرت زن و مرد تا حدودی با چند همسری منطبق است و امکان تشکیل خانواده و تولید نسل و تربیت فرزندان با چند همسری در تضاد نیست و از این رو دین اسلام چند همسری را منسوخ نکرده است و برای ان چارچوب و قاعده و قانون تعیین کرده است .

مطلبی را که می توان در توجیح چند همسری ذکر کرد بیشتر بودن جمعیت زنان نسبت به مردان است. (۳)
همواره در طول تاریخ و همچنین در این عصر جمعیت زنان بیشتر از مردان است . در ایران هم امار و ارقام همین موضوع را نشانن می دهد ،همچنین امارهایی که در مورد جوانان در سن ازدواج ارائه می شود نشان دهنده بیشتر بودن جمعیت دختران نسبت به پسران است که به شدت نگران کننده است.
با استناد به کثرت جمعیت زنان نسبت به مردان و این که همه زنان باید از حق داشتن همسر بهرمند شوند و این حق را داشته باشند که کانون خانواده را تجربه کنند و همچنین حق لذت بردن از غریزه جنسی را داشته باشند و این حقوق را حق مسلم زنان دانست باید برای این موضوع فکری کرد.
اگر طرفداران حقوق بشر و حقوق زنان بنا باشد از حقوق زنان دفاع کنند موظف اند از حقوق داشتن همسر ، تجربه زندگی ، داشتن فرزند ، تامین نیاز جنسی و … نیز دفاع کنند.
با کمی تامل خواهید دریافت که تنها راه احیای این حقوق زنان وضع قوانین است که هم پیوند خانواده و فرزندان و زناشویی را نابود نکند و هم تامین کننده این مشکل و حقوق زنان باشد و هم منطبق بر فطرت و روحیات زن و مرد باشد.مسلما بهترین و منطقی ترین حکم و قانون را دین اسلام ارائه می کند و ان ازدواج موقت و مجاز دانستن چند همسری است.

سخن اخر
امروز در جهان و حتی در کشور ما شاهد روابط ازاد و بدون قیدو بند دخترها و پسرها ، زن ها و مرد ها هستیم که نتایج وحشتناکی را به همراه دارد.
امروز دنیا شاهد فرزندان ناخواسته ای است که نتیجه هوس بازی مردان است ، شاهد سقط جنین ها است ، شاهد فرزندان بی پدر و مادر است ، شاهد خود فروشی و تن فروشی است ، شاهد سو استفاده جنسی از زنان است ، شاهد تجاوز جنسی است ، شاهد استفاده ابزاری از زن و جاذبه جنسی اوست ، شاهد فروپاشی کانون خانواده ها است ، شاهد نابودی عشق است ، شاهد نابودی مادر ، شاهد نابودی پدر ، شاهد نابودی زندگی است و تنها کاری که شاهدان می کنند دفاع کورکورانه از ازادی و حقوق زنان ، بیان ساده لوحانه برابری زن و مرد ، انتقادهای بی انصافانه از احکام اسلامی ، برداشت های غلط از ازدواج و احکام ان ، و در نهایت به اسم حمایت از زن و خانواده ، به اسم ازادی ، به اسم برابری ، تمام ارزش های زن و خانواده را نابود می کنند و به عنوان یک شاهد به ظاهر پردرد ، اراجیفی را ناله میکند و وجدان خود را اسوده کنند.

هدف اسلام از حکم ازدواج موقت رواج هوس بازی و چند همسری و ظلم به زن و حقوق او نیست. هدف اسلام دفاع از زن و حقوق اوست ، هدف حفظ ارزش زن و جلوگیری از تن فروشی او است ، هدف جلوگیری از بازیچه شدن زن است ، هدف عروسک نبودن زنان است ، هدف احیای مادر است ، هدف ارزش دادن به پدر است ، هدف پناه دادن به زن در کانون خانواده است ، هدف در قید و بند کردن، میل سرکش جنسی است ، هدف ازادی ، در کنار امنیت و احترام و ارزش زن است ، هدف جلوگیری از سقط جنین ها است ، هدف نبود فرزندان بی پدر است ، هدف رابطه ی انسانی زن و مرد است و …

و در پایان لازم به ذکر است
ازدواج موقت و چند همسری یک راهکار ، برای مواقع ضرورت و نیاز است و حکم یک پادزهر را دارد و برای سامان دادن به روابط زن و مرد و ثبات جامعه و خانواده است و هیچگاه نباید مورد سو استفاده قرار گیرد و یا جایگزینی برای ازدواج دائم و فرار مردان از تعهد زندگی و خانواده باشد. بلکه این نوع ازدواج باید یک ابزار کمکی برای تثبیت و تحکیم جامعه و خانواده باشد و به عقیده من امروز همان مواقع ضرورت و نیاز است که اگر از این ابزار به درستی و به موقع استفاده نشود ، پایه های خانواده و زندگی مشترک ان چنان ست و نابود خواهد شد که دیگر راه بازگشتی نخواهد بود. امروز اگر انسان ها به ارزش ها و احکام درست و واقعی اسلام بازگردند ، بشر و زندگی بشری از اسیب و نابودی مصون خواهد بود و اگر با اشتباهات و تعصبات و کج روی ها به این مسیر نامعلوم ادامه دهد ، بزودی بسیاری از ارزش ها و خانواده ها نابود خواهد شد.
بی شک عصر ما عصر نابودی ها است ، عصر نابودی ارزش ها ، انسان ها ، انسانیت ها ، عدالت ها ، مرد ها ، زن ها و … و شاید تنها راه نجات ، بازگشت به اسلام و حقیقت اسلام باشد

تفاوت ازدواج دائم و موقت

برخی از وجوه اشتراک آن دو عبارتند از:

۱)در هر دو ، مادر زن و دختر زن به مرد محرم و حرام می گردد . همچنین پدر شوهر و پسر او به زن .

۲)ازدواج زن شوهردار ( خواه متعه ، خواه دائم ) با مرد دیگری حرام است .

۳)زنا با زن شوهردار ( چه متعه ، چه دائم ) موجب حرمت ابدی  می شود .

۴)لازم است پس از جدایی در هر دو ( دائم و موقت ) ، زن عده نگهدارد .

۵)در هر دو نوع ، مرد نمی تواند به طور همزمان با دو خواهر ازدواج کند .

۶)خواستگاری از زوجه موقت همانند زوجه دائم حرام است.

عمده تفاوتهای عقد موقت با دائم عبارتند از:

۱)زن در عقد موقّت نفقه و ارث ندارد، ولى جمعى از فقها گفته اند این در صورتى است که شرط نفقه و ارث نکنند و اگر شرط کنند باید بر طبق آن عمل شود.

۲) زن در عقد موقّت آزاد است که کارى در خارج خانه براى خود انتخاب کند و اجازه همسر براى او شرط نیست مادام که مزاحم حقّ شوهر نباشد، ولى در عقد دائم بدون توافق این امر جایز نیست.

 ۳)در عقد موقت بر مرد لازم نیست شب ها نزد همسر موقّت خود باشدبرخلاف عقد دائم.

۴)در عقد موقت پایان مدّت به منزله طلاق است و بلافاصله زن باید عدّه نگه دارد، (هرگاه آمیزش صورت گرفته باشد)برخلاف  عقد دائم .

۵) عدّه عقد دائم سه بارعادت ماهیانه دیدن است که با دیدن مرحله سوّم عدّه تمام مى شود، ولى عدّه عقد موقّت دوبار بیشتر نیست.

۶)عدم وجود مهریه در ازدواج موقت موجب بطلان عقد است ولی در ازدواج دائم اجباری به مهرنیست و فقط مهرالمثل تعیین می شود.

۷)در ازدواج دائم هیچکدام از زوجین بدون جلب رضایت دیگری حق ندارد از بچه دار شدن جلوگیری کند ولی در ازدواج موقت جلب رضایت دیگری ضرورتی ندارد .فرزند حاصل ازازدواج موقت همانند فرزند حاصل از ازدواج دائم است.

برای بر هم زدن ازدواج دائم طلاق نیاز است اما در ازدواج موقت با پایان مدت زمان عقد پیمان عقد باطل می شود حتی شوهر می تواند همه یا بخشی از مدت زمان را به زن ببخشد واز هم جدا شوند

۸)در ازدواج دائم تعیین محل مسکن با شوهر است اما در ازدواج موقت ملاک قرارداد بین زن وشوهر است و اگر قراردادی نداشته باشند زن اجباری به ماندن در محل معین شده توسط شوهر را ندارد.

۹)در ازدواج دائم بر زن واجب است از همسرش تمکین کند ولی در ازدواج موقت الزامی نیست در ضمن در ازدواج موقت هر دو طرف می توانند زمان مراودات خود را از قبل تعیین کنند.

۱۰)در ازدواج دائم مرد حق ندارد بیش از چهار زن دائمی داشته باشد اما در ازدواج موقت می تواند تعداد زن بیشتری اختیار کند.

۱۱)برای بر هم زدن ازدواج دائم طلاق نیاز است اما در ازدواج موقت با پایان مدت زمان عقد پیمان عقد باطل می شود حتی شوهر می تواند همه یا بخشی از مدت زمان را به زن ببخشد واز هم جدا شوند.

۱۲)در ازدواج دائم با ایجاد سه بار فسخ نیاز به محلل پیدا می شود و فرد نمی تواند با همسر قبلی اش ازدواج کند اما در ازدواج موقت تعدد عقد ایرادی ندارد و محلل نمی خواهد.

۱۳)در ازدواج دائم «مسلمان» نمى تواند با «غیر مسلمان» ازدواج کند، ولى ازدواج موقت مرد مسلمان با زن غیر مسلمانى که از اهل کتاب است (مانند مسیحى و یهودى) مانعى ندارد.

میتوان گفت ازدواج موقت از جهات متعدّد و مۆثری با ازدواج دائم تفاوت دارد و زن و مرد آزادی عمل بیشتری دارند. اساساً خداوند حکیم این حکم را تشریع فرموده تا افرادی که شرایط زندگی دائمی را ندارند، دچار آلودگی و گناه نشوند و از طریق مشروع نیاز طبیعی و جنسی خود را تأمین کنند.

بدیهی است که ما با این خصوصیات طرفدار این قانون هستیم ـ چنان که در دین الهی بیکم و کاست وارد شده است ـ اینکه بعضی مردان و زنان از این قانون سوء استفاده میکنند، ربطی به قانون ندارد.

لغو این قانون، جلو آن سوء استفادهها را نمیگیرد، تنها شکل آنها را عوض میکند. به علاوه با نبود قانون، در حقیقت جواز هرگونه عملی صادر میشود.

مشکل جهل و عدم تربیت صحیح افراد را با تعویض قانون نمیتوان حل کرد.

تفاوت ازدواج موقت که از یکساعت تا چندین سال را میتواند دربربگیرد با زنا و رابطه نامشروع و آزاد هر مرد با هر زن این است که در عقد موقت، مسۆولیت همسرداری، اجرای صیغه ازدواج، ایجاد محرمیت بین بعضی از افراد، تعیین مهر و بار آن بر دوش مرد، محدودیت ازدواج با برخی افراد و در بعضی ایام، تکلیف عدّه برای زنان بین نه سال تا دوران یائسگی و آرامش روانی و جسمی به‎دلیل استفاده از راه مشروع وجود دارد که آن را از زنا ممتاز و جدا میکند. نکاح مدت دار راهی است که خداوند مقرّر فرموده و جواز شرعی دارد و انسان باید همواره در راه مجاز و سالم حرکت کند.

ازدواج موقت چیست؟

بر اساس آیه شریفه «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَریضَهً» (نساء، ۲۴) ازدواج متعه تشریع شده است.

ازدواج در اسلام دو نوع می باشد.۱- ازدواج دائم ۲- ازدواج موقت(متعه). ازدواج موقت در اسلام یک ازدواج شرعی است و مثل ازدواج دائم، دارای خطبه عقد، مهریه و عده طلاق است.

در هر دو ازدواج، فرزندان، متعلق به والدین می باشد. در هر دو ازدواج طلاق مطرح است. ولی طلاق در ازدواج موقت به تمام شدن زمان عقد و یا بخشیدن زمان باقی مانده توسط شوهر، می باشد و طلاق، در عقد دائم به اجرای صیغه طلاق و حضور دو شاهد عادل است. تنها تفاوت ازدواج موقت با دائم در این است که بر مرد، نفقه زن(تهیه خوراک، پوشاک و مسکن) واجب نیست. در ازدواج موقت، بعد از تمام شدن زمان ازدواج و یا بخشیدن بقیه زمان توسط مرد، زن باید ۴۵ روز عده نگهدارد تا بتواند با مرد دیگری ازدواج نماید.

ازدواج موقت برای کسانی تشریع شده است که ازدواج دائم  برایشان میسور نیست. یا زنی که شوهرش فوت کرده و با وجود داشتن چند بچه یتیم، امکان رها کردن فرزندان و ازدواج دائم را ندارد؛ و جهت کنترل غریزه جنسی ازدواج موقت می کند.

نکته ای که باید مراعات شود این است که اگر زنی به عقد موقت درآمد و با تمام شدن زمان عقد، از همسرش جدا شد؛ اگر عده نگه ندارد؛ ازدواج با ایشان در حکم زنا است. زنانی که پولی می گیرند و بدون خواندن خطبه عقد با کسی رابطه جنسی برقرار می کنند؛ زناکار محسوب می شوند. همچنین زنانی که خطبه عقد می خوانند و بعد از تمام شدن مدت ازدواج، بدون این که عده ۴۵ روزه نگهدارند، به عقد مرد دیگری در می آیند این هم در حکم زنا است.

لذا صیغه موقت برای زنی که قبلا شوهر کرده و طلاق گرفته و یا شوهرش فوت کرده است؛ در  صورتی درست است که زمان عده وفات و یا عده طلاق او تمام شده باشد. بر اساس آموزه های دین مبین اسلام ، زن نمی تواند هر روز به عقد یک مرد درآید؛ چه در عقد دائم و چه در عقد موقت. ولی زنی که یائسه شده(از سن عادت گذشته و عادت ماهانه نمی بیند) برای ازدواج(چه دائم و چه موقت) نیاز به گذشت عده ندارد. ازدواج موقت با زنی صحیح است که اگر قبلا به عقد موقت مردی درآمده، عده اش که ۴۵ روز است بگذرد تا بتواند به عقد موقت مرد دیگری درآید. زن در هنگام عقد دائم و موقت، نباید در عده طلاق باشد.

 

ازدواج موقت و شرع

مشروعیت ازدواج موقت:
قرآن کریم در آیه‌۲۴ نساء به مسلمانان فرمان داده است که مهر زنانى را که از آنان استمتاع مى‌کنند بپردازند: «فَمَا استَمتَعتُم بِهِ مِنهُنَّ فَـاتوهُنَّ اُجورَهُنَّ». در این‌که مراد از استمتاع چیست، سه‌احتمال وجود دارد: ازدواج دائم، مطلق تلذذ از همسر، و ازدواج موقت. از این سه احتمال، احتمال نخست درست نیست; زیرا اولاً کلمه استمتاع، هرگاه مطلق و بدون قرینه باشد در ازدواج دائم ظهور ندارد. ثانیاً اگر مراد زنان دائم باشند لازمه‌اش این است که به مجرد عقد، پرداخت همه مهر واجب باشد; زیرا این آیه مى‌گوید: «فَـاتوهُنَّ اُجورَهُنَّ= مهر آنان را پرداخت کنید»; حال آن که در ازدواج دائم پرداخت همه مهر به مجرد عقد واجب نیست; بلکه ازدواج موقت چنین است; هم‌چنین مقصود، مطلق تلذذ جنسى از همسر نیز نیست; زیرا لازمه این احتمال این است که بر همسرانى که با زنان خود آمیزش نکرده و لذتى نبرده‌اند، پرداخت مهر واجب نباشد; در‌حالى‌که اگر مرد از همسر دائم خود، پیش از آمیزش جدا شود، باید نیمى از مهر را پرداخت کند. بنابراین، احتمال سوم، یعنى ازدواج موقت متعین مى‌گردد. افزون بر این، جمعى از صحابه و تابعان، مانند ابن‌عباس، ابى‌بن کعب، سعیدبن جبیر و سدّى، آیه را این‌گونه قرائت کرده‌اند: «فَمَا استَمتَعتُم بِهِ مِنهُنَّ اِلى اَجَل مُّسَمًّى» ; یعنى اگر از زنان تا مدت معینى بهره‌بردید; که در این صورت دلالت آیه در ازدواج موقت صریح خواهد بود. البته افزودن «الى أجل مسمّى» را باید حمل بر بیان و تفسیر آیه کرد; زیرا قرائت اهل بیت(علیهم السلام)و عموم مسلمانان برخلاف آن است. اکثر اهل سنت و اجماع امامیه نیز دلالت آیه فوق را بر ازدواج موقت پذیرفته‌اند. قرآن در ادامه آیه مى‌گوید: اگر طرفین عقد مقدار مهر را پس از توافق، کم و زیاد کنند، مانعى ندارد: «ولا‌جُناحَ عَلَیکُم فیما تَراضَیتُم بِهِ مِن بَعدِ الفَریضَهِ». (نساء/۴، ۲۴) برخى مراد از مهر مذکور را مهر ازدواج دائم دانسته‌اند; اما امامیه و برخى از اهل‌سنت آن را به ازدواج موقت مربوط دانسته و گفته‌اند: مانعى ندارد که پس از انقضاى مدت و با‌عقدى جدید مرد مهر را و زن مدت را افزایش‌دهد.
دلیل دیگر بر مشروعیت متعه روایات‌است. از ابن‌مسعود نقل شده که با پیامبر در جنگ‌ها شرکت داشتیم; در‌حالى‌که همسرانمان را به‌همراه نداشتیم. به پیامبر(صلى الله علیه وآله)عرض کردیم: آیا مى‌توانیم خود را اخصاء (اخته) کنیم؟ پیامبر ما را از این کار منع کرده، به ما اجازه دادند تا در مقابل دادن جامه‌اى (به عنوان مهر) زنان را تا مدتى معین متعه کنیم; سپس آن حضرت این آیه را تلاوت‌کرد که مى‌گوید: چیزهایى را که خداوند حلال کرده بر خود حرام نکنید: «لا تُحَرِّموا طَیِّبـتِ ما اَحَلَّ اللّهُ لَکُم». (مائده/۵‌، ۸۷) در روایتى دیگر از سَبْره جُهَنى نقل شده که پیامبر‌اکرم(صلى الله علیه وآله)در سال فتح مکه یا حجه‌الوداع به‌مسلمانان اجازه دادند تا زنان را متعه کنند. در‌پى این عمل، سَبْره گوید: با یکى دیگر از مسلمانان به این عمل اقدام کردیم. در حدیثى دیگر جابربن عبداللّه و سلمه‌بن اکوع گویند: روزى منادى رسول‌خدا بر ما وارد شد و گفت: پیامبر(صلى الله علیه وآله)به شما اجازه داده است که زنان را متعه کنید.
افزون بر سنت پیامبر(صلى الله علیه وآله)روایات متعددى از صحابه که حکایت از جواز این عمل دارد نیز نقل شده است; چنان‌که عمران‌بن حصین گوید: آیه متعه در کتاب خدا نازل شد و ما در عهد پیامبر(صلى الله علیه وآله)به آن عمل مى‌کردیم و آن حضرت تا زمان وفات خویش از آن نهى نکرد. از جابربن‌عبداللّه نقل‌شده: ما در عهد پیامبر و ابوبکر با مقدارى خرما و آرد زنان را متعه مى‌کردیم، تا این‌که عمر از آن نهى کرد. از صحابه افرادى دیگر، مانند: اسماء دختر ابوبکر، ابن‌مسعود، ابن‌عباس، معاویه‌بن‌ابى‌سفیان، عمروبن حریث، ابوسعید خدرى و سلمه‌بن اکوع و برخى تابعان هم‌چون طاوس، عطاء، سعیدبن جبیر، مجاهد، سدّى و حکمه‌بن‌عتیبه و دیگران ازدواج موقت را روا‌دانسته‌اند. سخن معروف عمر: «دو متعه در عهد پیامبر(صلى الله علیه وآله)روا و جایز بود; ولى من از آن دو‌نهى کرده، مرتکبان آن را مجازات مى‌کنم: یکى‌متعه زنان و دیگرى متعه حج نیز بر مشروعیت این امر دلالت دارد.
از اهل بیت(علیهم السلام) نیز در مشروعیت ازدواج موقت روایات فراوانى نقل شده است; از‌جمله از على(علیه السلام)روایت شده که اگر عمر از متعه نهى نمى‌کرد، جز انسان شقى مرتکب زنا نمى‌شد. از امام باقر(علیه السلام)درباره متعه سؤال شد. آن حضرت فرمود: خداوند متعه را در کتاب خود و سنت پیامبرش حلال کرده است و تا قیامت حلال خواهد بود. در روایتى دیگر امام صادق(علیه السلام)درباره آیه‌۲ فاطر/۳۵ که مى‌گوید: خداوند درى را که بر روى بندگان بگشاید کسى را یاراى بستن آن نیست: «ما یَفتَحِ اللّهُ لِلنّاسِ مِن رَحمَه فَلا‌مُمسِکَ لَها» فرمود: متعه از این قبیل است.

ازدواج موقت و اجتماع

ازدواج موقت ضرورت اجتماعى:
از میان شرایع، اسلام برترین و کامل‌ترین شریعت الهى است که در آن به همه نیازهاى فطرى بشر توجه شده و براى رفع آن احکام و دستورات متعددى تشریع گردیده است. یکى از نیازها و غرایز بشر و شاید قوى‌ترین غریزه او، غریزه جنسى است و حکمت الهى و کامل بودن دین اقتضا مى‌کند که براى رفع آن، راه‌هاى مشروعى قرار داده شود. یکى از راه‌هاى رفع این نیاز ازدواج دائم است; لیکن بدیهى است که ازدواج دائم براى همه انسان‌ها از سن بلوغ میسر نیست و موانعى مانند: نداشتن بلوغ فکرى، امکانات اقتصادى، موقعیت اجتماعى و غیره وجود دارد که مانع تحقق این امر مى‌گردد و بر فرض امکان ازدواج دائم، بسیارى از افراد، به‌ویژه جوانان براثر مشکلات و محدودیت‌هاى ناشى از ازدواج دائم، از ازدواج دائم گریزان بوده، به آسانى به آن تن نمى‌دهند. افزون بر این، در برخى موارد براى مردان همسردار نیز امکان ارضاى غریزه جنسى فراهم نیست; مانند این‌که یکى از زوجین به سفرى طولانى رفته یا زن مریض باشد. بنابراین، ضرورت فردى و اجتماعى ایجاب مى‌کند که خداوند براى رفع نیاز بشر و جلوگیرى از سقوط انسان در دام فساد و فحشا راه دیگرى جز ازدواج دائم را تشریع کند. تشریع ازدواج موقت در اسلام در واقع پاسخى به همین نیاز فطرى انسان است. ازاین‌رو که ایجاد چنین راهى، از نیازهاى اساسى بشر و ضروریات هر جامعه است، برخى از غیر مسلمانان و حتى برخى مسلمانان که ازدواج موقت را حرام مى‌دانند، روش‌هایى، شبیه ازدواج موقت براى رفع نیاز انسان و حل معضلات اجتماعى ارائه کرده‌اند; از‌جمله راسل دانشمند معروف انگلیسى در کتاب زناشویى و اخلاق به راه حل یکى از قضات دادگاه جوانان اشاره کرده است که مى‌گوید: جوانان باید بتوانند در یک زناشویى جدید وارد شوند که با زناشویى معمولى (دائم) از سه جهت تفاوت دارد: ۱-طرفین قصد بچه‌دار شدن نداشته باشند; ۲-جدایى آن‌ها به آسانى صورت پذیرد; ۳-پس از طلاق، زن هیچ گونه حق نفقه‌اى نداشته باشد. راسل پس از ذکر این پیشنهاد مى‌نویسد: من گمان مى‌کنم اگر چنین امرى به تصویب قانون برسد گروه کثیرى از جوانان، از‌جمله دانش‌جویان دانشگاه‌ها به زندگى مشترک تن بدهند که این زندگى متضمن آزادى و رهایى از بسیارى از روابط جنسى پرهرج و مرج کنونى خواهد بود. گروهى از عالمان متأخر اهل سنت نیز به ضرورت ازدواجى ساده و کم تعهد پى‌برده و ازدواجى را به عنوان «ازدواج مِسیار» (ازدواجى که در دفاتر رسمى ثبت نمى‌شود، و در آن زوجه از برخى حقوق خود، مانند: حق نفقه، مسکن و حق قَسم (هم خوابگى) چشم‌پوشى مى‌کند) را مطرح کرده‌اند.
برخى بر ازدواج موقت ایراد گرفته، مى‌گویند: ازدواج موقت نوعى فحشا است که زن در برابر دریافت مقدارى پول، خود را مى‌فروشد و این با کرامت انسانى منافات دارد و گاه مى‌گویند: این نوع ازدواج موجب مى‌شود افراد بى‌سرپرست هم‌چون فرزندان نامشروع در جامعه پدید آیند. در پاسخ باید گفت: طرح این ایرادها بر اثر ناآشنایى با ماهیت ازدواج موقت است. ازدواج موقت داراى قوانین و مقرراتى، همانند ازدواج دائم است. در این نوع ازدواج برخلاف فحشا، زن حق ندارد در یک زمان خود را در اختیار چند مرد قرار دهد. پس از پایان مدت مانند ازدواج دائم زن باید عده نگه دارد و فرزند به وجود آمده همانند فرزند ازدواج دائم مورد حمایت قرار گرفته، از همه احکام فرزند، از‌جمله ارث برخوردار خواهد بود.
ایراد دیگر این است که ازدواج موقت سبب مى‌شود بسیارى افراد هوس‌باز از این قانون، سوء استفاده کرده، مرتکب فحشا و کار حرام شوند. در‌پاسخ گفته مى‌شود: از کدام قانون سوء استفاده نشده؟ آیا اگر کسى در زیارت خانه خدا مرتکب کارى حرام، مانند فروش مواد مخدر شد باید جلوى حج گرفته شود؟
در نهایت عده‌اى مى‌گویند: تجویز ازدواج موقت براى تأمین هوس‌رانى مردان است که در پاسخ باید گفت: هدف از تجویز ازدواج موقت هوس‌رانى نیست. از دیدگاه اسلام و همه ادیان آسمانى هوس‌رانى مذموم و مردود است; ازاین‌رو در روایات اسلامى مرد «ذوّاق» یعنى کسى که زنان رابراى کام‌جویى گرفته، سپس طلاق‌مى‌دهد، لعن و نفرین شده است; بلکه هدف، رفع نیاز غریزى بشر و جلوگیرى از گرفتار شدن انسان‌ها به فحشا و حرام است. مؤید این مطلب روایات اهل بیت(علیهم السلام) است که در آن مردان همسردار که مانعى براى ارضاى غریزه جنسى ندارند، از متعه کردن زنان منع شده‌اند