بایگانی دسته: پاسخ به شبهات

پاسخ به برخی از شبهات درباره ازدواج موقت از زبان آیت الله مکارم شیرازی

ازدواج موقت یک ضرورت اجتماعى است و این یک قانون کلى و عمومى است که اگر به غرایز طبیعى انسان به صورت صـحـیحى پاسخ گفته نشود براى اشباع آنها متوجه طرق انحرافى خواهد شد، زیرا این حقیقت قابل انکار نیست که غرائز طبیعى را نمى توان از بین برد، و فرضا هم بتوانیم از بـیـن بـبـریـم ، چنین اقدامى عاقلانه نیست زیرا این کار یک نوع مبارزه با قانون آفرینش است .
بـنـابـر ایـن راه صـحـیـح آن اسـت کـه آنـهـا را از طـریـق مـعـقولى اشباع و از آنها در مسیر سازندگى بهره بردارى کنیم . ایـن مـوضـوع را نـیـز نمى توان انکار کرد که غریزه جنسى یکى از نیرومندترین غرایز انـسـانـى اسـت ، تـا آنـجـا کـه پـاره اى از روانـکـاوان آن را تـنـهـا غـریـزه اصیل انسان مى دانند و تمام غرایز دیگر را به آن باز مى گردانند.
اکنون این سؤال پیش مى آید که در بسیارى از شرایط و محیطها، افراد فراوانى در سنین خـاصـى قـادر بـه ازدواج دایـم نـیـسـتـنـد، یـا افـراد مـتـاءهـل در مسافرتهاى طولانى و یا ماءموریتها با مشکل عدم ارضاى غریزه جنسى روبرو مى شوند. ایـن مـوضـوع مـخـصـوصـا در عـصـر مـا کـه سـن ازدواج بـر اثـر طـولانـى شـدن دوره تحصیل و مسایل پیچیده اجتماعى بالا رفته ، و کمتر جوانى مى تواند در سنین پائین یعنى در داغـتـریـن دوران غـریـزه جـنـسـى اقـدام بـه ازدواج کـنـد، شکل حادترى به خود گرفته است .
با این وضع چه باید کرد؟ آیا باید مردم را به سرکوب کردن این غریزه (همانند رهبانها و راهبه ها) تشویق نمود؟ یا اینکه آنها را در برابر بى بندوبارى جنسى آزاد گذاشت ، و همان صحنه هاى زننده و ننگین کنونى را مجاز دانست ؟ و یا اینکه راه سومى را در پیش بگیریم که نه مشکلات ازدواج دایم را به بار آورد و نه آن بى بندوبارى جنسى را؟
خـلاصـه ایـنـکـه ازدواج دائم نـه در گـذشته و نه در امروز به تنهایى جوابگوى نیازمندیهاى جنسى همه طبقات مردم نبوده و نیست ، و ما بر سر دو راهى قرار داریم یا باید فـحـشـاء را مـجـاز بدانیم (همانطور که دنیاى مادى امروز عملا بر آن صحه گذارده و آنرا بـه رسـمـیت شناخته )، و یا طرح ازدواج موقت را بپذیریم ، معلوم نیست آنها که با ازدواج مـوقـت و فـحـشـاء مـخـالفـنـد چـه جـوابـى بـراى ایـن سـؤ ال فکر کرده اند؟! طـرح ازدواج مـوقـت ، نـه شـرایـط سـنـگـیـن ازدواج دایـم را دارد کـه بـا عدم تمکن مالى یا اشتغالات تحصیلى و مانند آن نسازد و نه زیانهاى فجایع جنسى و فحشاء را در بر دارد.
ایرادهایى که بر ازدواج موقت مى شود منتها در اینجا اشکالاتى مى شود که باید بطور فشرده به آنها پاسخ گفت :

۱ – گـاهـى مـى گـویـنـد چـه تـفـاوتـى مـیـان ازدواج مـوقـت و فـحـشـاء وجـود دارد؟ هـر دو ((خـودفروشى )) در برابر پرداختن مبلغى محسوب مى شوند و در حقیقت این نوع ازدواج نقابى است بر چهره فحشاء و آلودگیهاى جنسى ! تنها تفاوت آن دو در ذکر دو جمله ساده یعنى اجراى صیغه است.
پـاسـخ : آنـهـا که چنین مى گویند گویا اصلا از مفهوم ازدواج موقت آگاهى ندارند، زیرا ازدواج مـوقت تنها با گفتن دو جمله تمام نمى شود بلکه مقرراتى همانند ازدواج دایم دارد، یـعـنـى چنان زنى در تمام مدت ازدواج موقت ، منحصرا در اختیار این مرد باید باشد، و به هـنـگـامـى کـه مـدت پـایـان یـافـت بـایـد عـده نـگـاه دارد، یـعـنـى حداقل چهل و پنج روز باید از اقدام به هر گونه ازدواج با شخص دیگرى خوددارى کند، تـا اگـر از مـرد اول بـاردار شـده وضـع او روشـن گـردد، حـتـى اگـر بـا وسایل جلوگیرى اقدام به جلوگیرى از انعقاد نطفه کرده باز هم رعایت این مدت واجب است ، و اگر از او صـاحـب فرزندى شد باید همانند فرزند ازدواج دایم مورد حمایت او قرار گیرد و تمام احکام فرزند بر او جارى خواهد شد.
در حالى که در فحشاء هیچ یک از این شرایط و قیود وجود ندارد. آیا این دو را با یکدیگر هرگز مى توان مقایسه نمود؟ البـتـه ازدواج مـوقـت از نـظـر مساءله ارث (در میان زن و شوهر) <43> و نفقه و پاره اى از احکام دیگر تفاوتهائى با ازدواج دایم دارد ولى این تفاوتها هرگز آن را در ردیف فحشاء قرار نخواهد داد، و در هر حال شکلى از ازدواج است با مقررات ازدواج .

۲ – ازدواج مـوقـت سـبـب مـى شـود کـه بـعـضـى از افـراد هوسباز از این قانون سوء اسـتـفـاده کـرده و هـر نـوع فـحشاء را در پشت این پرده انجام دهند تا آنجا که افراد محترم هرگز تن به ازدواج موقت نمى دهند، و زنان با شخصیت از آن ابا دارند.
پـاسخ : سوء استفاده از کدام قانون در دنیا نشده است ؟ آیا باید جلو یک قانون فطرى و ضـرورت اجـتماعى را به خاطر سوء استفاده گرفت ؟ یا باید جلو سوء استفاده کنندگان را بگیریم ؟ اگـر فـرضـا عـده اى از زیـارت خـانـه خـدا سـوء اسـتـفاده کردند و در این سفر اقدام به فـروش مـواد مـخـدر کـردنـد آیـا بـایـد جـلو مـردم را از شـرکـت در این کنگره عظیم اسلامى بگیریم یا جلو سوء استفاده کنندگان را؟! و اگـر مـلاحـظـه مـى کـنـیـم کـه امـروز افراد محترم از این قانون اسلامى کراهت دارند، عیب قانون نیست ، بلکه عیب عمل کنندگان به قانون ، و یا صحیحتر، سوء استفاده کنندگان از آن اسـت ، اگـر در جـامـعـه امـروز هم ازدواج موقت به صورت سالم در آید و حکومت اسلامى تـحـت ضـوابـط و مـقـررات خـاص ، این موضوع را به طور صحیح پیاده کند هم جلو سوء استفاده ها گرفته خواهد شد و هم افراد محترم (به هنگام ضرورتهاى اجتماعى ) از آن کراهت نخواهند داشت .

۳ – مـى گـویـنـد ازدواج مـوقـت سـبـب مـى شـود که افراد بى سرپرست همچون فرزندان نامشروع تحویل به جامعه داده شود.
پـاسخ : از آنچه گفتیم جواب این ایراد کاملا روشن شد، زیرا فرزندان نامشروع از نظر قـانـونـى نه وابسته به پدرند و نه مادر، در حالى که فرزندان ازدواج موقت کمترین و کوچکترین تفاوتى با فرزندان ازدواج دایم حتى در میراث و سایر حقوق اجتماعى ندارند و گویا عدم توجه به این حقیقت سرچشمه اشکال فوق شده است .

منبع : تفسیر نمونه ذیل آیه ۲۴ سوره نساء