بایگانی دسته: مقالات

پژوهش میدانی در مورد تن فروشی در تهران

تن فروشی در تهران
ژاله شادی‌طلب استاد جامعه شناسی:‌در مورد تعداد زنان تن‌فروش در تهران یا کل کشور عدد و رقم دقیقی ندارم اما در سال ۱۳۸۶ پژوهشی را آقای سعید مدنی به‌همراه تعدادی از اساتید دیگر در شهر تهران انجام دادند که این پژوهش به‌سفارش وزارت بهداشت بود.
این استاد جامعه شناسی گفت: در این پژوهش غیر از زنان تن‌فروش راجع به مشتریان آنها نیز بررسی‌هایی صورت گرفته است. تعداد زنان تن‌فروشی که در این پژوهش با آنها صحبت شده حدود ۳۰۰ نفر است که این افراد عمدتاً از خیابان‌ها انتخاب شده‌اند و این‌گونه نبوده که به‌سراغ زنان بازداشت شده یا مراجعه کننده به یک مرکز حمایتی بروند. ۳۰۰ پرسشنامه در این تحقیق به‌همراه ۷۵ مصاحبه عمیق تکمیل شد.

۹ درصد زنان نخستین بار با اجبار همسر به تن‌فروشی روی آورده‌اند

شادی‌طلب درخصوص وضعیت اجتماعی و اقتصادی زنان قبل از تن‌فروشی براساس پژوهش صورت گرفته عنوان کرد: ۷۶ درصد زنان تن‌فروش سابقه فرار از منزل نداشتند. ۲۳ درصد قبل از تن‌فروشی سابقه مصرف مواد مخدر داشتند. ۱۲ درصد سابقه بازداشت و زندان داشتند. ۷ درصد از آنها اعلام کردند که تن‌فروشی را اولین بار برای تهیه مواد آغاز کردند. ۹ درصد اولین تن‌فروشی را با اجبار همسر و ۱۸ درصد با اجبار والدین که عمدتاً پدر بود، آغاز کردند.
وی با اشاره به اینکه تعداد زیادی از زنان تن‌فروش جوان بودند، ادامه داد:‌ ۷۰ درصد زنان تن‌فروش کمتر از ۵ سال بود که این کار را شروع کرده بودند.

دلایل تن‌فروشی

این جامعه شناس درخصوص مهترین عوامل مؤثر بر تن‌فروشی گفت:‌ مسئولیت تأمین مخارج چند نفر مهمترین دلیل گرایش زنان به این کار بود و در رده‌های بعدی عواملی همچون سابقه بازداشت و جرم پدر، وضعیت تأهل و حضور بین دوستان تن‌فروش قرار داشتند.
وی با اشاره به وضعیت فعالیت اقتصادی زنان قبل از تن‌فروشی عنوان کرد: ۲۲ درصد شاغل بودند و ۸۰ درصد عنوان کردند که قبل از تن‌فروشی هیچ شغلی نداشتند، ۴۳ درصد بیکار و ۱۵ درصد خانه‌دار بودند.

وضعیت اشتغال زنان قبل از تن‌فروشی

شادی‌طلب بیان کرد:‌ ۲۲ درصد از زنانی که قبل از تن‌فروشی شاغل بودند در بخش‌های مختلفی بدین شرح مشغول به کار بودند: ۸ درصد کارمند اداری، ۷ درصد منشی‌گری، ۴ درصد فروشنده، ۷ درصد آرایشگری، ۵ درصد کارگری و ۲ درصد کار سیاه و غیرقانونی که عمدتاً فروش مواد مخدر بود. زنانی که قبلاً شاغل بودند شغلشان به‌گونه‌ای نبوده است که درآمد کافی را برای اداره زندگی آنها تأمین کند.

وضعیت سنی زنان تن‌فروش

شادی‌طلب با اشاره به گروه‌های سنی زنان تن‌فروش اظهار داشت:‌ اغلب آنها از سن ۲۰سالگی این کار را آغاز کرده بودند که بعد از ۵ سال فعالیت در این کار در سن ۲۵سالگی قرار داشتند، همچنین نخستین ازدواج دائم آنها بین سنین ۱۵ تا ۱۸ سال بود. ۱۱ درصد ازدواج دائم، ۴۲ درصد مجرد، ۳۹ درصد مطلقه و ۴ درصد بیوه بودند.
وی درخصوص سطح تحصیلات زنان تن‌فروش گفت:‌ ۶ درصد بیسواد و ۱۴ درصد مدرک بالای دیپلم داشتند که این موضوع یک هشدار جدی است.

مشتریان زنان تن‌فروش

این جامعه‌شناس درخصوص مشتریان زنان تن‌فروش بیان کرد:‌ اکثر این زنان گفته بودند که مشتریان هوس‌باز آنها بین سنین ۳۰ تا ۵۰ سال هستند و نیمی از آنها متأهل هستند، ۲۵ درصد مشتریان مجرد، اغلب دارای تحصیلات عالی و‌ ۸۰ درصد شاغل و جزو گروه‌های پردرآمد هستند.
شادی‌طلب درخصوص روش‌های جذب مشتری توسط زنان تن‌فروش افزود:‌ روش جذب آنها در ابتدا از کنار خیابان بود اما پس از مدتی فعالیت ۴۲ درصد از طریق روابط اجتماعی، ۲۲ درصد کنار خیابان و ۲۵ درصد از طریق تماس تلفنی مشتریان خود را جذب می‌کردند. بسیاری از مشتریان این زنان را به خانه می‌بردند زمانی که همسرشان خانه نبوده است.
وی ادامه داد: تعداد مشتریان این زنان در طول هفته ۹ نفر بود و عمده مشتریان از شمال و مرکز شهر بودند.
این جامعه‌شناس درخصوص آلودگی زنان تن‌فروش به ایدز گفت:‌ ۷۵ درصد این زنان درباره ایدز اطلاعاتی ندارند و ۶۸ درصد مجردها و ۷۵ درصد از مطلقه‌ها هرگز آزمایش ایدز نداده‌اند.

صیغه موقت یا متعه چیست؟

صیغه موقت به معنای (ازدواج موقت ) است.صیغه موقت به این معنی است که زن و مردی که با هم ازدواج موقت می کنند، فقط تا زمانی که مدت عقد تمام نشده ، با هم زن و شوهرند . بعد از تمام شدن مدت دیگر زن و شوهر نیستند ،مثلا اگر برای مدت ده روز ازدواج کرده باشند، بعد از ده روز دیگر نسبت به هم محرم نیستند. در ازدواج موقت یا همان صیغه موقت رضایت زن و مرد و خوانده شدن عقد و مشخص کردن مهریه و مدت لازم است.اگر دختر باکره باشد، به نظر بیش تر مراجع معظم تقلید باید از پدرش رضایت بگیرد.

شاید اینها سوالات بسیاری از شما عزیزان باشد آیا عقد یا صیغه موقت باید دارای شرایط خاص باشد ؟

آیا نیاز به عاقد دارد؟

آیا باید با الفاظ خاصی خوانده شود ؟

آیا در صیغه موقت حتما باید مدت در آن قید شود یا خیر؟

از این جهت بر آن شدیم تا مطالبی  در این رابطه برایتان بیان کنیم.

 

طبق ماده ۱۰۶۲قانون‌ مدنی‌: “نکاح‌ واقع‌ می‌شود به‌ ایجاب‌ و قبول‌ به‌ الفاظی‌ که‌ صریحا دلالت‌ بر قصد ازدواج‌ نماید.”

ازدواج‌ موقت‌ (صیغه موقت) که‌ رابطه‌ زوجیت‌ بین‌ زن‌ و مرد در مدت‌ معین‌ است‌ به‌ وسیله‌ عقد محقق‌ می‌گردد و چون‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ یکی‌ از عقود است‌ باید علاوه‌ بر شرایط عمومی‌ برای‌ صحت‌ عقد، دارای‌ شرایط مخصوص‌ به‌ خود نیزباشد.

 

قصد انشاء در ازدواج‌ موقت‌:

قصد و رضای‌ زوجین‌ در صیغه موقت از شرایط صحت‌ عقد است‌. لذا مرد یا زن‌ یا وکیل‌ آن‌ها که‌ صیغه‌ عقد موقت‌ را می‌خواند باید قصد انشاء داشته‌ باشد یعنی‌ اگر خود مرد و زن‌ صیغه‌ را می‌خوانند، زن‌ به‌ گفتن‌ “زوجتک‌نفسی‌” قصدش‌ این‌ باشد که‌ خود را زن‌ او قرار دهد و مرد به‌ گفتن‌ “قبلت‌ التزویج‌” زن‌ بودن‌ او را برای‌ خود قبول‌ نماید و اگر وکیل‌ مرد و زن‌ صیغه‌ را می‌خواند، به‌ گفتن‌ “زوجت‌ و قبلت‌” قصدش‌ این‌ باشد که‌ مرد و زنی‌ را که‌ او را وکیل‌کرده‌ است‌، زن‌ و شوهر شوند.

بنابراین‌ اگر زن‌ و مرد راضی‌ به‌ عقد صیغه موقت نباشند یا اینکه‌ یکی‌ از طرفین‌، مورد اجبار و اکراه‌ قرار گرفته‌ باشد و یا آنکه‌ بدون‌ قصد انشاء، مثلا به‌ لحاظ شوخی‌ صیغه‌ را جاری‌ نماید، این‌ شرط که‌ از صحت‌ ازدواج‌ موقت‌است‌ رعایت‌ نشده‌ و باطل‌ می‌باشد.

در نتیجه‌ اگر زن‌ یا مردی‌ را اجبار به‌ ازدواج‌ موقت‌ با دیگری‌ نمایند که‌ شخص‌ مکره‌ بدون‌ اراده‌، مجبور به‌ پذیرش‌ ازدواج‌ است‌ این‌ ازدواج‌ یا صیغه موقت صحیح‌ نمی‌باشد.

 

الفاظ در ازدواج‌ یا صیغه موقت‌:

در ازدواج‌ یا صیغه موقت تنها اراده‌ و رضایت‌ زن‌ و مرد برای‌ تحقق‌ عقد کافی‌ نیست‌ بلکه‌ باید از الفاظی‌ استفاده‌ کرد که‌ قصد طرفین‌ را مبنی‌ بر ازدواج‌ یا صیغه موقت برساند. بنابراین‌ معاطات‌ در عقد ازدواج‌ موقت‌ پذیرفته‌ نشده‌ است‌.

در اینکه‌ خواندن‌ صیغه‌ ازدواج‌ موقت‌ با چه‌ زبان‌ و الفاظی‌ باشد کافی‌ است‌ که‌ لفظ فارسی‌ باشد و لفظ عربی‌ ضرورت‌ ندارد و صیغه‌ خاص‌ نیز ضرورت‌ ندارد، بلکه‌ همین‌ مقدار که‌ الفاظ، قصد ازدواج‌ موقت‌ را برساند کافی‌است.

 ایجاب‌ و قبول‌:

ایجاب‌ عبارت‌ است‌ از اعلام‌ قصد ازدواج‌ “موقت” گوینده‌ با مخاطب‌ خود. قبول‌ عبارت‌ از اعلام‌ پذیرش‌ آن‌ امر است‌. ایجاب‌ عموما از طرف‌ زن‌ و قبول‌ از طرف‌ مرد می‌باشد.

توالی‌ ایجاب‌ و قبول‌:

برای‌ اینکه‌ اراده‌ هر دو طرف‌ در نظر عرف‌ مربوط به‌ هم‌ باشد و فاصله‌ بین‌ ایجاب‌ و قبول‌ امکان‌ توافق‌ واقعی‌ زوجین‌ را بر هم‌ نزند، در ماده‌ ۱۰۶۵ قانون‌ مدنی‌ تصریح‌ شده‌ است‌ که‌:

“توالی‌ عرفی‌ ایجاب‌ و قبول‌ شرط صحت‌ عقد است‌.”

یعنی‌ قبول‌ باید در زمانی‌ گفته‌ شود که‌ عرف‌ آن‌ را متوالی‌ و مربوط به‌ ایجاب‌ بداند.

ایجاب‌ و قبول‌ توسط ولی‌ در ازدواج‌ موقت‌:

ماده‌ ۱۰۶۳ قانون‌ مدنی‌: “ایجاب‌ و قبول‌ ممکن‌ است‌ از طرف‌ خود مرد و زن‌ صادر شود و یا از طرف‌ اشخاصی‌ که‌ قانونا حق‌ عقد دارند.”

با توجه‌ به‌ ماده‌ ۱۰۷۱ قانون‌ مدنی‌، به‌ نظر می‌رسد منظور از “اشخاصی‌ که‌ قانونا حق‌ عقد دارند” موردی‌ است‌ که‌ ازدواج‌ یا صیغه موقت توسط ولی‌ انجام‌ می‌گیرد و این‌ ماده‌ نمی‌خواهد مورد وکالت‌ را بیان‌ دارد.“تعیین‌ زن‌ و شوهر به‌ نحوی‌ که‌ برای‌ هیچ‌ یک‌ از طرفین‌ در شخص‌ طرف‌ دیگر شبهه‌ نباشد شرط صحت‌ نکاح‌ است‌.”

شرایط عاقد در ازدواج یا صیغه موقت:

ماده‌ ۱۰۶۴ قانون‌ مدنی‌: “عاقد باید عاقل‌ و بالغ‌ و قاصد باشد.”

عاقد به‌ کسی‌ گفته‌ می‌شود که‌ صیغه‌ عقد ازدواج‌ را جاری‌ می‌سازد و کسی‌ که‌ صیغه‌ را جاری‌ می‌سازد باید دارای‌ سه‌ ویژگی‌ باشد:

قسمت‌ الف‌ ـ عاقل‌ باشد: کسی‌ که‌ صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ می‌سازد باید عاقل‌ باشد، پس‌ اگر شخص‌ دیوانه‌، صیغه‌ عقد را جاری‌ سازد عقد باطل‌ است‌.

 

قسمت‌ ب‌ ـ بالغ‌ باشد: کسی‌ که‌ صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را می‌خواند باید بالغ‌ باشد. به‌ استناد تبصره‌ ۱ ماده‌ ۱۲۱۰ قانون‌ مدنی‌ سن‌ بلوغ‌ در پسر پانزده‌ سال‌ تمام‌ قمری‌ و در دختر نه‌ سال‌ تمام‌ قمری‌ است‌. بنابراین‌ چنانچه‌ طفل‌صغیری‌ صیغه‌ را جاری‌ سازد عقد باطل‌ است‌.

 

قسمت‌ ج‌ ـ قاصد باشد: یعنی‌ قصدش‌ از جاری‌ کردن‌ صیغه‌ ازدواج‌ موقت‌ این‌ باشد که‌ در مدت‌ معین‌، پیمان‌ زناشویی‌ را منعقد می‌نماید. بنابراین‌ اگر شخصی‌ از روی‌ مزاح‌ و یا در حال‌ مستی‌، صیغه‌ عقد را جاری‌ سازد این‌ عقدباطل‌ است‌.

در نتیجه‌ کسی‌ که‌ صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ می‌نماید، چه‌ برای‌ خودش‌ چه‌ به‌ وکالت‌ از طرف‌ زوجین‌ یا از طرف‌ یکی‌ از زوجین‌ یا ولی‌ یکی‌ از زوجین‌، باید دارای‌ شرایط مذکور در ماده‌ ۱۰۶۴ باشد. لذا اگر دختر وپسری‌ که‌ نابالغ‌ هستند یا عاقل‌ نیستند و یا قصد نداشته‌ باشند، صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ نمایند، این‌ عقد باطل‌ است‌.

 

تعیین‌ زن‌ و شوهر در ازدواج‌ موقت‌:

ماده‌ ۱۰۶۷ قانون‌ مدنی‌: “تعیین‌ زن‌ و شوهر به‌ نحوی‌ که‌ برای‌ هیچ‌ یک‌ از طرفین‌ در شخص‌ طرف‌ دیگر شبهه‌ نباشد شرط صحت‌ نکاح‌ است‌.”

یکی‌ از شرایط صحت‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ تعیین‌ مرد و زن‌ است‌ به‌ نحوی‌ که‌ موجب‌ اشتباه‌ نشده‌ و کاملا معین‌ باشد. لذا چنانچه‌ وکیل‌ مرد و زن‌ و یا ولی‌ آن‌ها می‌خواهد صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ نماید، باید زن‌ و شوهررا در عقد، معین‌ نماید و این‌ ممکن‌ است‌ با بردن‌ اسم‌ آن‌ها و یا با اشاره‌ به‌ آن‌ها صورت‌ پذیرد به‌ طوری‌ که‌ برای‌ طرف‌ دیگر در عقد جای‌ هیچگونه‌ شک‌ و شبهه‌ای‌ باقی‌ نماند.

بنابراین‌ چنانچه‌ مردی‌ دارای‌ چند دختر باشد و به‌ مرد بگوید یکی‌ از دخترانم‌ را به‌ عقد تو درآوردم‌ به‌ لحاظ آنکه‌ معین‌ نیست‌ کدام‌ دختر را به‌ عقد مرد درمی‌آورد، این‌ عقد باطل‌ و بلااثر است‌.

تعلیق‌ در ازدواج‌ موقت‌:

ماده‌ ۱۰۶۸ قانون‌ مدنی‌: “تعلیق‌ در عقد، موجب‌ بطلان‌ است‌.”

تعلیق‌ در لغت‌ به‌ معنی‌ بلاتکلیف‌ نهادن‌ یک‌ کار است‌ به‌ طوری‌ که‌ نفیا و اثباتا تصمیمی‌ راجع‌ به‌ آن‌ نگرفته‌ باشد.مانند اینکه‌ مرد به‌ زن‌ بگوید تو را به‌ زوجیت‌ خود برگزیدم‌ اگر از سفربرگشتم‌ یا اینکه‌ زن‌ به‌ مرد بگوید خود را به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ تو درآوردم‌ اگر فردا هوا آفتابی‌ باشد و ابر نباشد. در مثال‌های‌ فوق‌ چون‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ معلق‌ به‌ شرطی‌ است‌ که‌ مجهول‌ است‌ لذا صیغه موقت‌ باطل‌ است‌.

ماده‌ ۱۰۷۵ قانون‌ مدنی‌:‌“نکاح‌ وقتی‌ منقطع‌ است‌ که‌ برای‌ مدت‌ معینی‌ واقع‌‌شده‌باشد.”

 

نحوه‌ خواندن‌ صیغه‌ ازدواج‌ موقت‌:

‌ اول‌ ـ اگر زن‌ و مرد خودشان‌ صیغه‌ را بخوانند: اگر خود زن‌ و مرد بخواهند صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را بخوانند، بعد از آنکه‌ مدت‌ و مهر را معین‌ کردند چنانچه‌ زن‌ بگوید:

“زوجتک‌ نفسی‌ فی‌ المدته‌ المعلومه‌ علی‌ المهر المعلوم‌” )یعنی‌ ـ من‌ خودم‌ را به‌ همسری‌ تو در مدت‌ معین‌ و با مهر معین‌ درآوردم‌ (بعد بدون‌ فاصله‌ مرد بگوید: “قبلت‌”(قبول‌ کردم‌)صحیح‌ است‌.

‌ دوم‌ ـ اگر دیگری‌ را وکیل‌ کنند: اگر زن‌ و مرد، شخص‌ دیگری‌ را وکیل‌ کنند که‌ صیغه‌ ایجاب‌ و قبول‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ نماید، در این‌ صورت‌ اول‌ وکیل‌ زن‌ به‌ وکیل‌ مرد بگوید: “متعت‌ موکلتی‌ موکلک‌ فی‌ المدته‌المعلومه‌ علی‌ المهر المعلوم‌” (یعنی‌ موکله‌ خودم‌ را به‌ ازدواج‌ موکل‌ تو در مدت‌ معین‌ با مهر معین‌ درآوردم‌ )پس‌ بدون‌ فاصله‌ وکیل‌ مرد بگوید: “قبلت‌ لموکلی‌ هکذا” (یعنی‌ قبول‌ کردم‌ برای‌ موکل‌ خودم‌ همین‌ طور (صحیح‌ است‌

 

تعیین‌ مدت‌ در صیغه موقت‌:

ماده‌ ۱۰۷۵ قانون‌ مدنی‌:‌“نکاح‌ وقتی‌ منقطع‌ است‌ که‌ برای‌ مدت‌ معینی‌ واقع‌‌شده‌باشد.”

از مفهوم‌ ماده‌ مذکور به‌ دست‌ می‌آید که‌ اگر برای‌ صیغه موقت مدت‌ تعیین‌ نشده‌ باشد،عقد ازدواج‌ صحیح‌ است‌ و آن‌ به‌ عقد دائم‌ مبدل‌ می‌شود.

اما گفته‌ شده‌ دسته‌ دیگری‌ از فقهاء عظام‌ عقیده‌ دارند که‌ در صورت‌ عدم‌ ذکر مدت‌،عقد ازدواج‌ موقت‌ باطل‌ است‌ و مبدل‌ به‌ ازدواج‌ دائم‌ نمی‌شود زیرا در ازدواج‌ موقت‌ (صیغه موقت) تعیین‌ مدت‌ شرط است‌ پس‌ چنانچه‌ عقد فاقد این‌ شرط باشد باطل‌ است.

اگر چه‌ قانون‌ مدنی‌ در ماده‌ ۱۰۷۵ قول‌ مشهور فقهاء عظام‌ را پذیرفته‌ است‌ اما به‌ نظر می‌رسد قولی‌ که‌ نظر به‌ بطلان‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ در صورت‌ عدم‌ تعیین‌ مدت‌ دارد، صحیح‌ تر به‌ نظر می‌رسد.خصوصا اینکه‌ زن‌ و مرد اراده‌ خود را برای‌ صیغه موقت با آثار آن‌ در نظر داشته‌اند و حال‌ آنکه‌ در صورت‌ عدم‌ تعیین‌ مدت‌ و مبدل‌ شدن‌ ازدواج‌ موقت‌ به‌ ازدواج‌ دائم‌، موجب‌ ضرر به‌ زن‌ و مرد، خصوصا مرد می‌شود ماننداینکه‌ مجبور به‌ پرداخت‌ نفقه‌ می‌شود و نیز زن‌ از مرد و بالعکس‌ از همدیگر ارث‌ ببرند و منظور آن‌ها این‌ نبوده‌ است‌.

ماده‌ ۱۰۷۶ قانون‌ مدنی‌: “مدت‌ نکاح‌ منقطع‌ باید کاملا معین‌ شود.”

یعنی‌ باید مدت‌ طوری‌ باشد که‌ هیچگونه‌ ابهامی‌ نداشته‌ باشد و آغاز زمان‌ و آخر زمان‌ ازدواج‌ موقت‌ کاملا معین‌ باشد حتی‌ اگر مدت‌ کم‌ باشد مانند یک‌ روز یا یک‌ ساعت‌ و یا مدت‌ ازدواج‌ موقت‌ طولانی‌ باشد مانند سی‌ و چهل‌سال‌.

چنانچه‌ در ازدواج‌ موقت‌ (صیغه موقت)، مدت‌ ذکر شود اما اول‌ و آخر آن‌ معین‌ نشود مانند اینکه‌ مردی‌ زنی‌ را به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ خود دربیاورد به‌ مدت‌ یک‌ سال‌ اما معلوم‌ نکند که‌ آغاز یک‌ سال‌ از چه‌ وقت‌ است‌، بیان‌ شده‌ که‌ ابتداء آن‌ اززمان‌ عقد محسوب‌ می‌گردد، زیرا اطلاق‌ عقد اقتضاء دارد که‌ مدت‌ بلافاصله‌ شروع‌ شود.

اما برخی‌ دیگر از حقوق‌دانان‌ اظهار می‌دارند “آغاز مدت‌ ازدواج‌ موقت‌، باید پیوسته‌ به‌ زمان‌ انعقاد عقد باشد و نباید جدای‌ از آن‌ باشد و به‌ نظر می‌رسد نظر اخیر صحیح‌ تر باشد.

نگاهی به فتاوای آیت الله روحانی درباره ازدواج موقت دختر باکره بدون اجازه پدر

سایت رسمی حضرت آیت الله سید صادق روحانی با انتشار ویژه نامه ای به بیان دیدگاه های معظم له پیرامون ازدواج موقت (خصوصا با دختر باکره) پرداخته و نظرات ایشان را به تفصیل تبیین کرده است. در این ویژه نامه آمده است:

این ویژه نامه سعی دارد تا در گفتاری موجز به بیان نکات کاربردی و مبتلابه مبحث ازدواج و مشخصا ازدواج موقت دختر باکره بدون اذن پدر از منظر آراء و فتاوای حضرت آیت الله العظمی سید محمدصادق روحانی (دام ظله العالی ) بپردازد به گونه ای که به عنوان مرجعی ساده و نسبتا کامل در باب این موضوع برای مقلدان معظم له و پاسخی به صدها استفتا و ایمیل مشابه که هر هفته از ایشان می شود، باشد.(این ویژه نامه به تدریج کامل خواهد شد)

جزییات ویژه نامه را در اینجا مطالعه فرمایید.

صیغه موقت (متعه) در آینه روایات اهل بیت (ع)

  1. ابا بصیر می گوید: از امام باقر علیه السلام درباره متعه پرسیدم
    امام فرمود در قرآن نازل شده است: فما استمتعتم به منهن فآتوهن أجورهن فریضه ولا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضه [نساء:۲۴]
    و زنانى را که از آنها تمتع مى‏گیرید واجب است که مهرشان را بدهید. و پس از مهر معیّن، در قبول هر چه هر دو بدان رضا بدهید گناهى نیست. هر آینه خدا دانا و حکیم است. [ترجمه قرآن:عبد المحمد آیتی]
  2. امام رضا علیه السلام فرمود: رسول خدا متعه را حلال نمود و تا هنگام وفات نیز آن را حرام نکرد.
  3. شخصی از امام باقر علیه السلام درباره این آیه پرسید: وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلى‏ بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدیثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَها بِهِ قالَتْ مَنْ أَنْبَأَکَ هذا قالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلیمُ الْخَبیر
    آن گاه که پیامبر با یکى از زنان خود رازى در میان نهاد، چون آن زن آن راز با دیگرى باز گفت، خدا پیامبر را از آن آگاه ساخت و او پاره‏اى از آن [کشف]راز را بر آن زن آشکار کرد و از افشاى پاره‏اى دیگر سرباز زد. چون او را از آن خبر داد، گفت: چه کسى تو را از این ماجرا آگاه کرده است؟ گفت: آن خداى داناى آگاه به من خبر داده است. [تحریم۳]
    امام فرمود: رسول خدا زنی را متعه نمود. یکی از زنان حضرت مطلع شد و ایشان را متهم به فحشاء نمود!!! رسول خدا فرمود: این کار حلال است. این ازدواجیست به صورت موقت. تو این قضیه را مخفی بدار. اما آن زن به یکی دیگر از زنان حضرت خبر داد! [پس خداوند آن آیه را نازل فرمود]
  4. جابر بن عبد الله انصاری می گوید: ما در زمان رسول خدا و نیز در زمان ابو بکر متعه می کردیم تا زمان عمر که آن را ممنوع کرد!!
  5. با أسناد زیادی روایت شده که از حضرت صادق علیه السلام پرسیده شد: آیا آیه متعه نسخ شده است؟
    فرمود: نه و اگر عمر از آن جلوگیری نکرده بود هیچکس جز شقی زنا نمی کرد.
  6. شخصی [از مخالفان اهل بیت] نزد امام باقر علیه السلام آمد و گفت:
    نظرت درباره متعه زنان چیست؟
    امام فرمود: خداوند آن را در کتابش و در سنت پیامبرش حلال نموده پس تا روز قیامت حلال است.
    او گفت: آیا مثل تویی چنین می گوید در حالیکه عمر آن را حرام کرد!
    امام فرمود: اگر چه چنین کرد! [اما حرف من همان است که گفتم]
    او گفت: پناه می برم به خدا که چیزی را که عمر حرام کرده، حلال می دانی!
    امام فرمود: پس تو بر نظر رئیست باش و من هم بر نظر رسول خدا !…
  7. شیخ مفید بنقل از شیخ صدوق به اسناد خود روایت نموده که:
    امیرمؤمنان علی علیه السلام زنی از خاندان بنی نهشل را در کوفه متعه نمود.
  8. امام رضا علیه السلام در نامه ای که برای مأمون عباسی نوشتند و اسلام را برایش تشریح نمودند می فرماید:
    [اعتقاد به] اسلام، شهادت به وحدانیت خداست و…[تا می رسد به اینجا که] و حلال دانستن دو متعه ای که خداوند در کتابش نازل فرموده و رسول خدا در سنتش جاری نموده است یعنی متعه زنان و متعه حج…
  9. امام صادق علیه السلام می فرماید:
    از ما نیست کسی که به رجعت ما ایمان ندارد و متعه ما را حلال نمی داند.
  10. امام صادق علیه السلام فرمود:
    اینکه خدای عزوجل در قرآن می فرماید: ما یفتح الله للناس من رحمه فلا ممسک لها…[فاطر:۳۵]
    (هر رحمتى را که خدا براى مردم بگشاید، بازدارنده‏اى براى آن نیست‏)، یکی از مصادیقش متعه است.
  11. امام محمد باقر علیه السلام فرمود:
    مرد متأهل اگر بخواهد می تواند متعه کند اگرچه در شهر خودش باشد و با همسرش اقامت داشته باشد.
  12. از امام صادق علیه السلام پرسیده شد: چه تعداد از متعه حلال است؟ فرمود: هر قدر خواستی.
  13. امام صادق علیه السلام فرمودند:
    برای مرد مستحب است که نکاح متعه انجام دهد. دوست ندارم مردی از شما از دنیا برود مگر اینکه یک مرتبه هم که شده متعه گرفته باشد.
  14. از امام صادق علیه السلام درباره متعه سؤال شد حضرت فرمودند:
    دوست ندارم فردی از شما از دنیا برود و روشی از روشهای رسول الله را عمل نکرده باشد.
  15. محمد بن مسلم گفت: امام صادق علیه السلام به من فرمودند:
    آیا تا به حال متعه کرده ای؟ عرض کردم: نه، حضرت فرمود: از دنیا نروی تا اینکه سنت پیامبر(ص) را زنده کرده باشی!
  16. اسماعیل هاشمی گفت: امام صادق علیه السلام به من فرمودند:
    آیا از وقتی که از کنار همسر خود بیرون آمده ای متعه کرده ای؟ عرض کردم: با زنانی چند که در کنارم هستند خدا مرا از آن بی نیاز نموده، حضرت فرمودند: اگر چه بی نیاز هستی امّا من دوست دارم که سنت رسول الله را زنده بداری.
  17. اسماعیل جعفی می گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمودند:
    ای اسماعیل امسال متعه داشته ای؟ عرض کردم بله، حضرت فرمودند: مقصودم متعه حج نیست، عرض کردم: پس مقصود شما چیست؟ حضرت فرمودند: متعه نساء( ازدواج موقت) را می گویم. عرض کردم: بله با دختری بربری و نیکو. فرمودند: ای اسماعیل متعه کن با هر چه که یافتی اگر چه زنی سندی باشد.
  18. ابابصیر میگوید: خدمت امام صادق رسیدم، حضرت از من سؤال فرمودند:
    آیا از وقتی که از کنار همسرت بیرون آمده ای متعه کرده ای؟ عرض کردم: نه، حضرت فرمودند: برای چه؟ عرض کردم: پولم کم بود و به این کار نمی رسید. حضرت دیناری به من دادند و فرمودند: تو را قسم می دهم که به منزل نروی مگر اینکه به متعه عمل کرده باشی، ابی بصیر گفت: همین کار را کردم.
  19. عبدالله بن سنان می گوید: امام صادق علیه السلام فرمودند:
    خداوند هر شراب مست کننده را بر شیعیان ما حرام کرده، در عوض آن، متعه را برای آن ها قرار داده است.
  20. از امام باقر علیه السلام است که رسول خدا(ص) فرمودند:
    وقتی خدا مرا به آسمان بالا برد جبرائیل به من پیوست و گفت ای محمّد، خدا میفرماید کسانی از امت تو که ازدواج موقت کنند را مورد مغفرت ِخود قرار دادم.
  21. بشر بن حمزه می گوید: در زمان امام باقرعلیه السلام یکی از رجال قریش به من گفت:
    دختر عموی من که دارای مال بسیار بود دنبالم فرستاده، پیغام داد: که تو می دانی چقدر برای من خواستگار آمده و من همه را جواب ردّ داده ام و نیز دنبال تو نفرستادم به خاطر رغبت به مردان! امّا شنیده ام که خدا متعه را در کتاب خود حلال دانسته و رسول خدا نیز آن را در سنت خود جاری ساخته است، امّا عمر آنرا حرام دانسته و من می خواهم خدا و رسولش را اطاعت نموده و عمر را عصیان نمایم پس تو مرا متعه نما! به او گفتم: اجازه بده، خدمت امام باقر برسم و از او سؤال کنم. خدمت حضرت رسیده، مشاوره کردم. حضرت فرمود: این کار را بکن.[در نقل کتاب کافی آمده که سپس امام اینگونه دعا فرمود: صلی الله علیکما من زوج یعنی درود خدا بر شما دو همسر]
  22. علی سائی می گوید: به امام موسی کاظم علیه السلام عرض کردم:
    من زمانی متعه می کردم اما بعد آنرا خوش نداشتم و بدم آمد و به فال بد گرفتم، از این رو با خدای خودم بین رکن و مقام عهد بستم که دیگر نکنم و نذر کردم که اگر بار دیگر متعه کنم روزه بگیرم! ولی بعد برایم سخت شد و از عهد خود پشیمان شدم و قدرت ازدواج علنی [دائم] را نیز نداشتم. حضرت فرمودند: با خدا عهد کرده ای که اطاعتش نکنی؟! به خدا قسم اگر اطاعتش نکنی معصیت کار خواهی بود!
  23. محمد بن مسلم ثقفی نقل می کند که وقتی از امام صادق علیه السلام سؤال شد:
    مقدار مهر در ازدواج موقت چقدر باید باشد؟
    حضرت فرمودند: به هر چه که هر دو به آن راضی شوند و تا هر زمانی که هر دو تعیین کرده باشند.
  24. سماعه می گوید: فردی از امام صادق علیه السلام مسائلی را سؤال کرد تا اینکه گفت:
    اگر در عقد موقت، زن شرط کند که هر لذّتی که می خواهی از من ببر ولی با من آمیزش نکن، آیا این شرط درست است.امام فرمود: بله تنها آن مقداری که شرط شده است حق مرد است.
  25. علی بن یقطین می گوید: از امام کاظم علیه السلام از متعه سؤال کردم حضرت فرمود:
    تو را با متعه چه کار! که خدا از آن بی نیازت کرده است.عرض کردم: فقط می خواهم بدانم.فرمود:متعه در کتاب علی علیه السلام هست.
    با توجه به روایت شماره ۱۶ که امام با وجود بی نیازی جنسی شخص به خاطر همسرانش باز هم او را به انجام متعه سفارش نمودند، علما فرموده اند معلوم می شود علت این که اینجا امام، علی بن یقطین را از این کار بازداشتند به خاطر موقعیت خطیر او بود؛ زیرا او وزیر هارون الرشید بود و هارون او را از خود می دانست و او برای خدمت به خلق خدا به دربار هارون رفته و سخت تقیه می کرد و شیعه بودن خود را مخفی می داشت و انجام متعه و لو رفتن او تشیعش را بر ملا می ساخت و خطر عظیمی برای خودش و شیعیان امام پدید می آمد.
  26. سهل بن زیاد می گوید: از چند نفر از اصحاب امام صادق علیه السلام شنیدم:
    حضرت به اصحاب خود می فرمودند: در مکه و مدینه، متعه را به من ببخشید! زیرا با من در رفت و آمد هستید و می ترسم شما را بگیرند[و اتهام زنا بزنند] و بعد بگویند اینها اصحاب جعفرند!
    شیخ مفید می گوید اصحاب ما گفته اند که علت نهی امام صادق علیه السلام از متعه کردن در مکه و مدینه این بود که: أبان بن تغلب که از یاران و راویان حضرت و ثروتمند نیز بود، زنی را در مکه متعه کرد ولی آن زن برایش نقشه کشید و توانست او را در صندوقی حبس کند! آنگاه چند حمال آورد و صندوق را به باب الصفای مسجد الحرام آوردند و به ابان گفتند: اینجا باب الصفا است تو را آورده ایم این جا، و می خواهیم فریاد بزنیم که این ابان بن تغلب است و می خواست با زنی زنا کند!.پس أبان با پرداخت ده هزار درهم به آنها خود را آزاد کرد!.چون این خبر به امام صادق علیه السلام رسید به اصحاب فرمود: در مکه و مدینه متعه را به من ببخشید!.

فواید و آثار ازدواج موقت

دستورات و قوانین دین مبین اسلام یک مجموعه است که همگی مکمّل یک دیگر هستند و اگر همۀ این مجموعه در زندگی انسان ها مورد توجه قرار گرفته و بدان ها عمل شود، قطعاً سعادت بشری را به دنبال خواهد داشت، اما اگر این مجموعه دستورات یا بعضی از آن ترک شود و یا احیاناً بر خلاف آنها عمل شود، موجب ضررها و ضربات روحی و جسمی بسیاری بر جامعه بشری خواهد شد. گرچه ممکن است عمل به یک دستور به تنهایی اثرات مثبت محدودی داشته باشد، اما منظور و هدف اسلام و هر قانونگذار دیگری که برای سعادت جامعه بشری قانون وضع می کند این است که به مجموعه قوانین وضع شده عمل شود تا جامعه و افراد به نتیجه کامل و مطلوب برسند.

ازدواج موقت یکی از دستورات اسلام است که دلایل متعددی در تشریع آن وجود دارد از جمله: جلوگیری از انحرافات جنسی افرادی که خواهان عفت و پاکی هستند، و خصوصاً برای افرادی که به هر دلیل امکان ازدواج دائم برای آنها وجود ندارد، ولی این هیچ گاه به معنای اولین و تنها راه حل نیست.
جدای از این نکته اگر ازدواج موقت با تمام احکام و لوازم و شرایط به درستی شناخته شود و هدف و منظور اسلام از وضع چنین قانونی در نظر گرفته شود و التزام و عمل به احکام و لوازم و شرایط آن را در کنار التزام و عمل به سایر دستورات اسلام نظیر پاکدامنی، وفای به عهد، رعایت حقوق زناشویی، رعایت حق الناس، حفظ چشم از نگاه حرام، راستگویی و … قرار دهیم، مسلماً ازدواج موقت بهترین راه برای حفظ جامعه و افراد، از مضرات و ناگواری هایی است که در اثر عدم ازدواج دامنگیر افرادی است که به دلیلی توانایی ازدواج دائم را ندارند یا شدت غریزۀ جنسی در آنان شرایطی را فراهم نموده است که در صورت عدم پاسخ گویی صحیح، انحرافاتی در آنان پدید می آید و منظور و مقصود شارع مقدس اسلام نیز همین بوده است که از انحرافات جنسی پیشگیری نماید.

اما اگر در جامعه ای افرادی به دیگر دستورات اسلام پای بند نباشند، بلکه مرتکب همۀ گناهان بشوند و فقط بخواهند با ازدواج موقت به سعادت برسند، قطعاً امکان پذیر نخواهد بود، همان طوری که با ازدواج دائم نیز چنین چیزی میسر نمی باشد. و چه بسیار ازدواج های دائمی که متأسفانه روزانه منجر به طلاق شده و می شود که باید ریشه این جدائی ها را در عدم تعهد به سایر دستورات اسلامی جستجو کرد.
اسلام هرگز نفرموده است اگر پسر یا دختری که هوسباز و خوشگذران و بی مبالات به دستورات دین است و هیچ ابایی از ارتکاب انواع گناهان و اصرار بر آنها ندارد. تنها با یک ازدواج موقت سعادتمند خواهد شد، چنین افرادی حتی با ازدواج دائم و با قرار دادن هزاران قید و شرط قانونی برای محکم نگه داشتن ازدواج دائم خود موفق به رسیدن زندگی سعادتمندانه نخواهند شد و حتی اگر ازدواج دائم آنها منجر به طلاق نشود، اما زندگی دلپذیر و مورد رضایت طرفین نخواهند داشت.

نکتۀ دیگر سوء استفاده های افراد سودجو از ازدواج موقت است که باید بگوئیم اگر سطح فرهنگ جامعه در حد قابل قبولی نباشد نه تنها امکان سوء استفاده از ازدواج موقت منتفی نیست که در چنین جوامعی سوء استفاده از سایر دستورات و قوانین و حتی مقدسات شایع است. ولی آیا می توان به دلیل چنین سوء استفاده هایی این دستورات و مقدسات را کنار گذاشت؟ یا باید فرهنگ جامعه را ارتقاء بخشید تا از برکات چنین قوانین و دستورات بهره مند شود. مسلما راه حل دوم عاقلانه است.
بنابراین اگر ازدواج موقت به درستی شناخته شود و در کنار عمل به سایر دستورات اسلام، به صورت صحیح مورد استفاده افرادی که خواهان پاکی و عفت هستند و توانایی ازدواج دائم را ندارند قرار گیرد، قطعاً نتیجه مورد نظر از آن برآورده خواهد شد.

این نکات را نیز باید یادآوری کرد که:
اولا: ازدواج موقت یک امر اختیاری است؛ یعنی شارع آن را واجب نکرده است، و طبیعی است که در شرایطی برای افرادی که انتخاب و تصمیم گیری درستی نداشته باشند، می تواند پیامدهای منفی نیز به دنبال داشته باشد، اما این ربطی به وجود چنین قانونی (اصل جواز ازدواج موقت) ندارد.
ثانیا: اکثر فقها برای ازدواج موقت دختر باکره، اذن پدر را شرط می دانند و این گرچه دلایل خاص فقهی خودش را دارد، اما از حکمت های چنین شرطی آن است که از ضررهایی که ممکن است به جهت فقدان تجربه های لازم متوجه دختر شود، جلوگیری گردد.