احکام ازدواج موقت و نحوه جاری شدن صیغه

۱. در ازدواج موقت، رضایت طرفین و خواندن صیغه کافی است و نوشتن و شاهد گرفتن لازم نیست.

۲. خود زن و مرد می‌توانند صیغه عقد را بخوانند. ابتدا مدت عقد (از یک ساعت تا چند سال) و میزان مهر (مثلاً از هزار تومان تا …) را معین کنند و بعد صیغه عقد را بخوانند.

در «صیغه عقد» ابتدا زن می‌گوید:

«زَوَّجتُکَ نَفْسی فی المُدَّهِ الْمَعْلوُمَه عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلوُم» (خودم را به تو تزویج کردم برای مدت معین با مهر معین)

بعد مرد می‌گوید:

«قَبِلْتُ» (قبول کردم)

تبصره: اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند به هر لفظی که صیغه را بخوانند صحیح است. اما باید لفظی را بگویند که معنی «زَوَّجْتُ و قَبِلْتُ» را بفهماند.

۳. عقد موقت طلاق ندارد بلکه جدا شدن زن و مرد بواسطه تمام شدن مدت عقد و یا بخشیدن مدت (مرد باقیمانده زمان عقد را به زن می‌بخشد) می‌باشد.

۴. اگر کسی زنی را به عقد خود درآورد، اگر چه نزدیکی نکرده باشد مادر آن زن به آن مرد محرم می‌شود و اگر نزدیکی کرده باشد، اگر آن زن از مرد دیگری دختر داشته باشد دختر آن زن نیز به آن مرد محرم می‌شود و مرد هرگز نمی‌تواند با آن دختر ازدواج کند.

۵. تعریف عدّه: مدت زمانی را که زن نمی‌تواند با مرد دیگری ازدواج کند عدَه می‌گویند. این مدت پس از طلاق (در عقد دائم) و یا اتمام مدت زمان (در عقد موقت) و یا فوت شوهر شروع می‌شود.

۶. عدَه عقد موقت دیدن دوبار عادت ماهیانه زنان است. عدَه عقد دائم از زمان طلاق، دیدن سه بار عادت ماهیانه است. عدّه وفات شوهر، چهارماه و ده روز است اگر چه زن یائسه یا متعه باشد.

۷. زن یائسه (زن غیرسیدی است که سنش بالاتر از پنجاه سال یا سیده‌ای که سنش بالاتر از شصت سال باشد) عدّه طلاق و عدّه اتمام عقد موقت ندارد.

۸.    اگر مردی زنی را که در عدّه دیگری است برای خود عقد کند آن زن بر او حرام می‌شود.

در سایت همسریابی حافظون شما میتوانید با متقاضیان صیغه و ازدواج موقت آشنا شوید.

صیغه موقت یا متعه چیست؟

صیغه موقت به معنای (ازدواج موقت ) است.صیغه موقت به این معنی است که زن و مردی که با هم ازدواج موقت می کنند، فقط تا زمانی که مدت عقد تمام نشده ، با هم زن و شوهرند . بعد از تمام شدن مدت دیگر زن و شوهر نیستند ،مثلا اگر برای مدت ده روز ازدواج کرده باشند، بعد از ده روز دیگر نسبت به هم محرم نیستند. در ازدواج موقت یا همان صیغه موقت رضایت زن و مرد و خوانده شدن عقد و مشخص کردن مهریه و مدت لازم است.اگر دختر باکره باشد، به نظر بیش تر مراجع معظم تقلید باید از پدرش رضایت بگیرد.

شاید اینها سوالات بسیاری از شما عزیزان باشد آیا عقد یا صیغه موقت باید دارای شرایط خاص باشد ؟

آیا نیاز به عاقد دارد؟

آیا باید با الفاظ خاصی خوانده شود ؟

آیا در صیغه موقت حتما باید مدت در آن قید شود یا خیر؟

از این جهت بر آن شدیم تا مطالبی  در این رابطه برایتان بیان کنیم.

 

طبق ماده ۱۰۶۲قانون‌ مدنی‌: “نکاح‌ واقع‌ می‌شود به‌ ایجاب‌ و قبول‌ به‌ الفاظی‌ که‌ صریحا دلالت‌ بر قصد ازدواج‌ نماید.”

ازدواج‌ موقت‌ (صیغه موقت) که‌ رابطه‌ زوجیت‌ بین‌ زن‌ و مرد در مدت‌ معین‌ است‌ به‌ وسیله‌ عقد محقق‌ می‌گردد و چون‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ یکی‌ از عقود است‌ باید علاوه‌ بر شرایط عمومی‌ برای‌ صحت‌ عقد، دارای‌ شرایط مخصوص‌ به‌ خود نیزباشد.

 

قصد انشاء در ازدواج‌ موقت‌:

قصد و رضای‌ زوجین‌ در صیغه موقت از شرایط صحت‌ عقد است‌. لذا مرد یا زن‌ یا وکیل‌ آن‌ها که‌ صیغه‌ عقد موقت‌ را می‌خواند باید قصد انشاء داشته‌ باشد یعنی‌ اگر خود مرد و زن‌ صیغه‌ را می‌خوانند، زن‌ به‌ گفتن‌ “زوجتک‌نفسی‌” قصدش‌ این‌ باشد که‌ خود را زن‌ او قرار دهد و مرد به‌ گفتن‌ “قبلت‌ التزویج‌” زن‌ بودن‌ او را برای‌ خود قبول‌ نماید و اگر وکیل‌ مرد و زن‌ صیغه‌ را می‌خواند، به‌ گفتن‌ “زوجت‌ و قبلت‌” قصدش‌ این‌ باشد که‌ مرد و زنی‌ را که‌ او را وکیل‌کرده‌ است‌، زن‌ و شوهر شوند.

بنابراین‌ اگر زن‌ و مرد راضی‌ به‌ عقد صیغه موقت نباشند یا اینکه‌ یکی‌ از طرفین‌، مورد اجبار و اکراه‌ قرار گرفته‌ باشد و یا آنکه‌ بدون‌ قصد انشاء، مثلا به‌ لحاظ شوخی‌ صیغه‌ را جاری‌ نماید، این‌ شرط که‌ از صحت‌ ازدواج‌ موقت‌است‌ رعایت‌ نشده‌ و باطل‌ می‌باشد.

در نتیجه‌ اگر زن‌ یا مردی‌ را اجبار به‌ ازدواج‌ موقت‌ با دیگری‌ نمایند که‌ شخص‌ مکره‌ بدون‌ اراده‌، مجبور به‌ پذیرش‌ ازدواج‌ است‌ این‌ ازدواج‌ یا صیغه موقت صحیح‌ نمی‌باشد.

 

الفاظ در ازدواج‌ یا صیغه موقت‌:

در ازدواج‌ یا صیغه موقت تنها اراده‌ و رضایت‌ زن‌ و مرد برای‌ تحقق‌ عقد کافی‌ نیست‌ بلکه‌ باید از الفاظی‌ استفاده‌ کرد که‌ قصد طرفین‌ را مبنی‌ بر ازدواج‌ یا صیغه موقت برساند. بنابراین‌ معاطات‌ در عقد ازدواج‌ موقت‌ پذیرفته‌ نشده‌ است‌.

در اینکه‌ خواندن‌ صیغه‌ ازدواج‌ موقت‌ با چه‌ زبان‌ و الفاظی‌ باشد کافی‌ است‌ که‌ لفظ فارسی‌ باشد و لفظ عربی‌ ضرورت‌ ندارد و صیغه‌ خاص‌ نیز ضرورت‌ ندارد، بلکه‌ همین‌ مقدار که‌ الفاظ، قصد ازدواج‌ موقت‌ را برساند کافی‌است.

 ایجاب‌ و قبول‌:

ایجاب‌ عبارت‌ است‌ از اعلام‌ قصد ازدواج‌ “موقت” گوینده‌ با مخاطب‌ خود. قبول‌ عبارت‌ از اعلام‌ پذیرش‌ آن‌ امر است‌. ایجاب‌ عموما از طرف‌ زن‌ و قبول‌ از طرف‌ مرد می‌باشد.

توالی‌ ایجاب‌ و قبول‌:

برای‌ اینکه‌ اراده‌ هر دو طرف‌ در نظر عرف‌ مربوط به‌ هم‌ باشد و فاصله‌ بین‌ ایجاب‌ و قبول‌ امکان‌ توافق‌ واقعی‌ زوجین‌ را بر هم‌ نزند، در ماده‌ ۱۰۶۵ قانون‌ مدنی‌ تصریح‌ شده‌ است‌ که‌:

“توالی‌ عرفی‌ ایجاب‌ و قبول‌ شرط صحت‌ عقد است‌.”

یعنی‌ قبول‌ باید در زمانی‌ گفته‌ شود که‌ عرف‌ آن‌ را متوالی‌ و مربوط به‌ ایجاب‌ بداند.

ایجاب‌ و قبول‌ توسط ولی‌ در ازدواج‌ موقت‌:

ماده‌ ۱۰۶۳ قانون‌ مدنی‌: “ایجاب‌ و قبول‌ ممکن‌ است‌ از طرف‌ خود مرد و زن‌ صادر شود و یا از طرف‌ اشخاصی‌ که‌ قانونا حق‌ عقد دارند.”

با توجه‌ به‌ ماده‌ ۱۰۷۱ قانون‌ مدنی‌، به‌ نظر می‌رسد منظور از “اشخاصی‌ که‌ قانونا حق‌ عقد دارند” موردی‌ است‌ که‌ ازدواج‌ یا صیغه موقت توسط ولی‌ انجام‌ می‌گیرد و این‌ ماده‌ نمی‌خواهد مورد وکالت‌ را بیان‌ دارد.“تعیین‌ زن‌ و شوهر به‌ نحوی‌ که‌ برای‌ هیچ‌ یک‌ از طرفین‌ در شخص‌ طرف‌ دیگر شبهه‌ نباشد شرط صحت‌ نکاح‌ است‌.”

شرایط عاقد در ازدواج یا صیغه موقت:

ماده‌ ۱۰۶۴ قانون‌ مدنی‌: “عاقد باید عاقل‌ و بالغ‌ و قاصد باشد.”

عاقد به‌ کسی‌ گفته‌ می‌شود که‌ صیغه‌ عقد ازدواج‌ را جاری‌ می‌سازد و کسی‌ که‌ صیغه‌ را جاری‌ می‌سازد باید دارای‌ سه‌ ویژگی‌ باشد:

قسمت‌ الف‌ ـ عاقل‌ باشد: کسی‌ که‌ صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ می‌سازد باید عاقل‌ باشد، پس‌ اگر شخص‌ دیوانه‌، صیغه‌ عقد را جاری‌ سازد عقد باطل‌ است‌.

 

قسمت‌ ب‌ ـ بالغ‌ باشد: کسی‌ که‌ صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را می‌خواند باید بالغ‌ باشد. به‌ استناد تبصره‌ ۱ ماده‌ ۱۲۱۰ قانون‌ مدنی‌ سن‌ بلوغ‌ در پسر پانزده‌ سال‌ تمام‌ قمری‌ و در دختر نه‌ سال‌ تمام‌ قمری‌ است‌. بنابراین‌ چنانچه‌ طفل‌صغیری‌ صیغه‌ را جاری‌ سازد عقد باطل‌ است‌.

 

قسمت‌ ج‌ ـ قاصد باشد: یعنی‌ قصدش‌ از جاری‌ کردن‌ صیغه‌ ازدواج‌ موقت‌ این‌ باشد که‌ در مدت‌ معین‌، پیمان‌ زناشویی‌ را منعقد می‌نماید. بنابراین‌ اگر شخصی‌ از روی‌ مزاح‌ و یا در حال‌ مستی‌، صیغه‌ عقد را جاری‌ سازد این‌ عقدباطل‌ است‌.

در نتیجه‌ کسی‌ که‌ صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ می‌نماید، چه‌ برای‌ خودش‌ چه‌ به‌ وکالت‌ از طرف‌ زوجین‌ یا از طرف‌ یکی‌ از زوجین‌ یا ولی‌ یکی‌ از زوجین‌، باید دارای‌ شرایط مذکور در ماده‌ ۱۰۶۴ باشد. لذا اگر دختر وپسری‌ که‌ نابالغ‌ هستند یا عاقل‌ نیستند و یا قصد نداشته‌ باشند، صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ نمایند، این‌ عقد باطل‌ است‌.

 

تعیین‌ زن‌ و شوهر در ازدواج‌ موقت‌:

ماده‌ ۱۰۶۷ قانون‌ مدنی‌: “تعیین‌ زن‌ و شوهر به‌ نحوی‌ که‌ برای‌ هیچ‌ یک‌ از طرفین‌ در شخص‌ طرف‌ دیگر شبهه‌ نباشد شرط صحت‌ نکاح‌ است‌.”

یکی‌ از شرایط صحت‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ تعیین‌ مرد و زن‌ است‌ به‌ نحوی‌ که‌ موجب‌ اشتباه‌ نشده‌ و کاملا معین‌ باشد. لذا چنانچه‌ وکیل‌ مرد و زن‌ و یا ولی‌ آن‌ها می‌خواهد صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ نماید، باید زن‌ و شوهررا در عقد، معین‌ نماید و این‌ ممکن‌ است‌ با بردن‌ اسم‌ آن‌ها و یا با اشاره‌ به‌ آن‌ها صورت‌ پذیرد به‌ طوری‌ که‌ برای‌ طرف‌ دیگر در عقد جای‌ هیچگونه‌ شک‌ و شبهه‌ای‌ باقی‌ نماند.

بنابراین‌ چنانچه‌ مردی‌ دارای‌ چند دختر باشد و به‌ مرد بگوید یکی‌ از دخترانم‌ را به‌ عقد تو درآوردم‌ به‌ لحاظ آنکه‌ معین‌ نیست‌ کدام‌ دختر را به‌ عقد مرد درمی‌آورد، این‌ عقد باطل‌ و بلااثر است‌.

تعلیق‌ در ازدواج‌ موقت‌:

ماده‌ ۱۰۶۸ قانون‌ مدنی‌: “تعلیق‌ در عقد، موجب‌ بطلان‌ است‌.”

تعلیق‌ در لغت‌ به‌ معنی‌ بلاتکلیف‌ نهادن‌ یک‌ کار است‌ به‌ طوری‌ که‌ نفیا و اثباتا تصمیمی‌ راجع‌ به‌ آن‌ نگرفته‌ باشد.مانند اینکه‌ مرد به‌ زن‌ بگوید تو را به‌ زوجیت‌ خود برگزیدم‌ اگر از سفربرگشتم‌ یا اینکه‌ زن‌ به‌ مرد بگوید خود را به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ تو درآوردم‌ اگر فردا هوا آفتابی‌ باشد و ابر نباشد. در مثال‌های‌ فوق‌ چون‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ معلق‌ به‌ شرطی‌ است‌ که‌ مجهول‌ است‌ لذا صیغه موقت‌ باطل‌ است‌.

ماده‌ ۱۰۷۵ قانون‌ مدنی‌:‌“نکاح‌ وقتی‌ منقطع‌ است‌ که‌ برای‌ مدت‌ معینی‌ واقع‌‌شده‌باشد.”

 

نحوه‌ خواندن‌ صیغه‌ ازدواج‌ موقت‌:

‌ اول‌ ـ اگر زن‌ و مرد خودشان‌ صیغه‌ را بخوانند: اگر خود زن‌ و مرد بخواهند صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را بخوانند، بعد از آنکه‌ مدت‌ و مهر را معین‌ کردند چنانچه‌ زن‌ بگوید:

“زوجتک‌ نفسی‌ فی‌ المدته‌ المعلومه‌ علی‌ المهر المعلوم‌” )یعنی‌ ـ من‌ خودم‌ را به‌ همسری‌ تو در مدت‌ معین‌ و با مهر معین‌ درآوردم‌ (بعد بدون‌ فاصله‌ مرد بگوید: “قبلت‌”(قبول‌ کردم‌)صحیح‌ است‌.

‌ دوم‌ ـ اگر دیگری‌ را وکیل‌ کنند: اگر زن‌ و مرد، شخص‌ دیگری‌ را وکیل‌ کنند که‌ صیغه‌ ایجاب‌ و قبول‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ نماید، در این‌ صورت‌ اول‌ وکیل‌ زن‌ به‌ وکیل‌ مرد بگوید: “متعت‌ موکلتی‌ موکلک‌ فی‌ المدته‌المعلومه‌ علی‌ المهر المعلوم‌” (یعنی‌ موکله‌ خودم‌ را به‌ ازدواج‌ موکل‌ تو در مدت‌ معین‌ با مهر معین‌ درآوردم‌ )پس‌ بدون‌ فاصله‌ وکیل‌ مرد بگوید: “قبلت‌ لموکلی‌ هکذا” (یعنی‌ قبول‌ کردم‌ برای‌ موکل‌ خودم‌ همین‌ طور (صحیح‌ است‌

 

تعیین‌ مدت‌ در صیغه موقت‌:

ماده‌ ۱۰۷۵ قانون‌ مدنی‌:‌“نکاح‌ وقتی‌ منقطع‌ است‌ که‌ برای‌ مدت‌ معینی‌ واقع‌‌شده‌باشد.”

از مفهوم‌ ماده‌ مذکور به‌ دست‌ می‌آید که‌ اگر برای‌ صیغه موقت مدت‌ تعیین‌ نشده‌ باشد،عقد ازدواج‌ صحیح‌ است‌ و آن‌ به‌ عقد دائم‌ مبدل‌ می‌شود.

اما گفته‌ شده‌ دسته‌ دیگری‌ از فقهاء عظام‌ عقیده‌ دارند که‌ در صورت‌ عدم‌ ذکر مدت‌،عقد ازدواج‌ موقت‌ باطل‌ است‌ و مبدل‌ به‌ ازدواج‌ دائم‌ نمی‌شود زیرا در ازدواج‌ موقت‌ (صیغه موقت) تعیین‌ مدت‌ شرط است‌ پس‌ چنانچه‌ عقد فاقد این‌ شرط باشد باطل‌ است.

اگر چه‌ قانون‌ مدنی‌ در ماده‌ ۱۰۷۵ قول‌ مشهور فقهاء عظام‌ را پذیرفته‌ است‌ اما به‌ نظر می‌رسد قولی‌ که‌ نظر به‌ بطلان‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ در صورت‌ عدم‌ تعیین‌ مدت‌ دارد، صحیح‌ تر به‌ نظر می‌رسد.خصوصا اینکه‌ زن‌ و مرد اراده‌ خود را برای‌ صیغه موقت با آثار آن‌ در نظر داشته‌اند و حال‌ آنکه‌ در صورت‌ عدم‌ تعیین‌ مدت‌ و مبدل‌ شدن‌ ازدواج‌ موقت‌ به‌ ازدواج‌ دائم‌، موجب‌ ضرر به‌ زن‌ و مرد، خصوصا مرد می‌شود ماننداینکه‌ مجبور به‌ پرداخت‌ نفقه‌ می‌شود و نیز زن‌ از مرد و بالعکس‌ از همدیگر ارث‌ ببرند و منظور آن‌ها این‌ نبوده‌ است‌.

ماده‌ ۱۰۷۶ قانون‌ مدنی‌: “مدت‌ نکاح‌ منقطع‌ باید کاملا معین‌ شود.”

یعنی‌ باید مدت‌ طوری‌ باشد که‌ هیچگونه‌ ابهامی‌ نداشته‌ باشد و آغاز زمان‌ و آخر زمان‌ ازدواج‌ موقت‌ کاملا معین‌ باشد حتی‌ اگر مدت‌ کم‌ باشد مانند یک‌ روز یا یک‌ ساعت‌ و یا مدت‌ ازدواج‌ موقت‌ طولانی‌ باشد مانند سی‌ و چهل‌سال‌.

چنانچه‌ در ازدواج‌ موقت‌ (صیغه موقت)، مدت‌ ذکر شود اما اول‌ و آخر آن‌ معین‌ نشود مانند اینکه‌ مردی‌ زنی‌ را به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ خود دربیاورد به‌ مدت‌ یک‌ سال‌ اما معلوم‌ نکند که‌ آغاز یک‌ سال‌ از چه‌ وقت‌ است‌، بیان‌ شده‌ که‌ ابتداء آن‌ اززمان‌ عقد محسوب‌ می‌گردد، زیرا اطلاق‌ عقد اقتضاء دارد که‌ مدت‌ بلافاصله‌ شروع‌ شود.

اما برخی‌ دیگر از حقوق‌دانان‌ اظهار می‌دارند “آغاز مدت‌ ازدواج‌ موقت‌، باید پیوسته‌ به‌ زمان‌ انعقاد عقد باشد و نباید جدای‌ از آن‌ باشد و به‌ نظر می‌رسد نظر اخیر صحیح‌ تر باشد.

ادعای رسانه های غربی؛ “زنان صیغه‌ای” در قبرستان شیخان قم حضور دارند!

به گزارش شیعه آنلاین، «امید رضایی» در مقاله ای تحت عنوان «آیا طلبه‌ها بیش از دیگران صیغه می‌کنند؟» که توسط خبرگزاری آلمانی “دویچه وله” منتشر شد، به مقوله ازدواج مؤقت پرداخته و اطلاعاتی را منتشر نموده که بسیاری از آن نادرست است و منبع این اطلاعات مشخص نیست. متن کامل این مقاله به شرح ذیل است:

ازدواج موقت در احکام شیعه “حلال” و گاه دارای “اجر و ثواب” دانسته می‌شود و شاید به همین دلیل نزد طلبه‌ها و روحانیون نسبت به دیگر گروه‌های اجتماعی محبوب‌تر است. گاه زنان هم برای “ثواب” به ازدواج موقت با طلبه‌ها تن می‌دهند.

“صیغه” یا “متعه” در فقه اسلامی، نام دیگر “ازدواج موقت” است و راه و رسمی است که بخشی از فقها و روحانیون برای “به گناه نیفتادن جوانان” تجویز می‌کنند.

در ازدواج موقت مدت ازدواج و مهریه از ابتدا باید مشخص باشد، اما آن چه باعث تسهیل فقهی این نوع ازدواج می‌شود، این است که در نظر تعدادی از مراجع شیعه، دختر جهت ازدواج موقت نیازی به “اذن پدر” ندارد.

ازدواج موقت در فقه شیعه “حلال” است. در سال‌های گذشته، حکومت ایران و متولیان فرهنگ رسمی تلاش زیادی برای جا انداختن این مسئله در میان مردم کرده‌اند. از جمله، مصطفی پورمحمدی، وزیر سابق کشور و وزیر کنونی دادگستری، در خرداد ۸۶ گفته بود: «ما نباید از ترویج ازدواج موقت جوانان در جامعه که حکم خدا می‌باشد، پروا داشته باشیم و این مسئله باید با جسارت در کشور ترویج شود.»

این اظهار نظر با واکنش‌های گسترده مخالفان و موافقان ترویج ازدواج موقت روبه‌رو شد. پیش از این نیز در دهه ۷۰، هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور وقت، بحث ترویج ازدواج موقت را پیش کشیده بود که با واکنش مخالفان، مسکوت ماند.

با وجود تمام تبلیغات، ازدواج موقت در فرهنگ عمومی مردم ایران همچنان مذموم است.

در این میان، گفته می‌شود طلبه‌ها و روحانیون جوان به ویژه در شهرهای مذهبی قم و مشهد، به این مسئله علاقه نشان می‌دهند. طلبه‌ها و روحانیون بنا به تجویز شرع و فرهنگ سنتی ایرانی، عموماً در سنین خیلی کم ازدواج می‌کنند، اما ظاهراً با وجود این، همچنان به ازدواج موقت، چه پیش از ازدواج دائم و چه خارج از رابطه با همسر دائم خود علاقه نشان می‌دهند.

در مسئله ازدواج موقت نیز مانند اکثر مسائل مربوط به سکس در ایران، آمار و ارقام دقیقی وجود ندارد و پژوهش خاصی انجام نشده است. به این ترتیب گفته‌ها و شنیده‌ها درباره این موضوع، چندان مستند نیستند و معمولاً حاصل مشاهدات شخصی هستند.

حکومت ایران روی این مسائل حساسیت خاصی دارد. به خصوص دادگاه ویژه روحانیت، با مسئله ازدواج موقت و صیغه در میان روحانیون و طلبه‌ها شدیدا برخورد می‌کند. برخوردی که البته مانع گرایش روحانیون و طلبه‌ها به این نوع رابطه نشده است.

در سال‌های گذشته شخصی به نام شیخ حسین وافی، تشکیلاتی شامل چند «خانه عفاف» در شهر قم اداره می‌کرد که در آن‌ها خدمات ازدواج موقت به طلبه‌ها ارائه می‌شد. در این خانه‌ها زنانی بودند که (بنا به شرطی که بین فقیهان شیعه «عدم دخول» نامیده می‌شود) می‌توانستند در یک روز در چارچوب ازدواج موقت با چند مرد رابطه داشته باشند.

این خانه‌های عفاف با حکم دادگاه ویژه روحانیت قم برچیده شدند و شیخ حسین وافی برای چند سال راهی زندان شد.

یک روحانی به دویچه‌وله می‌گوید: «از آن‌جا که جامعه کشش این مسئله را ندارد و از مقبولیت اجتماعی برخوردار نیست، و هم این‌که دادگاه ویژه روحانیت با این مسئله برخورد می‌کند، طلبه‌ها از علنی کردن این مسئله شدیداً پرهیز می‌کنند و در مورد آن اطلاعات نمی‌دهند.» او همچنین معتقد است در طول چهارده سالی که با طیف‌های مختلفی از طلبه‌ها ارتباط داشته، مسئله ازدواج موقت کم‌رنگ شده است.

رواج بیشتر در شهرهای مذهبی

روحانی دیگری که در شیراز تحصیل کرده، می‌گوید در یکی از قدیمی‌ترین حوزه‌های علمیه ایران که در گذشته دور نیز مرکز جهان اسلام بوده است، به نام «حوزه علمیه خان»، به دلیل نحوه مدیریتش در سال‌های گذشته، مسئله صیغه شدیدا رایج بوده است و طلبه‌های آن‌جا به این کار معروف بوده‌اند.

این روحانی جوان می‌گوید که “صیغه‌ کردن” در شهرهای قم و مشهد بسیار رایج است و حتی دفتر رسمی برای این کار وجود دارد و طلبه‌ها هم از این کار خیلی خوششان می‌آید و «از همان اوایل دست به صیغه‌شان خوب است».

وی می‌گوید وقتی به طلبه‌های این شهرها اعتراض می‌کرد، به او می‌گفتند «می‌خواهی حلال خدا را حرام کنی؟» به نظر این روحانی جوان، «قسم» و «طلاق» هم حلال است، اما مذموم. او می‌گوید: «صیغه حلالی است که فرد تا مجبور نشود نباید دست به آن بزند.»

او دلیل رواج این مسائل در قم را این می‌داند که روش مدیریت در حوزه‌های این شهر غلط است و طلبه‌ها به قصد نمره و نه به قصد یادگیری درس می‌خوانند و به این دلیل «می‌افتند توی این کارها.» وی می‌گوید طلبه‌هایی که در قم و مشهد برای خدا درس می‌خوانند، نه مقام و پول، در اکثریت نیستند.

پیدا کردن «زنان صیغه‌ای»

گفته می‌شود زنانی که در ایران «زنان صیغه‌ای» خوانده می‌شوند، در شهر قم، در قبرستان شیخان و اطراف آن حضور چشمگیری دارند.

حیاط بزرگ مسجد امام حسن عسگری، صحن و اطراف حرم معصومه، خیابان ارم، گذر خان و اطراف مدرسه گلپایگانی دیگر جاهایی هستند که می‌توان «زنان صیغه‌ای» را پیدا کرد. این زنان در قالب دست‌فروش و «گدا» نیز حضور دارند.

همچنین گفته می‌شود بعضی طلبه‌ها شماره‌ تلفن‌های برخی از این زنان را دارند که آن را در اختیار دوستان خود قرار می‌دهند یا گاهی خود واسطه آشنایی زنان صیغه‌ای و دوستان‌شان می‌شوند.

حتی گفته می‌شود آرایشگاهی در شهر قم به مشتریان مطمئن خود شماره‌ تلفن ‌برخی از این زنان را می‌دهد و خودش طلبه‌ها را با زنان صیغه‌ای آشنا می‌کند. برخی روحانیون نیز بابت انجام «کار خیر» و «نجات جوانان از گناه» ممکن است زنان صیغه‌ای را به طلبه‌های جوان معرفی کنند.

پاداش و اجر اخروی در فقه شیعه

روایات و احادیث متعددی در خصوص اجر و پاداش اخروی برای «متعه» در میان شیعیان وجود دارد، اما غالب این روایات نامعتبر به نظر می‌رسند. هرچند که در نهایت برخی فقیهان شیعه به استناد سخنان باقی‌مانده از پیامبر اسلام و امامان شیعه، ازدواج موقت را دارای ثواب می‌دانند.

از جمله در حدیثی از محمد باقر، امام پنجم شیعیان، آمده است که اگر متعه «با نیت الهی» انجام شود، به تعداد موهای بدن از گناهان فرد بخشیده خواهد شد (کتاب “من لا یحضره الفقیه”).

به این دلیل حتی برخی «زنان صیغه‌ای»، هدف خود از این کار را، «ثواب آن» می‌دانند.

از سوی دیگر، گفته می‌شود همسران طلبه‌ها، به شدت با این موضوع مخالف هستند و گاهی آن را خیانت به خانواده می‌دانند. زنانی که خود طلبه هستند، ازدواج موقت را به شکلی تفسیر می‌کنند که به هیچ وجه با شرایط همسر خودشان سازگار نباشد.

گفته می‌شود در قم گاهی پیش آمده که ازدواج موقت طلبه‌ای افشا شده و موجب نفرت همسران دیگر طلبه‌ها از وی شده است.

آیا همه این حرف‌ها شایعه است؟

اما گروهی از روحانیون نظر کاملاً متفاوتی در مورد رواج ازدواج موقت در میان این قشر دارند. طلبه جوانی که در زنجان و قم تحصیل کرده، به دویچه‌وله می‌گوید: «شایعه همیشه بزرگ‌تر از واقعیت است. موضوع صیغه برای من هم مسئله بود، پیگیر آن شدم و نتیجه‌ای کاملا متفاوت از شنیده‌ها گرفتم: افراد متمول و بازاری، بسیار بیشتر از تصوری که نسبت به روحانیون وجود دارد، اهل صیغه هستند.» او معتقد است در میان طلبه‌ها عده بسیار کمی اهل ازدواج موقت هستند، آن هم به قصدی متفاوت از آن‌چه برای ازدواج موقت تصور می‌شود.

یک طلبه دیگر می‌گوید: «راستش فکر نمی‌کنم هیچ طلبه‌ای حاضر باشد از تجربه ازدواج موقت خود بگوید. هم به خاطر مسائل امنیتی و هم حریم خصوصی‌اش. چون طلبه‌ها زود ازدواج می‌کنند و هم اینکه وضعیت جامعه و کنترل حکومت فرق کرده، کمتر سراغ ازدواج موقت می‌روند. اگر هم بروند کمتر بروز می‌دهند.» او اضافه می‌کند که برخلاف تصورات و شایعات، مکان خاصی برای زنان صیغه‌ای در شهر قم سراغ ندارد.

در نهایت باید گفت در جامعه پر از شایعه ایران که گردش آزاد اطلاعات در آن وجود ندارد و حاکمیت اجازه تحقیق و پژوهش در خصوص چنین مواردی را نمی‌دهد، هیچ کدام از این مشاهدات، نشان‌دهنده تمام واقعیت نیستند، در عین این‌که هر کدام بخش‌هایی از واقعیت را روشن می‌کنند.

فرق ازدواج موقت و زنا (رابطه نامشروع) چیست؟

فرق ازدواج موقت بازنا برخی از تفاوت‏هاى عقد موقت و زنا به شرح ذیل است:
۱. صیغه موقّت یک نوع ازدواج است؛ همان طور که ازدواج دائم نوع دیگرى از ازدواج است و هر دو شرایط و احکام خاص خود را دارد که از جمله آن ذکر صیغه عقد، مهریه و مدت است. اما زنا بدون توجه به این شرایط (مثل نخواندن صیغه عقد) کارى صورت مى‏گیرد.
۲. در ازدواج موقّت نسبت به دختر باکره، اجازه پدر و یا جد پدرى او لازم است (بنا به نظر برخی از مراجع)؛ در نتیجه این کار با اطلاع خانواده و به دور از احساسات و پنهان‏کارى‏ ها صورت مى‏ پذیرد.
۳. در ازدواج موقت، زن باید بعد از تمام شدن مدت عقد، عده (ومدت عده بستگی به موارد خاص دارد و حداقل از ۴۵ روز کمتر نیست) نگه دارد یعنی بعد از هر صیغه موقت باید مدت نسبتا تقریبا طولانی را از صیغه شدن خودداری کند؛ ولى در زنا این قانون وجود ندارد.
۵. در ازدواج موقت، مرد مسئولیت‏ پذیر است و توابع این ارتباط را از جهت فرزنددار شدن احتمالى مى‏پذیرد؛ در حالى که در عمل نامشروع این امر وجود ندارد.
۶. در ازدواج موقت «روابط» براساس «ضوابط» شکل مى‏گیرد و ارضاى جنسى به صورتى نظام‏ مند و قانونى، پاسخ داده مى‏شود، در حالى که در زنا ضابطه ‏اى وجود ندارد و غیرقانونى است.
۷. اعتبار زن در زنا از بین می رود و او به موجودی بی ارزش و در دسترس تبدیل می گردد در حالی که ازدواج موقت شرایط خاص را دارد که این شرایط موجب آبرومندی زن می گردد
۸. در زنا فرزند نا مشروع به وجود می آید ولی در صیغه فرزند حلال زاده است
۹. در زنا فرزندی اگر متولد شد والدین مسئولیت تربیت او را عهده دار نمی شود مگر اینکه او را نیز وسیله ای برای شهوت های بعدی خود قرار دهند درحالی که فرزند حاصل از صیغه در خانواده ای پاک قابل تربیت است
۱۰. احتمال بیمار بودن فرزند حاصل از زنا بیشتر از صیغه است
۱۱. در زنا چون احساس گناه وجود دارد پرده های حائل میان انسان وخداوند از بین می رود وانسان شقی می گردد در حالی که در ازدواج موقت چون این عمل مطابق با قوانین الهی است این خطر وجود ندارد
۱۲. صیغه چون محدودیت هائی دارد باعث جلوگیری از هم پاشیدگی خانواده می گردد در حالی که زنا بنیان خانواده را متزلزل می کند
بنابراین, همسریابی متعه (صیغه ) با زنا فرق های اساسی دارد. چون در زنا نه عده ای وجود دارد و نه از نظر شرعی طرفین حقی برگردن هم دارند و نیز اگر فرزندی از زنا متولد شد حرام زاده است و ارث نیز نمی برد. ولی متعه در حقیقت یک نوع ازدواج محدود است و دارای ضوابط و حقوق مشخص شده برای زوجین است . هم چنین در زمان عقد و یا عده , زن حق هیچ گونه مباشرتی یا ازدواج با شخص دیگر ندارد. پس ازدواج موقت مانند ازدواج دائم دارای عده – تعیین مهریه – اجرای عقد و صیغه – اذن پدر در صورت باکره بودن و بسیاری از شرایط دیگر است و حکم فرزندان متولد از این ازدواج نیز کاملا مشخص است فقط در زمان محدود می باشد.
ممکن است پرسیده شود آیا با یک جمله زن و مرد با هم حلال می شوند؟ در جواب می گوییم، بلی؛ در صورتی که شرایط موجود باشد و با قصد ازدواج موقت صیغه آن خوانده شود با هم حلال می شوند و این حکم تعبدی است که از طرف شارع مقدس این حلیت حاصل می شود. در سایر نظام های حقوقی نیز همین اعتبارات که در قالب عقود و ایقاعات و قرادادها صورت می پذیرد منشا اثر است.
البته عده‏ای این نوع ازدواج را راهی برای سوء استفاده دانسته‏اند. این عده همیشه پیرمرد پول داری را تصور می‏کنند که برای خوش‏گذرانی، دختری را صیغه می‏کند و بعد از ارضای شهواتش، او را رها می‏سازد، یا مرد زن‏داری که بی‏اعتنا به خانواده‏اش هر روز به دنبال یک زیبارویی است که بتواند او را اسیر کند و کام گیرد و…!! در جواب این عده همین بس که همه آزادی‏های قانونی و تأسیس‏های حقوقی، می‏توانند مورد سوء استفاده قرار گیرند برای مثال حق رانندگی ـ که یک حق مشروع و پسندیده‏ای است ـ از سوی عده‏ای به بدترین نحو مورد استفاده قرار می‏گیرد و حتی منجر به وارد آمدن خسارت جانی و مالی می‏شود. پس بدین ترتیب باید گفت: حق رانندگی امری مذموم و پلید است!؟ در حالی که چنین نیست. پس اگر عده‏ای از این نهاد حقوقی به جهت سوء استفاده بهره‏برداری کنند این امر خدشه‏ای به اصل آن وارد نمی‏کند؛ بلکه ایراد به خود این افراد یا گریزگاه‏های قانونی و… وارد است.
برخی دیگر با تشبیه نکاح منقطع به کرایه و اجاره، سعی دارند که وانمود کنند زنی که صیغه می‏شود، در واقع به اجاره زوج خویش درمی‏آید و این را خلاف شأن زن و سوء استفاده از او دانسته‏اند. در پاسخ گفتنی است آنچه خلاف شأن زن است، این است که زن همچون کالایی بدون هیچ حق و حقوقی و بدون هیچ ضابطه‏ای، مورد بهره‏ برداری جنسی قرار گیرد؛ یعنی، دقیقاً آنچه که در دنیای غرب اتفاق می‏افتد و یا آنچه که در نزد افراد لاابالی و بی‏بند و بار در مشرق زمین می‏گذرد! حال اینکه زن این چنین مورد سوء استفاده قرار گیرد، خلاف شأن زن است یا این که او به طور قانونی و مشروع با حفظ حقوقش به استمتاعاتش دسترسی یابد؟ به فرض که عقد نکاح منقطع در مواردی شبیه عقد اجاره باشد، آیا این دلیل می‏شود که این دو عقد یکی باشند؟ در حالی که می‏دانیم این دو عقد در خیلی از اوصافش با یکدیگر تفاوت دارند.

بررسی دلایل رشد ۳۳ درصدی همسریابی ازدواج موقت در کشور

یک آسیب شناس اجتماعی دلایل و تبعات همسریابی ازدواج موقت را برای گروهای مختلف جامعه متفاوت می‌داند و معتقد است که اگر چه ازدواج موقت برای افراد مجرد کاربرد دارد اما می تواند خانواده های افراد متاهل را با بحران مواجه کند.

مصطفی فروتن، آسیب شناس اجتماعی و مشاور خانواده در تحلیل آمار اخیر سازمان ثبت اسناد مبنی بر افزایش ۳۳ درصدی ثبت ازدواج موقت در گفتگو با خبرنگار ایلنا بیان کرد: مساله همسریابی برای صیغه موقت یک پدیده چند وجهی است و باید از تمامی زوایا به آن نگاه کنیم تا بتوانیم قضاوت صحیحی در این مورد داشته باشیم. در تحلیل این مساله باید به انواع آن توجه داشت دلایل صیغه در میان زنان و مردان و همچنین متاهلین و مجردین متفاوت است.

دلایل ازدواج موقت در میان زنان
این آسیب شناس اجتماعی گفت: مهم ترین دلیل گرایش زنان به ازدواج موقت دلایل اقتصادی است و باید توجه داشت زنانی که از این طریق معیشت خود را می‌گذرانند افرادی قابل احترام اند زیرا برای اینکار خود را ملزم به رعایت برخی موازین و اقدامات می‌کنند. فروتن ادامه داد: دلیل دیگر گرایش به ازدواج موقت به زنانی بر می گردد که در گذشته ازدواج ناموفقی داشته اند و نمی خواهند دوباره در موقعیت مشابه قرار گیرند اما نیاز به تکیه و همراهی در زندگی خود دارند. وی افزود: در گروهی دیگر هم که در گذشته سابقه تاهل را دارند بحث غرایز جنسی و نیازهای فیزیکی مطرح است بنابر این می توانیم بگوییم که این سه دلیل شاخص ترین علت گرایش زنان به ازدواج موقت است.


دلایل ازدواج موقت در میان مردان

این مشاور خانواده اظهار کرد: اما در مورد دلایل گرایش مردان به همسریابی صیغه، باید مردان متاهل و مردان مجرد را به طور جداگانه مورد بررسی قرار داد. فروتن گفت: یک مرد مجرد برای شروع یک زندگی مشترک باید هزینه ها و امکاناتی را تهیه کند و به جایی برسد که بتواند هزینه های زندگی را تقبل کندکه این مساله زمان بر است و ممکن است تا سن ۳۰ سالگی افراد طول بکشد، در این مدت مرد مجرد برای رفع نیاز های روحی و جسمی خود به جای آنکه به سوی تن فروشان برود می تواند از ازدواج موقت استفاده کند.

وی ادامه داد: اما در میان متاهلین شاخص ترین دلیل، تنوع طلبی جنسی است که افراد می خواهند تجربه های متفاوت در این زمینه داشته باشند. دلیل دیگر نیز آن است که در عقد دائم بنابر دلایل خاصی مانند نبود مهارتهای زندگی، ممکن است که زندگی زناشویی رنگی خاکستری به خود بگیرد و زن و شوهر با وجود حفظ ظاهر در عمل راه خود را از هم جدا کنند در این صورت پیش می آید که مردان متاهل برای فرار از انزوای عاطفی و روانی به ازدواج موقت روی می‌آورند.

این آسیب شناس اجتماعی بیان داشت: برخی نیز با وجود داشتن پایگاه عاطفی برای تجربه کارهای هیجان انگیز، بیمار گونه و رفتار های جنسی نا متعارف که این روزها در حال افزایش است به این سمت می روند زیرا که از نظر قانونی و هزینه ای نسبت به راههای دیگر برایشان به صرفه تر است. وی افزود: برخی دیگر هم دلیل گرایش‌شان به صیغه را تحت سرپرستی قرار دادن زنان بی‌سرپرست می‌خوانند.

تبعات و محاسن
فروتن در مورد محاسن و تبعات ازدواج موقت گفت: افزایش طلاق و از هم پاشیدگی خانواده،ایجاد حس انتقام گیری و تمایل به خیانت در همسر دائمی فرد و کاهش ازدواج دائم ازجمله تبعات ازدواج موقت است. البته ازدواج موقت مزیت هایی مانند ارضای غزیزه جنسی از راه مشروع، کاهش فساد و بیماری های مقاربتی را نیز به همراه دارد.

وی افزود: برای رویارویی با این مساله ابتدا باید گروههای مختلف را از هم جدا کنیم. در رابطه با افراد مجرد صیغه مساله ای است که کاربرد دارد و نمی توان آن را حذف کرد اما می توان شرایط اقتصادی و رفاهی ایجاد کرد تا شرایط برای کسانی که می خواهند ازدواج دائم داشته باشند مهیا باشد.
بسته های تشویقی کارشناسی شده نیز باید برای این کار ایجاد شود، این مشاور خانواده بیان کرد: آموزش های کاربردی نیز باید برای خانواده ها برگزار شود تا رسم و رسومات دشوار و دست و پا گیر و هزینه بر را از سر راه ازدواج دائمی جوانها بردارند. همچنین برخی قوانین ازدواج و پس از ازدواج نیز باید متناسب با زمان حال تغییر کند.
فروتن گفت: اقدام مهم دیگر در این زمینه آن است که به متاهلین آموزش های مهارت های زندگی داده شود تا زوج ها بتوانند به لحاظ فیزیکی و روحی یکدیگر را راضی کنند. وی در پایان اشاره کرد: اکنون در دفترخانه ها لیستی از زنانی که آمادگی ازدواج موقت را دارند موجود است تا از این طریق کمکی برای امرار معاش به آنها شود در جالی که بهتر است به جای اینکار زمینه ای برای اشتغال و توانمندی آنها ایجاد شود تا زنان و مردان بیشتر به سمت ازدواج دائم بروند.

عده در ازدواج موقت چگونه است و معنای دو حیض کامل در این عده چیست؟

پرسش:

مرد و زنی صیغه ی موقت جاری کردند و با هم نزدیکی داشتند. بعد از گذشت ۱۰ روز از پایان زمان صیغه مجدد با هم صیغه ی موقت خواندند و با هم نزدیکی نداشتند. عده ی زن از پایان صیغه ی اول محاسبه میشود یا صیغه ی دوم؟ و مراد از دو حیض کامل در عده ی ازدواج موقت، پاک شدن از حیض دوم است یا تکمیل زمان پاک بودن و دیدن حیض سوم(مانند عده ی ازدواج دائم)؟

پاسخ:

نظر شما را به سؤالی در همین رابطه جلب می کنیم:

شخصى خانمى را براى مدتى، به عقد موقّت خود در مى‏آورد و با او نزدیکى مى‏کند. سپس بعد از تمام شدن مدت عقد، دوباره او را صیغه مى‏کند و این بار با او نزدیکى نمى‏کند. آیا این خانم باید بعد از تمام شدن عقد دوم، عده نگه دارد؟

همه مراجع عظام تقلید: آرى، براى ازدواج با شخص دیگر، باید عده نگه دارد. [۱]

بنابراین در فرض سؤال شما، اگر زن بخواهد دوباره با همان شخص اول ازدواج کند، عده نگه داشتن لازم نیست ولی برای ازدواج با شخص دیگری باید بعد از پایان صیغه دوم یا بخشیده شدن مدت صیغه دوم، عده نگه دارد.

در ازدواج موقت بر خلاف ازدواج دائم _که طلاق در زمان حیض جایز نیست و موجب بطلان طلاق است_اگر وقت صیغه موقت در زمان حیض زن تمام شود اشکالی نداشته و این دو از هم جدا می شوند و یا این که مرد می تواند در زمان حائض بودن زن، بقیه مدت را به او بخشیده و در نتیجه از هم جدا شوند. [۲] بنابراین در هنگام جدان شدن مرد از زنی که با او ازدواج موقت کرده است، زن می تواند در حال طهر(پاکی) یا در حال حیض باشد. اگر در حال طهر باشد بعد از دیدن دو حیض کامل و به تمام رسیدن آن، زن از عده خارج می شود و اگر در حال حیض از هم جدا شده اند چون مقداری از این حیض را در همسری مرد بوده است، این حیض، حیض کامل نبوده است [۳] و جزء عده ازدواج موقت به حساب نمی آید. در هر صورت معنای دو حیض کامل این است که زن بعد از دیدن حیض اول و پاک شدن از آن، حیض دوم را نیز ببیند و با انتهای حیض دوم و رسیدن به طهر و پاکی از عده از دواج موقت خارج می شود و لازم نیست که طهر متصل به این حیض نیز تمام شود.

 

پی نوشت:

[۱] آیت الله وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، مسأله ۱۳۱۱؛ آیت الله خامنه‏اى، استفتاء، س ۱۶۳؛ آیت الله تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۱۱ ؛آیت الله سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۲۴۹؛ امام خمینى، تحریر الوسیله، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۱۱؛ آیت الله صافى، هدایه العباد، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۱۱؛ آیت الله نورى، استفتاءات، ج ۲، س ؛۶۹۴ آیت الله فاضل، جامع المسائل، ج ۲، س ۱۲۵۵ و دفتر: آیت الله بهجت و آیت الله مکارم . با استفاده از نرم افزار پرسمان.

[۲] توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۲، ص ۵۲۳ : در ازدواج موقت شاهد گرفتن و پاک بودن از حیض لازم نیست.

[۳] عده ازدواج موقت  دو حیض کامل برای کسانی که حیض می بینند یا چهل و پنج روز برای کسانی که حیض نمی بینند،است. نک: توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۲، ص ۵۲۶.

پاسخ دو تن از مراجع به سوالاتی درباره ازدواج سفید و ازدواج موقت

پاسخ های حضرت آیت الله شبیری

نظر به اینکه اخیرا عده ای از دختران و پسران تحت عنوان ازدواج سفید به همباشی پرداخته و عده ای از آنان این باور را دارند که چون طرفین رضایت دارند لذا همین رضایت قلبی کفایت از خطبه ازدواج دائم یا موقت دارد، خواهشمند است دیدگاه شرع مقدس را در این گونه موارد بیان فرمایید.

الف- آیا صرف رضایت دختر و پسر برای بودن با یکدیگر به مفهوم جاری شدن محرمیت و زوجیت است و یا خواندن خطبه عقد دائم یا موقت ضروری است؟

ب- در صورتی که جاری شدن خطبه عقد ضرورت دارد آیا این ضرورت برای زوجیت دائم است یا برای زوجیت موقت نیز خواندن خطبه ضرورت دارد و رضایت قلبی مکفی نیست؟

پاسخ الف و ب- فارغ از سایر شرایط، در ازدواج دائم و موقت، خواندن صیغه لازم است.

ج-در صورتی که خواندن خطبه به زبان عربی فصیح مقدور نباشد و زوج و زوجه بنا به دلایلی نظیر حفظ آبرو نتوانند موضوع را با دیگری در میان بگذارند آیا می توانند به زبان مادری خطبه را جاری کنند؟

پاسخ ج- جایز است.

د-در صورتی که در صورت معذور بودن، جاری کردن خطبه به زبان مادری جایز باشد آیا باید عین ترجمه بیان شود یا ترجمه مضمونی کفایت دارد؟

ه-اگر حضرتعالی جواز به جاری کردن خطبه با ترجمه به مضمون می دهید مثلا به زبان فارسی خطبه عقد دائم و موقت چه گونه است و چه بگویند کفایت است؟

پاسخ د، ه: به هر زبانی که بخوانند و معنای «زوجتک» و «قبلت» را برساند صحیح است. مثلا برای ازدواج دائم به فارسی به زن بگوید: به عقد دائمی در آوردم خودم را برای شما در مقابل مهریه ای که توافق کردیم و سپس مرد بگوید: قبول نمودم این عقد دائم را براساس مهریه ای که توافق کردیم.

و-اگر دختری با پسری بدون رضایت پدر و یا بدون اطلاع پدر همبستر شده باشد و اطلاعی از اینکه باید خطبه عقد خوانده شود نداشته و یا نمی دانسته رضایت پدر واجب است آیا هم اکنون می توانند با خواندن خطبه بدون اطلاع پدر محرم شوند؟

پاسخ و: خیر، بدون اجازه پدر یا جد پدری عقدشان صحیح نیست.

ز-اگر شرایط این دختر و پسر به گونه ای باشد که جدا شدن عوارض جدی برای شرایط فعلی و آینده طرفین یا یکی از طرفین داشته باشد و هر دو یا یکی از طرفین در عسر و حرج بیفتند و در این حال اطلاع به پدر نیز عوارض خطرناک داشته باشد راه حل این دو برای خروج از مهلکه حرام چیست و آیا می توانند بدون جدا شدن، با جاری کردن خطبه به هم محرم شوند؟

پاسخ ز: محرمیت ایجاد نشده است بنابراین باید جدا شوند البته اگر در چنین شرایطی پدر و جد پدری مصلحت دختر را در ازدواج مراعات نکنند اذن ایشان برای ازدواج جدید ساقط است.

ح-اگر از این همبستری دختر حامله شده باشد و یا فرزندی بدنیا آورده باشد و تصورش این بوده که رضایت طرفین کافی است، حکم فرزند چیست؟ آیا می توانند در این شرایط بدون اذن پدر محرم شوند؟ اگر اذن پدر ضروری است و بتوانند اذن بگیرند و محرم شوند آیا تاثیری در وضعیت قبل و کودک متولد شده دارد؟

پاسخ ح:

اگر مرد و زن ندانند که چنین ازدواجی باطل است و با یکدیگر ازدواج کنند بچه ای که از آنان به دنیا آمده، حلال زاده است و تمام احکام اولاد را دارا می باشد و اگر یکی از مرد و زن نداند که ازدواج باطل است، بین او و بچه ای که به دنیا می آید تمام احکام اولاد جاری است، ولی دیگری که می دانسته ازدواج باطل است از بچه ارث نمی برد و بچه هم از وی ارث نمی برد ولی این دو به هم محرمند و احکام محرمیت را دارا می باشند، لذا می توانند همچون دیگر محرم ها به همدیگر نگاه کنند و ازدواج آنها با یکدیگر جایز نیست و همانند دیگر فرزندان حق نهفته دارد. در هر صورت اذن پدر یا جد پدری در خود ازدواج دختر شرط است مگر پدر و جد پدری مصلحت دختر را در امر ازدواج رعایت نکنند.

پاسخ های حضرت آیت الله سبحانی

الف- آیا صرف رضایت دختر و پسر برای بودن با یکدیگر به مفهوم جاری شدن محرمیت و زوجیت است و یا خواندن خطبه عقد دائم یا موقت ضروری است؟
پاسخ: ازدواج سفید همان ازدواج معاطاتی است و شرعا کافی نیست و باید اگر باکره است با اذن پدر عقد خوانده شود و مهریه معین شود متاسفانه موضوعی که شبیه زنا رایگان است نام ازدواج به خود گرفته است.

ب-در صورتی که جاری شدن خطبه عقد ضرورت دارد آیا این ضرورت برای زوجیت دائم است یا برای زوجیت موقت نیز خواندن خطبه ضرورت دارد و رضایت قلبی مکفی نیست؟

پاسخ: در هردو باید عقدخوانده شود وحد وحدود روشن شود.

ج-در صورتی که خواندن خطبه به زبان عربی فصیح مقدور نباشد و زوج و زوجه بنا به دلایلی نظیر حفظ آبرو نتوانند موضوع را با دیگری در میان بگذارند آیا می توانند به زبان مادری خطبه را جاری کنند؟

پاسخ: در عقد موقت در صورت اجتماع شرایط عقد فارسی کافی است؛ اگر زوج و زوجه نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند باید کسی را که می تواند وکیل کنند و اگر چنین شخصی نبود باید خودشان به غیر عربی بخوانند و باید لفظی بگویند که معنی«زوجت وقبلت» را بفهماند.

د-در صورتی که در صورت معذور بودن، جاری کردن خطبه به زبان مادری جایز باشد آیا باید عین ترجمه بیان شود یا ترجمه مضمونی کفایت دارد؟

پاسخ: باید انشاء زوجیت شود و آنچه در رساله ها آمده است به فارسی خوانده شود.

ه-اگر حضرتعالی جواز به جاری کردن خطبه با ترجمه به مضمون می دهید مثلا به زبان فارسی خطبه عقد دائم و موقت چه گونه است و چه بگویند کفایت است؟

پاسخ: به رساله عملیه صفحه ۴۴۶ مراجعه شود.

و-اگر دختری با پسری بدون رضایت پدر و یا بدون اطلاع پدر همبستر شده باشد و اطلاعی از اینکه باید خطبه عقد خوانده شود نداشته و یا نمی دانسته رضایت پدر واجب است آیا هم اکنون می توانند با خواندن خطبه بدون اطلاع پدر محرم شوند؟

پاسخ: احتیاطا با اذن پدر باشد.

ز-اگر شرایط این دختر و پسر به گونه ای باشد که جدا شدن عوارض جدی برای شرایط فعلی و آینده طرفین یا یکی از طرفین داشته باشد و هر دو یا یکی از طرفین در عسر و حرج بیفتند و در این حال اطلاع به پدر نیز عوارض خطرناک داشته باشد راه حل این دو برای خروج از مهلکه حرام چیست و آیا می توانند بدون جدا شدن، با جاری کردن خطبه به هم محرم شوند؟

پاسخ: بالاخره ازدواج این دو تا آخر نمی تواند برای پدر پنهان بماند و خواندن صیغه عقد مشکل را حل نخواهد کرد.

ح-اگر از این همبستری دختر حامله شده باشد و یا فرزندی بدنیا آورده باشد و تصورش این بوده که رضایت طرفین کافی است، حکم فرزند چیست؟ آیا می توانند در این شرایط بدون اذن پدر محرم شوند؟ اگر اذن پدر ضروری است و بتوانند اذن بگیرند و محرم شوند آیا تاثیری در وضعیت قبل و کودک متولد شده دارد؟

پاسخ: حکم فرزند وطی به شبه بوده وحلال زاده است. احتیاطا از پدر اذن بگیرد.

نگاهی به فتاوای آیت الله روحانی درباره ازدواج موقت دختر باکره بدون اجازه پدر

سایت رسمی حضرت آیت الله سید صادق روحانی با انتشار ویژه نامه ای به بیان دیدگاه های معظم له پیرامون ازدواج موقت (خصوصا با دختر باکره) پرداخته و نظرات ایشان را به تفصیل تبیین کرده است. در این ویژه نامه آمده است:

این ویژه نامه سعی دارد تا در گفتاری موجز به بیان نکات کاربردی و مبتلابه مبحث ازدواج و مشخصا ازدواج موقت دختر باکره بدون اذن پدر از منظر آراء و فتاوای حضرت آیت الله العظمی سید محمدصادق روحانی (دام ظله العالی ) بپردازد به گونه ای که به عنوان مرجعی ساده و نسبتا کامل در باب این موضوع برای مقلدان معظم له و پاسخی به صدها استفتا و ایمیل مشابه که هر هفته از ایشان می شود، باشد.(این ویژه نامه به تدریج کامل خواهد شد)

جزییات ویژه نامه را در اینجا مطالعه فرمایید.

صیغه موقت (متعه) در آینه روایات اهل بیت (ع)

  1. ابا بصیر می گوید: از امام باقر علیه السلام درباره متعه پرسیدم
    امام فرمود در قرآن نازل شده است: فما استمتعتم به منهن فآتوهن أجورهن فریضه ولا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضه [نساء:۲۴]
    و زنانى را که از آنها تمتع مى‏گیرید واجب است که مهرشان را بدهید. و پس از مهر معیّن، در قبول هر چه هر دو بدان رضا بدهید گناهى نیست. هر آینه خدا دانا و حکیم است. [ترجمه قرآن:عبد المحمد آیتی]
  2. امام رضا علیه السلام فرمود: رسول خدا متعه را حلال نمود و تا هنگام وفات نیز آن را حرام نکرد.
  3. شخصی از امام باقر علیه السلام درباره این آیه پرسید: وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلى‏ بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدیثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَها بِهِ قالَتْ مَنْ أَنْبَأَکَ هذا قالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلیمُ الْخَبیر
    آن گاه که پیامبر با یکى از زنان خود رازى در میان نهاد، چون آن زن آن راز با دیگرى باز گفت، خدا پیامبر را از آن آگاه ساخت و او پاره‏اى از آن [کشف]راز را بر آن زن آشکار کرد و از افشاى پاره‏اى دیگر سرباز زد. چون او را از آن خبر داد، گفت: چه کسى تو را از این ماجرا آگاه کرده است؟ گفت: آن خداى داناى آگاه به من خبر داده است. [تحریم۳]
    امام فرمود: رسول خدا زنی را متعه نمود. یکی از زنان حضرت مطلع شد و ایشان را متهم به فحشاء نمود!!! رسول خدا فرمود: این کار حلال است. این ازدواجیست به صورت موقت. تو این قضیه را مخفی بدار. اما آن زن به یکی دیگر از زنان حضرت خبر داد! [پس خداوند آن آیه را نازل فرمود]
  4. جابر بن عبد الله انصاری می گوید: ما در زمان رسول خدا و نیز در زمان ابو بکر متعه می کردیم تا زمان عمر که آن را ممنوع کرد!!
  5. با أسناد زیادی روایت شده که از حضرت صادق علیه السلام پرسیده شد: آیا آیه متعه نسخ شده است؟
    فرمود: نه و اگر عمر از آن جلوگیری نکرده بود هیچکس جز شقی زنا نمی کرد.
  6. شخصی [از مخالفان اهل بیت] نزد امام باقر علیه السلام آمد و گفت:
    نظرت درباره متعه زنان چیست؟
    امام فرمود: خداوند آن را در کتابش و در سنت پیامبرش حلال نموده پس تا روز قیامت حلال است.
    او گفت: آیا مثل تویی چنین می گوید در حالیکه عمر آن را حرام کرد!
    امام فرمود: اگر چه چنین کرد! [اما حرف من همان است که گفتم]
    او گفت: پناه می برم به خدا که چیزی را که عمر حرام کرده، حلال می دانی!
    امام فرمود: پس تو بر نظر رئیست باش و من هم بر نظر رسول خدا !…
  7. شیخ مفید بنقل از شیخ صدوق به اسناد خود روایت نموده که:
    امیرمؤمنان علی علیه السلام زنی از خاندان بنی نهشل را در کوفه متعه نمود.
  8. امام رضا علیه السلام در نامه ای که برای مأمون عباسی نوشتند و اسلام را برایش تشریح نمودند می فرماید:
    [اعتقاد به] اسلام، شهادت به وحدانیت خداست و…[تا می رسد به اینجا که] و حلال دانستن دو متعه ای که خداوند در کتابش نازل فرموده و رسول خدا در سنتش جاری نموده است یعنی متعه زنان و متعه حج…
  9. امام صادق علیه السلام می فرماید:
    از ما نیست کسی که به رجعت ما ایمان ندارد و متعه ما را حلال نمی داند.
  10. امام صادق علیه السلام فرمود:
    اینکه خدای عزوجل در قرآن می فرماید: ما یفتح الله للناس من رحمه فلا ممسک لها…[فاطر:۳۵]
    (هر رحمتى را که خدا براى مردم بگشاید، بازدارنده‏اى براى آن نیست‏)، یکی از مصادیقش متعه است.
  11. امام محمد باقر علیه السلام فرمود:
    مرد متأهل اگر بخواهد می تواند متعه کند اگرچه در شهر خودش باشد و با همسرش اقامت داشته باشد.
  12. از امام صادق علیه السلام پرسیده شد: چه تعداد از متعه حلال است؟ فرمود: هر قدر خواستی.
  13. امام صادق علیه السلام فرمودند:
    برای مرد مستحب است که نکاح متعه انجام دهد. دوست ندارم مردی از شما از دنیا برود مگر اینکه یک مرتبه هم که شده متعه گرفته باشد.
  14. از امام صادق علیه السلام درباره متعه سؤال شد حضرت فرمودند:
    دوست ندارم فردی از شما از دنیا برود و روشی از روشهای رسول الله را عمل نکرده باشد.
  15. محمد بن مسلم گفت: امام صادق علیه السلام به من فرمودند:
    آیا تا به حال متعه کرده ای؟ عرض کردم: نه، حضرت فرمود: از دنیا نروی تا اینکه سنت پیامبر(ص) را زنده کرده باشی!
  16. اسماعیل هاشمی گفت: امام صادق علیه السلام به من فرمودند:
    آیا از وقتی که از کنار همسر خود بیرون آمده ای متعه کرده ای؟ عرض کردم: با زنانی چند که در کنارم هستند خدا مرا از آن بی نیاز نموده، حضرت فرمودند: اگر چه بی نیاز هستی امّا من دوست دارم که سنت رسول الله را زنده بداری.
  17. اسماعیل جعفی می گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمودند:
    ای اسماعیل امسال متعه داشته ای؟ عرض کردم بله، حضرت فرمودند: مقصودم متعه حج نیست، عرض کردم: پس مقصود شما چیست؟ حضرت فرمودند: متعه نساء( ازدواج موقت) را می گویم. عرض کردم: بله با دختری بربری و نیکو. فرمودند: ای اسماعیل متعه کن با هر چه که یافتی اگر چه زنی سندی باشد.
  18. ابابصیر میگوید: خدمت امام صادق رسیدم، حضرت از من سؤال فرمودند:
    آیا از وقتی که از کنار همسرت بیرون آمده ای متعه کرده ای؟ عرض کردم: نه، حضرت فرمودند: برای چه؟ عرض کردم: پولم کم بود و به این کار نمی رسید. حضرت دیناری به من دادند و فرمودند: تو را قسم می دهم که به منزل نروی مگر اینکه به متعه عمل کرده باشی، ابی بصیر گفت: همین کار را کردم.
  19. عبدالله بن سنان می گوید: امام صادق علیه السلام فرمودند:
    خداوند هر شراب مست کننده را بر شیعیان ما حرام کرده، در عوض آن، متعه را برای آن ها قرار داده است.
  20. از امام باقر علیه السلام است که رسول خدا(ص) فرمودند:
    وقتی خدا مرا به آسمان بالا برد جبرائیل به من پیوست و گفت ای محمّد، خدا میفرماید کسانی از امت تو که ازدواج موقت کنند را مورد مغفرت ِخود قرار دادم.
  21. بشر بن حمزه می گوید: در زمان امام باقرعلیه السلام یکی از رجال قریش به من گفت:
    دختر عموی من که دارای مال بسیار بود دنبالم فرستاده، پیغام داد: که تو می دانی چقدر برای من خواستگار آمده و من همه را جواب ردّ داده ام و نیز دنبال تو نفرستادم به خاطر رغبت به مردان! امّا شنیده ام که خدا متعه را در کتاب خود حلال دانسته و رسول خدا نیز آن را در سنت خود جاری ساخته است، امّا عمر آنرا حرام دانسته و من می خواهم خدا و رسولش را اطاعت نموده و عمر را عصیان نمایم پس تو مرا متعه نما! به او گفتم: اجازه بده، خدمت امام باقر برسم و از او سؤال کنم. خدمت حضرت رسیده، مشاوره کردم. حضرت فرمود: این کار را بکن.[در نقل کتاب کافی آمده که سپس امام اینگونه دعا فرمود: صلی الله علیکما من زوج یعنی درود خدا بر شما دو همسر]
  22. علی سائی می گوید: به امام موسی کاظم علیه السلام عرض کردم:
    من زمانی متعه می کردم اما بعد آنرا خوش نداشتم و بدم آمد و به فال بد گرفتم، از این رو با خدای خودم بین رکن و مقام عهد بستم که دیگر نکنم و نذر کردم که اگر بار دیگر متعه کنم روزه بگیرم! ولی بعد برایم سخت شد و از عهد خود پشیمان شدم و قدرت ازدواج علنی [دائم] را نیز نداشتم. حضرت فرمودند: با خدا عهد کرده ای که اطاعتش نکنی؟! به خدا قسم اگر اطاعتش نکنی معصیت کار خواهی بود!
  23. محمد بن مسلم ثقفی نقل می کند که وقتی از امام صادق علیه السلام سؤال شد:
    مقدار مهر در ازدواج موقت چقدر باید باشد؟
    حضرت فرمودند: به هر چه که هر دو به آن راضی شوند و تا هر زمانی که هر دو تعیین کرده باشند.
  24. سماعه می گوید: فردی از امام صادق علیه السلام مسائلی را سؤال کرد تا اینکه گفت:
    اگر در عقد موقت، زن شرط کند که هر لذّتی که می خواهی از من ببر ولی با من آمیزش نکن، آیا این شرط درست است.امام فرمود: بله تنها آن مقداری که شرط شده است حق مرد است.
  25. علی بن یقطین می گوید: از امام کاظم علیه السلام از متعه سؤال کردم حضرت فرمود:
    تو را با متعه چه کار! که خدا از آن بی نیازت کرده است.عرض کردم: فقط می خواهم بدانم.فرمود:متعه در کتاب علی علیه السلام هست.
    با توجه به روایت شماره ۱۶ که امام با وجود بی نیازی جنسی شخص به خاطر همسرانش باز هم او را به انجام متعه سفارش نمودند، علما فرموده اند معلوم می شود علت این که اینجا امام، علی بن یقطین را از این کار بازداشتند به خاطر موقعیت خطیر او بود؛ زیرا او وزیر هارون الرشید بود و هارون او را از خود می دانست و او برای خدمت به خلق خدا به دربار هارون رفته و سخت تقیه می کرد و شیعه بودن خود را مخفی می داشت و انجام متعه و لو رفتن او تشیعش را بر ملا می ساخت و خطر عظیمی برای خودش و شیعیان امام پدید می آمد.
  26. سهل بن زیاد می گوید: از چند نفر از اصحاب امام صادق علیه السلام شنیدم:
    حضرت به اصحاب خود می فرمودند: در مکه و مدینه، متعه را به من ببخشید! زیرا با من در رفت و آمد هستید و می ترسم شما را بگیرند[و اتهام زنا بزنند] و بعد بگویند اینها اصحاب جعفرند!
    شیخ مفید می گوید اصحاب ما گفته اند که علت نهی امام صادق علیه السلام از متعه کردن در مکه و مدینه این بود که: أبان بن تغلب که از یاران و راویان حضرت و ثروتمند نیز بود، زنی را در مکه متعه کرد ولی آن زن برایش نقشه کشید و توانست او را در صندوقی حبس کند! آنگاه چند حمال آورد و صندوق را به باب الصفای مسجد الحرام آوردند و به ابان گفتند: اینجا باب الصفا است تو را آورده ایم این جا، و می خواهیم فریاد بزنیم که این ابان بن تغلب است و می خواست با زنی زنا کند!.پس أبان با پرداخت ده هزار درهم به آنها خود را آزاد کرد!.چون این خبر به امام صادق علیه السلام رسید به اصحاب فرمود: در مکه و مدینه متعه را به من ببخشید!.